در دوره ۳۶ ساله رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره)، سازوکارهای ایجاد یک ایران مقتدر به وجود آمد و برای ساختن آینده‌ روشن این سرزمین، ریل‌گذاری‌های لازم صورت گرفت.

باشگاه خبرنگاران جوان - در طول تاریخ، شاهد حکومت هزاران نفر بوده‌ایم، افرادی که برای مدت معلوم، قدرت را در یک کشور، مانند ایران، در اختیار داشته‌اند، اما در میان این افراد به‌ندرت می‌توان کسی را یافت که از دوران او به عنوان یک عصر خاص یاد شده‌ باشد. چنین افرادی، بی‌تردید دورانی پرتحول را از سر گذرانده‌اند، دورانی که از منظر تاریخی، تأثیری عمیق و گسترده بر زندگی و زمانه‌اش گذاشته و رد و نشان آن در دوره‌های بعدی نیز قابل مشاهده است. اگر با چنین نگاهی به ۳۶ سال حکومت «رهبر شهید» بنگریم و آن را با ادوار مشابهش مقایسه ‌کنیم، می‌توانیم به جرئت دوران حکومت ایشان را «عصر خامنه‌ای» بنامیم؛ عصری که ایران با بهره‌گیری از یک گفتمان کاملاً مستقل و برخاسته از دریافته‌ها و عقاید اسلامی توانست به جایگاهی ویژه در تراز قدرت‌های جهانی دست پیدا کند.

هرچند بنیان این گفتمان، توسط امام خمینی(ره) گذاشته شده ‌بود، اما شکی نیست که در دوران زعامت حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای به ثبات لازم رسید و جایگاه خود را در اجتماع و تاریخ ایران تثبیت کرد. درک این موضوع، برای کسانی که با هژمونی‌های قدرت و سازوکارهای استقلال‌طلبی آشنایی دارند، دشوار نیست. «رهبر شهید» در حالی مسئولیت رهبری مردم را پذیرفتند که ایران به‌تازگی از پیچی تاریخی و آزمونی دشوار گذشته بود؛ جنگ تحمیلی هشت‌ساله با رژیم صدام و در پی آن، رحلت جانگداز بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران. بسیاری از کارها، هنوز آغاز نشده ‌بود که به نتیجه برسد. جنگ و تحریم‌ها، کشور را دچار بحران‌های عمیق کرده‌ بود. ایران رها شده از بند استعمار و استحمار، هنوز خودش را باز نیافته ‌بود و از بسیاری جهات، به فناوری‌های خارجی نیاز داشت. در دوره پهلوی، این فناوری‌ها عموماً همراه با مستشاران مورد نیاز، از دولت‌های عمدتاً غربی خریداری می‌شد و ایرانیان نه صاحب آن بودند و نه اختیاردار آن. به این ترتیب، در زمان سختی و نیاز به پشتیبانی فنی، همه‌ چیز به اراده صاحبان فناوری بستگی داشت و ایرانِ دوران جمهوری اسلامی، با داعیه استقلال و مخالفت با سلطه اجنبی، در دایره اراده مثبت صاحبان این فناوری‌ها قرار نمی‌گرفت.

از سوی دیگر، نهادها و سازمان‌های دولتی فعال و ساختارهای پژوهشی و تحقیقاتی که سهمی مهم و راهبردی در شکل‌دهی به استقلال داشتند، هنوز در ایران پا نگرفته ‌بودند و مدیریت ایجاد آن‌ها، سخت و غیرممکن به نظر می‌رسید.
در کنار این امور، ایران نیازمند نگاه نوین تمدن‌ساز و فرهنگی بود. صرف در اختیار داشتن فناوری‌ها، مادامی که در روش اندیشیدن تغییری بنیادین حاصل نشده ‌باشد، نمی‌تواند استقلال را ضمانت کند. درگیری‌های نخستین‌ ماه‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی – از جمله خطر مهلک تجزیه‌طلبی – و در پی آن، هجوم سراسری به مرزهای غربی و سپس، ماجرای عزل و برکناری بنی‌صدر و تداوم دفاع مقدس تا واپسین ماه‌های عمر بابرکت امام راحل(ره)، مجالی برای این تصحیح گسترده باقی نگذاشت و انجام همه این کارها به دوران زعامت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای موکول شد.

انجام این مسئولیت و برآمدن از عهده این مأموریت بسیار دشوار، به دو ویژگی خاص نیازمند بود؛ شجاعت و کاردانی. «رهبر شهید» این دو ویژگی را توأمان داشتند؛ سال‌ها تربیت در مکتب اهل‌بیت(ع) و بیش از دو دهه مبارزه و حضور مستمر در عرصه‌های گوناگون، در کنار ویژگی‌هایی همچون مطالعه گسترده، حافظه و هوش بسیار قوی، از ایشان رهبری توانمند ساخته ‌بود که می‌دانستند در بزنگاه‌های تاریخی باید چگونه عمل کنند و سکان کشتی استقلال‌طلبی را با چه رویکردی بگردانند. «رهبر شهید» با بهره‌مندی از همین ظرفیت‌ها و البته، با اتکا به پروردگار و همراهی و همگامی مردم، دورانی طلایی در تاریخ ایران بنیان گذاشتند که بخش عمده‌ای از اثرات و دستاوردهای آن، تا چند نسل بعد، برای بخش عمده‌ای از جامعه ما شناخته نخواهد شد. با تکیه بر همین دستاوردهای شناخته شده و ناشناخته است که «عصر خامنه‌ای» ایجاد و به فرازی زرین از تاریخ ایران بزرگ تبدیل شد. برخی از مهم‌ترین این دستاوردها که سبب پدیدار شدن «عصر خامنه‌ای» در تاریخ ما شد عبارت‌اند از:

۱- بقا و پایداری اصول انقلاب اسلامی: حفظ و پاسداری از اصول بنیادین انقلاب اسلامی ایران که حاصل خون هزاران شهید و مبارزه بی‌امان آن‌ها با رژیم ستمشاهی و استعمار آمریکایی بود، از ویژگی‌های برجسته و تغییرناپذیری است که در تمام دوران حیات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(ره) قابل مشاهده است. ایشان در هیچ شرایطی، حتی زمانی که به نظر می‌رسید اوضاع در شرف خارج شدن از کنترل است، به اصول پشت نکردند و آن‌ها را نادیده نگرفتند. گاه پیش می‌آمد برخی سیاستمداران شناخته‌شده، از ایشان تقاضای نادیده گرفتن اصولی مانند «اصل جمهوریت» و توجه نکردن به آرای عمومی، برای حفظ نظام و برقراری نظم را داشتند، اما «رهبر شهید» هرگز به چنین درخواست‌هایی روی خوش نشان ندادند و حتی آماده بودند برای پاسداری از این اصول، هزینه‌های سنگین بدهند. ایشان در نهایت در راه حفظ و حراست از همین اصول، شربت شهادت نوشیدند؛ اصولی که ما آن‌ها را در قالب واژه‌هایی مانند «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری‌اسلامی» خلاصه می‌کنیم.

۲- تقویت و پشتیبانی عملی از آرمان «ما می‌توانیم»: رژیم پهلوی بیش از پنج دهه، به انکار توانمندی‌های ایرانی در تمام عرصه‌ها پرداخته ‌بود تا آنجا که انکار توانایی ایرانی، روشی عمومی و متداول محسوب می‌شد. به باور برخی، کار یا کالا، زمانی اعتبار داشت که برچسب خارجی داشته‌ باشد. طی نیم‌قرن این نگاه به نوعی در ذهنیت ایرانیان تثبیت شده بود و به همین دلیل، خارج کردن آن و تفهیم آرمان «ما می‌توانیم» به فهم عمومی و فردی اجتماع، کاری بسیار دشوار به نظر می‌رسید. حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره) از دوران تصدی پست ریاست‌جمهوری به دنبال تحقق این آرمان راهبردی بودند. حمایت همه‌جانبه از تلاش مرحوم شهید ستاری برای تعمیر و حتی ساخت فانتوم در ایران، یکی از مشهورترین اقدامات «رهبر شهید» در این راستا بود. این روش، پس از انتخاب معظم‌له به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز با قدرت تمام ادامه پیدا کرد و به حوزه‌های گوناگون تسری یافت؛ «سلول‌های بنیادین»، «فناوری‌های نانو»، «توان موشکی و تسلیحاتی» و از همه مهم‌تر «انرژی هسته‌ای» از مهم‌ترین و اساسی‌ترین این حوزه‌ها محسوب می‌شود.

۳- تقویت فرهنگ خودی: «رهبر شهید» به عنوان فقیهی عالی‌قدر و مجتهدی جامع‌الشرایط، در تقویت فرهنگ دینی و ارتقای جایگاه آن در جامعه، نقشی راهبردی ایفا کردند. توجه ویژه به آموزه‌های «نهج‌البلاغه»، اهتمام به «تفسیر» و فراگیری حفظ و قرائت قرآن کریم در همین راستا و با حمایت همه‌جانبه ایشان صورت می‌گرفت. با این حال، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره) به مسئله ایران و فرهنگ ایران نیز به‌شدت علاقه‌مند و متوجه بودند. معظم‌له تسلطی کم‌نظیر بر زبان و ادبیات فارسی داشتند، با مفاخر ادبی و علمی ایران به خوبی آشنا بوده و از آن‌ها حمایت‌های پیدا و پنهان بسیاری داشتند. بخشی از دیدارهای «رهبر شهید» با طبقات نخبه جامعه، در چند سال اخیر و در قالب مستندهای تلویزیونی برای عموم بازگو شد، اما بخش عمده آن ناگفته باقی مانده‌ است. حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره) حتی از تقویت هنر و هنرمندان عرصه‌های گوناگون مانند سینما، غافل نبودند و در زمان بیماری پیشکسوتان این عرصه، جویای احوال آن‌ها می‌شدند. نکته جالب توجه درباره مشی و روش آن فقید سعید این است که در تمام حوزه‌ها، دانسته‌ای به حد کفایت داشتند و در ارائه توصیه، با رعایت همه ظرایف و توجه به همه جوانب یک امر، عمل می‌کردند.

مجموعه این دستاوردها و نیز مواردی که در این فرصت و فضای اندک مجال بازگویی آن‌ها نیست، ایران را با وجود همه دشواری‌ها، تحریم‌ها و دشمنی‌ها، به مرز اقتدار بومی رساند و از فضای زهرآلود وابستگی و وادادگی، به کرانه‌های امن خودکفایی و خودمحوری هدایت کرد. در دوره ۳۶ ساله رهبری و زعامت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره)، سازوکارهای ایجاد یک ایران مقتدر به وجود آمد و برای ساختن آینده‌ روشن سرزمینی که پشتوانه ۷هزار سال تمدن درخشان را دارد، ریل‌گذاری‌های لازم صورت گرفت. با این حال، چنان‌که در ابتدای سخن گفتیم، درک این موضوع برای عموم و شناخت دقیق «عصر خامنه‌ای»، نیازمند گذر زمان و به ثمر نشستن کامل دستاوردهایی است که به بعضی از آن‌ها اشاره کردیم.

منبع: روزنامه قدس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار