ریشه‌های فکری صهیونیسم پیش از آنکه در میان خود یهودیان پخته شود، در بستر فرقه نوظهور پروتستانتیسم مسیحی در اروپا شکل گرفت.

باشگاه خبرنگاران جوان - پدیده «یهود مخفی» چگونه با تظاهر به مسیحیت و نفوذ به پارلمان بریتانیا، استراتژی اشغال فلسطین را کلید زد و رژیم پهلوی چگونه ایران را به جولانگاه آن‌ها بدل ساخت؟ مرور مستندات تاریخی نشان می‌دهد شبکه‌ای که با باج‌دهی به شاهزادگان اروپایی و حذف فیزیکی امیرکبیر مسیر غارت ملت‌ها را هموار می‌کرد، چگونه با ضربه کاری امام خمینی(ره) تمام دارایی استراتژیک خود را در تهران از دست داد.

ریشه‌های فکری صهیونیسم پیش از آنکه در میان خود یهودیان پخته شود، در بستر فرقه نوظهور پروتستانتیسم مسیحی در اروپا شکل گرفت؛ جریان‌هایی که برپایی دولت یهودی در فلسطین را مقدمه بازگشت عیسی مسیح (ع) می‌دانستند. در این اتمسفر، پدیده‌ای پیچیده به نام «یهود مخفی» متولد شد؛ افرادی که در باطن بر کیش خود پایدار بودند، اما در ظاهر، برای شکستن سد‌های قانونیِ ورود به مجامع قدرت، خود را مسیحی جا می‌زدند.

در انگلستان، تا پایان قرن هجدهم راه ورود یهودیان به پارلمان مسدود بود. ناهوم سوکولوف در کتاب تاریخ صهیونیسم می‌نویسد، چگونه این کانون‌ها استراتژی تغییر کیش ظاهری را کلید زدند. نخستین یهودی خالصی که به مجلس عوام راه یافت، «سر منسه ماسای لوپز» (۱۸۰۲ میلادی) بود؛ پس از او چهره‌هایی، چون «رالف برنال» و «دیوید ریکاردو» (اقتصاددان مشهور) از همین معبر عبور کردند. حتی بنجامین دیزرائیلی، اولین نخست وزیر یهودی انگلستان، در ۱۳ سالگی توسط پدرش به آیین کلیسای انگلستان درآمد تا خطوط نفوذ در هرم قدرت بریتانیا تکمیل شود.

هم‌زمان، لابی‌های مالی سنگین نظیر پرداخت ۱۵ هزار لیره توسط خاندان روچیلد به شاهزاده آلبرت بابت چرب کردن سبیل لردها، به مرور قبح حضور علنی این جریان در سیاست و قانون‌گذاری غرب را از بین برد. این پیوند پنهان، با اشتیاق شدید مقامات بریتانیایی به ایده کوچ یهودیان مستحکم‌تر شد. لرد شافتسبری، صهیونیست غیر یهودی، در یادداشت‌هایش صراحتاً از تلاش‌هایش برای همراه کردن روزنامه تایمز لندن و لرد پالمرستون در مسیر آرمان صهیونیستی سخن می‌گوید.

روزنامه تایمز در ۹ مارس ۱۸۴۰ بیانیه‌ای رسمی چاپ کرد که با استناد به تورات، فلسطین را متعلق به فرزندان ابراهیم می‌دانست. اسقف انگلیسی «ا. جی. اچ. هولینگزورت» نیز علناً خواستار حمایت ملکه ویکتوریا از اسکان یهودیان در سرزمین مقدس شد. این جریان تا جایی پیش رفت که «واردر کرسون»، کنسول آمریکا در بیت‌المقدس در اواسط قرن نوزدهم، رسماً به آیین یهود گروید و نام «میخائیل بواز اسرائیل» را انتخاب کرد.

در سده‌های شانزده تا نوزده، زرسالاران یهودی با عنوان رسمی «یهودی دربار» به مشاوران مالی و فرمانروایان پنهان کاخ‌های اروپایی تبدیل شدند. در آلمان، خانواده «اپنهایمر» امور مالی و انحصار تأمین باروت، لباس و تسلیحات ارتش را در دست داشتند؛ به طوری که در اوایل قرن بیستم، با وجود جمعیت یک درصدی، ۳۰ تا ۶۰ درصد شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ آلمان در انحصار آنان بود. در سال ۱۷۱۶ میلادی، ساموئل برنارد از یهودی از بزرگترین زرسالاران فرانسوی طرف قرارداد لویی چهاردهم برای تأمین نیاز‌های ارتش فرانسه، از مواد غذایی تا تسلیحات و اطلاعات نظامی بود.

با انتقال سرمایه‌ها از آمستردام به لندن، بورس بریتانیا کاملاً در قبضه آنان درآمد. این ثروت کلان با انحصار تجارت شکر و نیشکر در مستعمراتی، چون جامائیکا و برزیل و بعد‌ها تأسیس شبکه‌های مافیایی نفتی و قمارخانه‌ها در آمریکا، پیوند خورد؛ به گونه‌ای که در جنگ‌های جهانی اول و دوم، فاتحان واقعی نه توده‌های مردم اروپا و آمریکا، بلکه کمپانی‌های بزرگ زرسالاران پشت پرده قدرت در ایالات متحده، فرانسه و انگلستان بودند. این راهبرد استراتژیک بین‌المللی، کشور ایران را از دایره نفوذ خود مستثنی نکرد. پس از جنگ کریمه (۱۸۵۳–۱۸۵۶) که در ظاهر جنگ عثمانی و روسیه بود، اما با سرمایه خاندان روچیلد تدارک دیده شد، امپراتوری عثمانی وامدار کانون‌های ماسونی-یهودی شد و مسیر نفوذ به داخل ایران نیز هموارتر شد. در دربار قاجار، ناصرالدین‌شاه تحت نفوذ اسرارآمیز پزشکان یهودی خود یعنی یعقوب ادوارد پولاک، پزشک مخصوص بین ۱۲۳۴ تا ۱۲۳۹ خورشیدی، و دکتر ژوزف دزیره تولوزان معروف به حکیم باشی قرار داشت.

حبیب لوی، نویسنده یهودی، در جلد سوم کتاب تاریخ یهود ایران از علاقه مهدعلیا، مادر شاه به حکیم یحزقل، معروف به «حق نظر»، می‌گوید. طبیبی که محافل یهودی از او به عنوان «مُردخای دربار قاجار» یاد می‌کردند و او را معادل مردخای در دربار خشایارشاه می‌دانستند. ظهور میرزا تقی‌خان امیرکبیر، یک سد آهنین در برابر این شبکه بود. امیرکبیر با اصلاحات ساختاری، انضباط مالی و خاموش کردن فتنه مذهبی-سیاسی باب (که به اعتراف حبیب لوی، نویسنده یهودی، شمار قابل‌توجهی از خواص یهود همدان، کاشان و شیراز برای کسب اطلاعات و همکاری به آن پیوسته بودند)، استراتژی کلان غرب را به چالش کشید.

این تدابیر و اقدامات امیرکبیر در ایران با برنامه کانون‌های یهودی مغایر بود و در نهایت امیرکبیر در حمام فین کاشان به قتل رسید، با صدارت میرزا آقاخان نوری، عوامل یهودی و بیگانه و وابسته به انگلیس برای تضعیف ایران در این زمان علاوه بر ایجاد فتنه و نیز دامن زدن به هرج و مرج به وسیله عوامل داخلی خود از جمله میرزا آقاخان نوری و درباریان بی‌کفایت زمینه جداسازی افغانستان از ایران را فراهم و عملی کردند.

جولان دادن دادن صهیونیست‌ها در ایران در دوران محمدرضا پهلوی به اوج خود رسید. رژیم شاهنشاهی تمامی امکانات ایران را بی‌دریغ در اختیار صهیونیسم گذاشت؛ اگرچه از بیم خشم و نفرت عمیق مردم مسلمان ایران، هرگز جرئت علنی کردن روابط فراتر از مرحله «دوفاکتو» را پیدا نکرد و تابلوی سفارت اسرائیل در تهران نصب نشد. اما بهمن ۱۳۵۷، خط بطلانی بر این فرایند چندصدساله کشید. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رژیمی که تمام ارکان خود را بر پایه نفوذ و ثروت شبکه بین‌المللی بنا کرده بود، ناگهان با حکومتی مواجه شد که بنیان‌گذار آن بی‌پرده خواستار محو صهیونیسم از صفحه جغرافیا بود.

موشه دایان، ژنرال صهیونیست، این واقعه را به درستی توصیف کرد: «زلزله‌ای در خاورمیانه به وقوع پیوست و روز‌های سخت اسرائیل آغاز شد.»

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار