در جریان قیام ۱۵ خرداد، نیرو‌های نظامی شاه با استفاده از تانک و مسلسل به مردم بی‌دفاع در تهران، ورامین، قم و چند شهر دیگر حمله کردند.

باشگاه خبرنگاران جوان - قیام ۱۵ خرداد ۱۳‌۴۲ که در پی بازداشت امام خمینی (ره) شکل گرفت، با سرکوبی گسترده و برخورد خشن نیرو‌های نظامی مواجه شد. در مقابل، سلطنت‌طلب‌ها همواره این ادعا را مطرح می‌کنند که محمدرضا شاه در دی‌ماه ۱۳۵۷ برای جلوگیری از خونریزی کشور را ترک کرد.

با این حال، مرور رخداد‌های ۱۵ خرداد و نحوه مواجهه حکومت با معترضان، پرسش‌های جدی درباره این ادعا ایجاد می‌کند.

اسدالله علم، وزیر دربار پهلوی که در سال ۱۳‌۴۲ و همزمان با قیام ۱۵ خرداد، در جایگاه نخست‌وزیری قرار داشته، در خاطرات خود می‌نویسد: «مگر وقتی غلام، نخست‌وزیر بود و آن همه اغتشاشات داشتیم و بَلوای تهران سه روز طول کشید، ما آنها و آخوند‌ها را برای همیشه لِه نکردیم؟ غیر از اعلیحضرت همایونی که مَرا تقویت می‌فرمودید، دیگر چه کسی بود؟ فرمودند هیچ‌کس.

عرض کردم صبح پانزدهم خرداد خاطرِ مبارک هست که من در دفترم نشسته بودم و خمینی را گرفته بودیم و بَلوا شروع شده بود. به من تلفن فرمودید که چه می‌کنی؟ عرض کردم، می‌زنم و جسارت کردم، برای این‌که اعلیحضرت را قدری بخندانم، عرض کردم اول و آخر آنها را پاره می‌کنم، چون راه دیگری نیست». (یادداشت‌های علم، جلد ۲، صفحه ۴۳۷، ۲ بهمن ۱۳‌۵۱.)

افزون بر خاطرات علم، برخی پژوهشگران و مورخان نیز به وقایع ۱۵ خرداد پرداخته و روایت‌هایی از ابعاد این رخداد ارائه کرده‌اند.

برای نمونه، «کریستین دلانوا»، مورخ فرانسوی در کتاب «ساواک» می‌نویسد: «در اوایل ژوئن ۱۹۶۳ [۱۵ خرداد ۱۳‌۴۲]، به دلیل سخنرانی‌های تند خمینی، شاه دستور دستگیری او را می‌دهد. نیرو‌های نظامی وارد حوزه علمیه قم می‌شوند. بی‌محابا به رگبار می‌بندند و می‌کشند. هجده تن از مدرسان و طلبه‌ها قربانی می‌شوند. در همین زمان مأموران ساواک و سربازان وارد بِیت خمینی شده و او را دستگیر و به‌زور به تهران می‌برند و زندانی می‌کنند.

مردمی که خواستار آزادی [امام]خمینی بودند، به خیابان‌های شهر‌های بزرگ کشور هجوم آوردند. در تهران [۱۵ خرداد ۱۳‌۴۲]صف تظاهرکنندگانی که به سوی مجلس حرکت می‌کرد، توسط نظامیان به خاک و خون کشیده می‌شود. شمار کشته‌شدگان به صد‌ها نفر بالغ می‌شد». (کریستین دلانوا، ساواک، صفحه ۸۶ و ۸۷.)

در همین زمینه، «محمدعلی کاتوزیان»، استاد دانشگاه آکسفورد، نیز در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران مدرن؛ استبداد و شبه مدرنیسم» چنین روایت می‌کند: «در ۶ ژوئن ۱۹‌۶۳ [۱۵ خرداد ۱۳‌۴۲]، شورش‌های وسیعی سراسر کشور را فرا گرفت. شاه به کاخ سعدآباد رفت و چنان که روزنامه «دیلی‌تلگراف» پیروزمندانه در صفحه اول خود اعلام کرد: به سربازانش فرمان داد تا به قصد کُشت شلیک کنند. قتل‌عام سه روز ادامه داشت تا سرانجام مردم بر آن شدند که این‌بار دیگر به اندازه کافی قربانی داده‌اند.

برآورد قابل اطمینانی از تعداد مجروحان و کشته‌ها در دست نیست، ازجمله به این دلیل که آنها را زنده یا مرده به سرعت از خیابان‌ها جمع‌آوری و در گور‌های دسته‌جمعی مدفون کرده یا از هوا به دریاچهٔ غیرقابل دسترسِ حوض‌السلطان، بین تهران و قم، انداختند. تعداد مقتولان طبق آمار‌های رسمی کمتر از ۹۰ نفر! و بنا بر آمار‌های غیر رسمی بین ۵۰‌۰۰ تا ۶۰‌۰۰ برآورد شده است. رقم مزبور برای کل کشور بایستی حداقل بالغ بر چند هزار نفر بوده باشد.

قیام ۱۵ خرداد نه صرفاً مذهبی، نه صرفاً محافظه‌کارانه و نه صرفاً رادیکال و دموکراتیک بود. قیام مردم بود علیه حکومت و همه گرایش‌ها را در بر می‌گرفت. رهبری آن در دست پیشوایان مذهبی، خاصه [امام]خمینی بود و افرادش را بازاریان، دست فروشان، مغازه‌داران، صنعتگران، کارگران، بیکاران و فعالان سیاسی تشکیل می‌دادند. مذهب پوشش آن و ضدیت با استبداد عامل وجه مشترک بود». (محمدعلی کاتوزیان، اقتصاد سیاسی ایران مدرن، صفحه ۲۲۷ و ۲۲۸.)

بسیاری از کارشناسان تاریخ معاصر ایران، قیام ۱۵ خرداد را یکی از نقاط عطف تحولات سیاسی کشور و زمینه‌ساز اصلی انقلاب اسلامی می‌دانند. همچنین از طرفی دیگر، بازخوانی این واقعه، یادآور برخورد خونین حکومت پهلوی با معترضان و کشتار گسترده مردم در آن مقطع نیز هست.

منبع: فارس

برچسب ها: قیام 15 خرداد ، پهلوی ، مردم
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha