نسل‌زدی‌ها از یک سو به‌واسطۀ فناوری دسترسی بی‌سابقه‌ای به فرصت‌ها دارند، و از سوی دیگر به‌طرز بی‌سابقه‌ای جواب‌های سربالا می‌شنوند.

باشگاه خبرنگاران جوان - در مدرسه به شما می‌گویند شما بهترینید و اگر سخت‌کوش باشید، دروازه‌های جهان به رویتان باز خواهد شد. اما وقتی بزرگتر می‌شوید، همه‌چیز رنگ می‌بازد. در دانشگاهی که دوست دارید، پذیرفته نمی‌شوید. با آدم‌ها وارد رابطه می‌شوید، اما سر هیچ‌و‌پوچ، همه‌جا بلاکتان می‌کنند و می‌روند. هرجا درخواست کار می‌کنید، «نه» می‌شنوید و وقتی با هزار بدبختی جایی استخدام می‌شوید، کارتان آن چیزی نیست که می‌خواستید. جوانان امروزی، با شدتی بی‌سابقه، ناکام می‌شوند. این‌همه «نشدن» و «نه شنیدن»، روحیۀ ویژه‌ای در آن‌ها به وجود آورده است.

هر نسلی معتقد است بدترین قرعه به نام خودش افتاده. ولی نسل‌زدی‌ها در موقعیت بغرنجی قرار گرفته‌اند؛ از یک سو به‌واسطۀ فناوری دسترسی بی‌سابقه‌ای به فرصت‌ها دارند، و از سوی دیگر به‌طرز بی‌سابقه‌ای جواب‌های سربالا می‌شنوند. آن‌ها هیچ‌گاه تا این حد به «بله»های احتمالی دسترسی نداشته‌اند. ولی در هیچ دوره‌ای هم این‌قدر «نه» نشنیده‌اند.

در حوزۀ روابط عاطفی، امروزه جوانان حدود ده سالِ پیش از ازدواج را به قرار و رابطه می‌گذرانند؛ میانگین سن ازدواج برای مردان ۳۱.۱ و برای زنان ۲۹.۲ سال است. در این ده سال، جوانان بیش از هر دورۀ دیگری به شریک‌های عاطفی بالقوه دسترسی دارند، ولی این دوره مملو از سرخوردگی‌ها و بلاتکلیفی‌های بی‌پایان و صدالبته فضای جهنمیِ رابطه‌های ناموفق است. آدم‌ها میان «سیچویشن‌شیب‌ها»، «کراش‌ها» و «ردفلگ‌ها» و «گرین‌فلگ‌ها» دست و پا می‌زنند تا شاید عشقِ واقعی‌شان را پیدا کنند، اما اغلب چیزی گیرشان نمی‌آید.

جف گوئنتر، درمانگر متخصص نوجوانان، می‌گوید: «جوانان امروزی خیلی سریع قید رابطه را می‌زنند، چون می‌دانند افراد بی‌شماری وجود دارند که فقط با یک کلیک می‌توان سراغشان رفت.» اما این فضا لزوماً مثبت نیست. انگار نوعی بی‌حسی فراگیر است، نوعی بیگانگی با احساسات که در آن بود و نبود آدم‌ها فرقی ندارد.

در حوزۀ تحصیل هم شرایط خوب نیست. از سویی جوانان فرصت‌های آموزشی بی‌شماری در اختیار دارند، در داخل و خارج از کشور، در حوزۀ آموزش‌های رسمی دانشگاهی، یا بیرون از دانشگاه. اما درعین‌حال، معلمان و استادان دائماً از بی‌علاقگی و بی‌توجهی جوانان شکایت می‌کنند. ناتالی بوکوالد، روان‌شناس و مشاور آموزشی، می‌گوید: امروزه کمتر جوانی را پیدا می‌کنید که از پذیرفته‌نشدن در دانشگاه دلخواهش ماتم بگیرد. بیشتر اوقات، وقتی با آن‌ها حرف می‌زنی می‌گویند: «فقط درخواست داده بودم، انتظار نداشتم پذیرفته شوم، برایم اهمیت چندانی هم نداشت». 

در حوزۀ کار، وضعیت «نه شنیدن» از همه بدتر است. جوانان امروزی با استفاده از برنامک‌های کاریابی، در فقط یک روز، آنقدر برای جاهای مختلف رزومه می‌فرستند که نسل‌های قبلی، در طول عمر کاری‌شان نمی‌فرستادند.

کریستوفر، جوان ۲۴‌ ساله‌ای که دلیا کای، روزنامه‌نگار و مشاور کسب‌و‌کار، با او مصاحبه کرد، گفت: در طول یک‌سال برای بیش از ۶۰۰ موقعیت شغلی در حوزۀ مالی و بازاریابی درخواست فرستاده، تا بالاخره توانسته است یک جا مشغول به کار شود. این ردشدن‌ها هم پیامدهایی عملی دارند و هم بر باورهای افراد تأثیر می‌گذارند. وقتی اعضای یک نسل به‌صورت جمعی طعم این تجربیات را بچشند، شخصیتشان بر اساس آن شکل می‌گیرد. حتماً شنیده‌اید که می‌گویند «نسل‌زدی‌ها به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهند» شاید دلیلش این است که اگر اهمیت بدهند، نابود می‌شوند.

منبع: ترجمان علوم انسانی

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۲:۳۴ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
نسل زد = نسل بی خیال و سهل انگار و نا آماده برای آزمونهای دشوار
آخرین اخبار