باشگاه خبرنگاران جوان - در اوج گمانهزنیها درباره تفاهمنامه در دسترس میان ایران و آمریکا، حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت، روندی که خط قرمز جمهوری اسلامی اعلام شد و حتی تهران در پاسخ به تهاجم چند وقت پیش به آن حملاتی موشکی علیه سرزمینهای اشغالی کلید زد، از آشفتگی و وضعیت پیچیده تلآویو در برخورد با شرایط جاری منطقه حکایت دارد. اگر چه ترامپ سعی کرد با ادبیات تند علیه نتانیاهو ماجرا را فیصله دهداما دبیر شعام در پیامی کوتاه پاسخ ایران به تجاوز رژیم صهیونیستی را قطعی دانست تا مشخص شود ایران از خط قرمز لبنان و حزب الله در تفاهم نامه اسلام آباد ذرهای کوتاه نمیآید.
هنوز جزئیات رسمی تفاهمنامه مذکور منتشر نشده و در کشور نیز درباره مفاد احتمالی آن دیدگاه و مباحث متفاوتی مطرح است، اما در یک نکته میان طیف گستردهای از تحلیلگران اجماع نسبی دیده میشود؛ اینکه رژیم صهیونیستی مهمترین بازیگری است که از چنین مناسباتی ناراضی است. از این منظر، کاهش تنش میتواند بسیاری از معادلاتی را که تلآویو بر مبنای تقابل، بحران و فضای امنیتی چیده بر هم زده و دستخوش تغییر کند، ازاینرو اقدامهایی مانند حمله به بیروت، بازی خرابکنی علیه چنین فرایندی است.
حملات روز گذشته دشمن به ضاحیه سه شهید و ۱۵ زخمی بر جای گذاشت و طبق گزارش برخی رسانهها، علی دقدوق (ابوحسین ساجد) از فرماندهان باپیشینه حزبالله و معاون عماد مغنیه، هدف ترور بوده است. این اتفاق به سرعت در تهران واکنشهایی برانگیخت. مهمترین موضع از سوی محمدباقر قالیباف اتخاذ شد؛ جایی که رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران با آمریکا به صراحت طرف غربی را مورد خطاب و نکوهش قرار داد و نوشت: «تجاوز صهیونیستها به ضاحیه بار دیگر نشان داد آمریکا یا ارادهای برای اجرای تعهدات خود ندارد یا توان آن را. با چراغ سبز نشان دادن به رژیم نمیتوانید امتیاز بگیرید. بازی پلیس بد و پلیس خوب قدیمی شده است. اگر اراده و توان اجرای تعهدات خود را ندارید، سخن گفتن از ادامه مسیر ممکن نیست». واکنش سریع، صریح و تند مقامات تهران در مقابل اقدامهای بیمحابای نخست وزیر صهیونیستی که احتمال کنار کشیدن جمهوری اسلامی از روند مذاکرات را تقویت میکرد، به سرعت با واکنش رئیس جمهور ایالات متحده مواجه شد. ترامپ با هدف برگرداندن صحنه در اظهاراتی که نوعی پیام برای طرف ایرانی و البته کشیدن گوش متحد چموشش هم تلقی شد، در گفتوگو با باراک راوید، خبرنگار آکسیوس چنین گفت: «به نتانیاهو زنگ زدم و گفتم تو چه غلطی میکنی؟ به او گفتم حملات دیگری به حزبالله نکن. چرا نتانیاهو باید چنین حمله مزخرفی را انجام میداد؟ من خیلی عصبانی شدم. به او فهماندم. او اصلاً قضاوت درستی ندارد. من این را به او گفتم». حمله به لبنان، اما از سوی بخشی از ناظران سیاسی همان گونه که گفته شد نه صرفاً یک رخداد امنیتی محدود، بلکه تلاش تلآویو برای تأثیرگذاری بر روندهای سیاسی تعبیر میشود. در تفسیر برخی ناظران، افزایش تنش در جبهههای مختلف منطقهای میتواند با هدف ایجاد فشار روانی و سیاسی بر روند توافق صورت بگیرد؛ روندی که در صورت موفقیت، احتمالاً به کاهش درگیریها در چندین جبهه منجر خواهد شد و قطعاً صهیونیستها با آگاهی از چنین روندی در آستانه امضای تفاهم تهران و واشنگتن دست به چنین تحرکاتی زدهاند.
جنگ، تنفس مصنوعی نتانیاهو
از منظری دیگر، احتمالاً یکی از دلایل ماجراجویی رژیم در لبنان به تحولات و آشفتگیهای درونی سرزمینهای اشغالی و تلاش نتانیاهو برای پرت کردن حواسها از شکستهایش در لبه پرتگاه بازمیگردد. واقعیت این است که نخست وزیر اسرائیل به سبب ناکامیها مقابل ایران زیر فشار زیادی قرار دارد. در آخرین مورد «یائیر لاپید» رئیس اپوزیسیون رژیم با بیان اینکه توافق احتمالی ایران و آمریکا، هیچ یک از اهداف جنگی تعیینشده از سوی کابینه نخست وزیر را محقق نکرده و عمیقترین منافع امنیتی اسرائیل را به خطر میاندازد، آن را «شکست بزرگ و کامل نتانیاهو» خواند.
منتقدان معتقدند بقای سیاسی نتانیاهو تا حد زیادی با استمرار فضای بحران گره خورده است. شرایط جنگی و امنیتی همواره امکان بسیج افکار عمومی، تعویق رسیدگی به ناکامیها و کاهش فشارهای سیاسی محافل داخلی را برای نخستوزیر اسرائیل فراهم کرده است؛ بنابراین در شرایط جاری، او جنگ را تنها راه جلوگیری از مرگ سیاسی یافته و قمار در لبنان در همین زمینه قابل تفسیر است.
منبع: روزنامه قدس