ترامپ می‌داند که شکستش مقابل ایران، یادآور آبروریزی جیمی کارتر، سی‌ونهمین رئیس‌جمهور آمریکا در شکست برابر ایران است.

باشگاه خبرنگاران جوان - ترامپ می‌داند که شکستش مقابل ایران، یادآور آبروریزی جیمی کارتر، سی‌ونهمین رئیس‌جمهور آمریکا در شکست برابر ایران است، برای همین در ضدحمله‌ای به منتقدان، روز پنجشنبه ۱۴ خرداد گفت: «موضوع اعزام نیرو‌های ویژه برای انتقال مواد هسته‌ای از ایران مورد بررسی قرار گرفته، اما نخواستم در شرایطی مشابه وضعیت جیمی کارتر قرار بگیرم.» ایران صدمات قابل توجهی در جنگ دیده، اما در آستانه صدمین روز از شروع جنگی که قرار بود ۴ روزه تمام شود، آمریکا به هیچ‌یک از اهداف اعلامی خود نرسیده است. این موضوع در کنار آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ بر شاخص‌های اقتصادی ایالات متحده، باعث شده سناتور‌ها و نمایندگان آمریکایی طرح محدودیت اختیارات جنگی را با شدت بیشتری روی ریل حرکت دهند. این قانون که به سال ۱۹۷۳ برمی‌گردد، می‌گوید رئیس‌جمهور فقط در موارد اضطراری می‌تواند نیرو اعزام کند و اگر بخواهد جنگ را ادامه دهد، باید حتماً از کنگره اجازه بگیرد. اگرچه این طرح مراحل سختی پیش روی خود دارد تا لازم‌الاجرا شود، اما تلاش سناتور‌ها برای پیشبرد آن با وجود آگاهی از مکانیسم وتوی ترامپ، حکایت از اهمیت آن دارد.

اهمیت طرح با وجود امکان وتوی ترامپ

پرده اول این رویارویی در مجلس سنا رقم خورد. روز چهارشنبه، ۳۰ اردیبهشت خبری منتشر شد که نشان می‌داد پس از هفت بار تلاش ناموفق، بالاخره سناتور‌ها موفق شدند طرحی را به جریان بیندازند که اختیارات جنگی رئیس‌جمهور را محدود می‌کند. این طرح که با ۵۰ رأی موافق در برابر ۴۷ رأی مخالف به نتیجه رسید، یک پیروزی بزرگ برای دموکرات‌ها بود. نکته جالب اینجا بود که چهار سناتور جمهوری‌خواه هم با دموکرات‌ها همراه شدند. این همراهی نشان داد که حتی در داخل حزب خود ترامپ هم نگرانی‌هایی جدی بابت سیاست‌های تهاجمی و بی‌محابای او وجود دارد. چهره‌هایی مثل «سوزان کالینز» و «رند پال» از جمهوری‌خواهان در این رأی‌گیری کنار مخالفان ترامپ ایستادند. اما خبر جدیدتر، ترامپ را عصبانی‌تر کرد. روز پنجشنبه ۱۴ خرداد، مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه‌ای را با عنوان «پایان جنگ ترامپ با ایران» به تصویب رساند. این قطعنامه با ۲۱۵ رأی مثبت در برابر ۲۰۸ رأی منفی تصویب شد. در اینجا هم داستان تکرار شد و چهار نماینده جمهوری‌خواه با دموکرات‌ها متحد شدند تا به این طرح رأی مثبت بدهند. تصویب این قطعنامه در مجلس نمایندگان، پس از آن صورت گرفت که در تلاش قبلی، آرا دقیقاً برابر شده بود و دموکرات‌ها نتوانسته بودند طرح را پیش ببرند، اما این بار با رسیدن به یک اجماع کلی، طرح یک قدم به جلو رفت. سازوکار این قطعنامه به این صورت است که از دونالد ترامپ می‌خواهد تمام نیرو‌های نظامی را از درگیری‌ها با ایران خارج کند، مگر اینکه کنگره رسماً اعلام جنگ کرده باشد.

در واقع این طرح می‌گوید رئیس‌جمهور اجازه ندارد بدون کسب تکلیف از نمایندگان مردم، آمریکا را وارد یک معرکه نظامی جدید در خاورمیانه کند. اما باید بدانیم که مسیر تبدیل‌شدن این مصوبه به قانون، بسیار دشوار است. مراحل کار به‌این‌ترتیب است که ابتدا هر دو مجلس یعنی سنا و نمایندگان باید روی یک متن واحد توافق کنند. حالا که هر دو مجلس چراغ‌سبز نشان داده‌اند، مصوبه باید به روی میز رئیس‌جمهور برود. اما واقعیت این است که احتمال اجرایی‌شدن این قانون بسیار کم است. دونالد ترامپ حق وتو دارد و به احتمال زیاد، این مصوبه وتو خواهد شد. برای اینکه کنگره بتواند وتوی رئیس‌جمهور را بی‌اثر کند، به دوسوم آرای هر دو مجلس نیاز دارد؛ عددی که در حال حاضر باتوجه‌به ترکیب آرا، دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. اما این نکته هم مهم است که اگر این طرح آن‌قدر بی‌اثر به نظر می‌رسد، پس چرا دموکرات‌ها آن‌قدر برای به‌تصویب‌رساندن آن تلاش می‌کنند و حتی برخی جمهوری‌خواهان به نماینده حزب پشت کرده‌اند و در کنار اکثریت حزب رقیب ایستاده‌اند؟ پاسخ در فشار سیاسی و وضعیت داخلی آمریکاست. نکته اول، فشار سیاسی و اجتماعی این طرح است که به دولت تحمیل می‌شود. همچنین پیوستن برخی جمهوری‌خوا‌هان به این طرح زنگ خطری برای ترامپ است که با وجود سخت‌گیری‌ها، تهدید‌ها و لابی‌ها، دیگر آن نفوذ سابق را در داخل حزب خودش ندارد و شکاف‌ها روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شوند.

نمک روی زخم‌های داخلی

وضعیت ترامپ در سیاست داخلی آمریکا خوب نیست. محبوبیت او در نظرسنجی‌ها به‌شدت کاهش یافته است. دلیل اصلی این نارضایتی هم مسائل اقتصادی است که مستقیماً با سیاست‌های خارجی او گره خورده است. نرخ تورم در آمریکا رکورد‌های چندساله را شکسته و مردم این کشور با مشکلاتی برای تأمین زندگی روزانه روبه‌رو هستند. قیمت بنزین که یکی از شاخص‌های مهم رضایت در جامعه آمریکاست، به‌شدت بالا رفته و در مسیر پنج دلاری شدن قرار دارد. گازوئیل هم وضعیت مشابهی دارد و به شش دلار نزدیک شده است. در چنین شرایطی، مردم آمریکا و به‌خصوص جوانان، دیگر تمایلی به شنیدن اخبار جنگ ندارند. حتی جوانان محافظه‌کار که همیشه پایگاه رأی ترامپ بودند، حالا می‌گویند که خسته از جنگ‌های بی‌سرانجام در خاورمیانه هستند. آنها می‌بینند هزینه‌های این درگیری‌ها باعث شده تا قیمت بلیت هواپیما، کود برای کشاورزان و مواد اولیه زندگی گران شود و بحث رکورد اوراق‌قرضه را پیش می‌کشند. در واقع، دموکرات‌ها با تصویب این قطعنامه، روی زخمی دست گذاشتند که ترامپ در داخل با آن روبه‌رو است.

سیاست‌مدارانی که به این طرح رأی دادند، نگران آینده سیاسی خود در انتخابات هستند. آنها می‌بینند همراهی با ترامپ در ماجراجویی‌های نظامی، ممکن است به قیمت ازدست‌دادن کرسی‌هایشان در ایالت‌هایی مثل مین یا آلاسکا تمام شود؛ بنابراین اگرچه ترامپ احتمالاً این مصوبه را وتو می‌کند و به نظر خودش پیروز می‌شود، اما در میدان سیاست داخلی، او ضعیف‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. این قطعنامه نشان داد که «ترامپیسم» در حال عقب‌نشینی است و کنگره دوباره می‌خواهد نقش تاریخی خود را در کنترل قدرت اجرایی باز پس بگیرد. پیام این روز‌های واشینگتن روشن است:رئیس‌جمهور دیگر نمی‌تواند با نادیده‌گرفتن مجلس و سنا، مسیر جنگ را هموار کند؛ چراکه فشار اقتصادطبیی در داخل و ترس از شکست در انتخابات، حتی متحدان او را هم به صف مخالفان کشانده است.

ترامپ چطور خاطرات کارتر را بازنویسی کرد؟

جیمی کارتر، سیاست‌مدار دموکرات آمریکایی و سی‌ونهمین رئیس‌جمهور ایالات متحده بود که از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ در کاخ سفید حضور داشت. دوران ریاست‌جمهوری او را با دو تصویر سیاه و سفید می‌شناسند؛ از یک‌سو میانجی‌گری در توافق تاریخی «کمپ دیوید» میان مصر و اسرائیل، و ازسوی‌دیگر گرفتاری در جبهه ایران، مشکلات داخلی و افول وجهه دموکرات‌ها. محاسبات غلط کارتر در برابر ایران، نه‌تنها ریاست‌جمهوری او، بلکه اعتبار حزب دموکرات را نیز به باد داد. او توانست بین مصر و اسرائیل صلح برقرار کند و کانال پاناما را به مردم آن کشور بازگرداند، اما در مورد ایران با یک پارادوکس بزرگ روبه‌رو شد. بزرگ‌ترین اشتباه محاسباتی کارتر شاید همان سخنرانی معروف شب سال نو بود که ایران را «جزیره‌ای از ثبات» نامید. یک سال بعد، نظام شاهنشاهی پهلوی فروپاشید و شکست سنگین دستگاه‌های اطلاعاتی او در درک عمق نارضایتی‌های مردم ایران رقم خورد. دولت کارتر در برابر بحران ایران دچار دودستگی شده بود؛ برخی مشاورانش مانند برژینسکی خواستار سرکوب معترضان توسط شاه بودند، درحالی‌که برخی دیگر مانند سایروس ونس بر اصلاحات تأکید داشتند. این گیجی و بی‌تصمیمی باعث شد آمریکا عملاً ابتکار عمل را در برابر واقعیت میدانی ایران از دست بدهد. با وقوع انقلاب و سپس اشغال سفارت آمریکا در تهران، کابوس کارتر آغاز شد.

۵۲ دیپلمات و شهروند آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز در ایران ماندند و این خبر هر شب از تلویزیون‌های آمریکا پخش می‌شد و کارتر را در موضع ضعف قرار داد. او که نمی‌خواست وارد جنگ شود، ماه‌ها وقت خود را صرف دیپلماسی فشار و فشار‌های اقتصادی کرد که هیچ‌کدام به نتیجه نرسید. درنهایت کارتر تحت‌فشار افکار عمومی و مشاوران تندروتر، دستور یک عملیات نظامی مخفیانه به نام «پنجه عقاب» را صادر کرد. در اردیبهشت ۱۳۵۹، نیرو‌های ویژه آمریکا در صحرای طبس با طوفان شن روبه‌رو شدند و همین باعث شد عملیات، پیش از آغاز شکست بخورد. برخورد یک هواپیما و یک بالگرد در دل کویر منجر به مرگ هشت سرباز آمریکایی شد و نیرو‌ها ناچار شدند با به‌جاگذاشتن تجهیزات و حتی جنازه‌های هم‌رزمانشان، منطقه را ترک کنند. شکست در طبس، تیر خلاصی به شانس موفقیت کارتر در سیاست داخلی بود. او که پیش‌ازاین به دلیل مسائل اقتصادی هم تحت‌فشار بود، حالا به‌عنوان رئیس‌جمهوری «بی‌عرضه» و «ضعیف» شناخته می‌شد که حتی قادر به نجات شهروندانش نیست.

رونالد ریگان، رقیب کارتر از این فضا نهایت استفاده را برد و با وعده بازگرداندن قدرت و عظمت به آمریکا، کارتر را در انتخابات ۱۹۸۰ به‌سختی شکست داد. نکته مهم و تحقیرآمیز برای کارتر این بود که اسرای آمریکایی تنها دقایقی پس از آنکه ریگان سوگند ریاست‌جمهوری یاد کرد، آزاد شدند. تحلیل برخی از این اتفاق در آن زمان این بود که گویی طرف ایرانی می‌خواست آخرین ضربه را به اعتبار کارتر بزند. این شکست نه‌تنها کارتر را به حاشیه راند، بلکه باعث شد حزب دموکرات تا ۲۰ سال زمین‌گیر شود. تا مدت‌ها هر زمان که یک دموکرات می‌خواست قدرت را در دست بگیرد، جمهوری‌خواهان با یادآوری «سندروم کارتر»، رأی‌دهندگان را از تکرار آن روز‌های سیاه می‌ترساندند و همین باعث شد سه دوره ریاست‌جمهوری آمریکا بعد از کارتر، به دست جمهوری‌خواهان بیفتد. کارتر سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای اعتراف کرد بزرگ‌ترین حسرت زندگی‌اش این بود که‌ای‌کاش بالگرد‌های بیشتری به طبس فرستاده بود تا عملیات موفق می‌شد و او می‌توانست دوباره انتخاب شود.

سندروم کارتر، سندروم ترامپ

ترامپ که کارتر را بابت ضعف در برابر ایران تحقیر می‌کرد، حالا خود در همان دامی گرفتار شده که ۴۶ سال پیش برای سی‌ونهمین رئیس‌جمهور آمریکا پهن شده بود. شکست ترامپ در دستیابی به اهداف نظامی‌اش در ایران پس از گذشت حدود صد روز از جنگ همه‌جانبه، یادآور ناکامی‌های اطلاعاتی و نظامی و داخلی کارتر در بحران اسرا و فاجعه صحرای طبس است. همان‌طور که محاسبات غلط کارتر باعث انزوای حزب دموکرات برای سال‌ها شد، حالا ترامپ نیز با اصرار بر سیاست‌های پرهزینه و بی‌نتیجه، در حال تکرار «سندروم کارتر» است. او اکنون به همان نقطه‌ای رسیده که خودش از آن می‌ترسید و حالا با موج استعفا‌ها و شکاف در جمهوری‌خواهان، بیش‌ازپیش خود را شبیه به کارتر می‌بیند؛ اما حتی اوضاعش از او هم بدتر است.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار