خردادماه سال ۱۲۸۰ (۱۲۵ سال قبل) امتیازی به نام «دارسی» متولد شد که ثروت مملکت را ارزان‌تر از آب به تاراج می‌برد.

باشگاه خبرنگاران جوان - خردادماه سال ۱۲۸۰ (۱۲۵ سال قبل) امتیازی به نام «دارسی» متولد شد که ثروت مملکت را ارزان‌تر از آب به تاراج می‌برد. ۳۲ سال بعد، نمایش ساختگی سوزاندن پرونده نفت در بخاری دربار به یک تراژدی بزرگ‌تر ختم شد. رضا پهلوی (اول) در تالار دربار تسلیم «لرد کدمن» شد و امتیازی را که رو به پایان بود، ۳۲ سال دیگر تمدید کرد.

درست در خردادماه ۱۲۸۰ (۱۲۵ سال قبل) بود که مظفرالدین‌شاه قاجار با امضای خود، امتیاز ۶۰ساله اکتشاف و بهره‌برداری از منابع نفتی ایران را به یک سرمایه‌دار ماجراجوی انگلیسی به نام «ویلیام ناکس دارسی» واگذار کرد؛ مردی که ثروتش را از کشف تصادفی یک معدن طلا در استرالیا به دست آورده بود و حالا با چراغ سبز دیپلمات‌های لندن، به دنبال صید طلای سیاه در خاک ایران بود.

سر آرتور هاردینگ، وزیر مختار وقت انگلیس در تهران، در کتاب خود «یک دیپلمات در شرق» پرده از یک بازی سیاسی برمی‌دارد. ماریوت (نماینده دارسی) و کتابچی‌خان (متصدی ارمنی گمرک ایران که واسطه این معامله بود) پیشنهادی را به دربار بردند. مظفرالدین‌شاه که تحت نفوذ روس‌ها بود، ابتدا مخالفت کرد. اما هاردینگ به سراغ اتابک اعظم (امین‌السلطان) رفت، اما در نهایت با اتابک با نقشه امضا و مهر خود، مشیرالدوله و مهندس‌الممالک را پای قرارداد دارسی نشاند تا به صحه شاه برسد. دارسی برای این امتیاز، ۲۰ هزار لیره نقد و ۲۰ هزار لیره سهام به دولت داد و بعد‌ها فاش شد که کتابچی‌خان حق‌دلالی کلانی برد.

بیش از ۳۰ سال انگلیس، نفت ایران را به قیمتی حتی ارزان‌تر از آب می‌برد؛ به طوری که تا سال ۱۹۲۶، انگلیس بیش از ۴۰ میلیون لیره سود برد، در حالی که سهم ایران تا سال ۱۹۳۳ تنها ۱۱ میلیون لیره بود. درحالی که حتی اگر ایران نفت خود را کاملاً رایگان در اختیار این شرکت می‌گذاشت و فقط حقوق گمرکی (عوارض ورود و خروج کالا) از آن می‌گرفت، باز هم بین سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۳۲ مبلغ ۱۹،۹۹۸،۵۰۹ لیره و ۱۶ شیلینگ (حدود ۲۰ میلیون لیره) فقط بابت همان حقوق گمرکی دریافت می‌کرد؛ رقمی که تقریباً دو برابر سهم واقعی ایران از فروش نفت بود.

وقتی در سال ۱۳۱۱ خورشیدی حق‌الامتیاز ایران به طرز فاحشی کاهش یافت، علی دشتی، نماینده مجلس شورای ملی و عباس مسعودی در مطبوعات فریاد الغای قرارداد دارسی سر دادند.

مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) در کتاب «خاطرات و خطرات» و مصطفی فاتح در «پنجاه سال نفت ایران»، این ماجرا را این‌گونه بازگو می‌کنند: تیمورتاش دوسیه (پرونده) نفت را به هیئت دولت آورد. رضاشاه پرونده را برداشت و مستقیماً داخل بخاریِ روشن انداخت و گفت: «نمی‌روید، تا امتیاز نفت را لغو کنید!» پرونده‌ها در آتش سوختند و با خاکستر شدن آنها، تمام اسناد و مکاتبات مهمی که ایران می‌توانست در جامعه ملل بر علیه شرکت نفت انگلیس به آنها استناد کند، نابود شد.

با شکایت انگلیس، کار به جامعه ملل کشید و در نهایت مقرر شد طرفین در تهران دوباره مذاکره کنند. اما مذاکرات در تهران به بن‌بست رسید. در حالی که نمایندگان شرکت نفت جنوب ناامیدانه آماده ترک ایران می‌شدند، رضاشاه که تا پیش از آن حتی تقاضای ملاقات لرد کدمن، رئیس هیئت نمایندگی شرکت، را رد کرده بود، ناگهان او را به حضور پذیرفت.

لرد کدمن با مسرت و شگفتی زایدالوصفی این ملاقات را این‌گونه روایت می‌کند: «شاه با نهایت مهربانی ما را پذیرفت و طوری رفتار کرد که انگار هیچ اطلاعی از جریان مذاکرات ندارد! وقتی به او گفتم پیشنهادات دولت ایران سنگین است و ما می‌رویم، بی‌پایان تعجب کرد و گفت خودش واسطه خواهد شد. عصر همان روز جلسه‌ای با حضور فروغی و تقی‌زاده تشکیل داد و قبول کرد قرار تمدید شود…» امتیازی که تنها ۲۸ سال از عمر آن باقی مانده بود و در سال ۱۹۶۱ به پایان می‌رسید (و ایران صاحب ۱۰۰ درصد عواید خود می‌شد)، با تمدید، ۸۴٪ عایدات تا ۳۲ سال دیگر به کمپانی می‌رسید. ضرر وارده به ایران ۱۶ بلیون و ۱۲۸ میلیون ریال تخمین زده شد.

سید حسن تقی‌زاده، وزیر دارایی وقت که پای این قرارداد جدید را امضا کرد، بعد‌ها در مجلس شورای ملی، در دفاعیه‌ای تلخ خود را مبرّا دانست و گفت: «من شخصاً هیچ‌وقت راضی به تمدید مدت نبودم… اگر قصوری در این کار یا اشتباهی بوده، نقص بر آلت فعل نبوده، بلکه تقصیر فاعل بود… دستگاه زور و قلدری رضا پهلوی مردم را وادار ساخت که جهت سپاسگزاری از استیفای حقوق ملی، کوچه و بازار را چراغانی کنند!»

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار