باشگاه خبرنگاران جوان - با وجود ارتباط عميق فناورانه بین آمریکا و اسرائیل همچنان بسيارى از فناورىهاى تسليحاتى آمريكايى (نظير جنگنده F22) به اسرائیل منتقل نشده است.
جنگ سوم تحمیلی نشان داد، دستیابی به فناوریهای با پیچیدگی بالا دیگر نه یک نیاز، بلکه ضرورتی از جنس امنیت ملی و توسعه اقتصادی است.
اگر تا دیروز فناوری عاملی برای رشد اقتصادی، سهولت زندگی شهروندان و افزایش رفاه همکانی بود، امروز اهمیت فناوری در لایه امنیت ملی و حفظ منافع حاکمیت کشور افزایش پیدا کرده است.
بسیاری از صاحب نظران بر این باورند كه تهیه فناوری از كشورهای صاحب آن، مسير راحتتری نسبت به توسعه فناوری است. سیدحجت قدیری اصلی کارشناس سیاستگذاری حوزه فناوری در اینباره میگوید: «برخلاف انتظارات، تهیه فناوری از کشورهای دیگر، امری ساده، قابل پیشبینی و تحققپذیر نیست. به عنوان نمونه بیشترین میزان همکاری فناوری نظامی بین ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است اما علیرغم وجود اين ارتباط عميق فناورانه، همچنان بسيارى از فناورى هاى تسليحاتى آمريكايى (نظير جنگنده F22) به اسرائیل منتقل نشده است.»
قدیری معتقد است مزیت فناورانه کشورها نه در محصولات نهایی، بلکه در دانش هستهای و ظرفیتهای انباشتهای نهفته است که بهسادگی قابل انتقال یا حتی حذف نیست. از همینرو صرف داشتن یک فناوری ملاک نیست و تکیه بر مسیرهای وارداتی یا انتقال فناوری، نمیتواند پاسخگوی نیازهای راهبردی و امنیتی باشد. از طرفی مسیر شکوفایی اقتصاد دانشبنیان در ایران، در گرو خلق سیستمهای دانشپایه با پیچیدگی بالا است؛ هدفی که تحقق آن نه با افزایش صرف بودجههای تحقیقاتی، بلکه منحصرا از طریق نهادینهسازی متدولوژی و تغییر رویکردها در سطح حاکمیت فناوری کشور امکانپذیر خواهد بود.
در کشور نیروی انسانی و تولید علمی ظرفیت بالایی دارد اما این توان بالقوه کمتر به محصولاتی رقابتپذیر در سطح جهانی تبدیل شده است. قدیری اصلی میگوید: «نمونه بارز این وضعیت را میتوان در صنعت خودروسازی مشاهده کرد که با وجود توان نسبی در طراحی و تولید اجزا، به دلیل ضعف در یکپارچهسازی و مدیریت ارتباطات میان زیرسیستمها، خروجی نهایی از کیفیت و رقابتپذیری لازم برخوردار نیست.
ریشه این شکاف را باید در ناتوانی در مدیریت پیچیدگی پروژههای فناورانه و فقدان نگاه یکپارچه جستوجو کرد؛ در واقع اجزا بهصورت جداگانه توسعه مییابند اما در سطح سیستم به انسجام نمیرسند.
بر این اساس در پساجنگ رویکرد ما نسبت به پروژههای ملی پیچیده نظير توسعه ميادين نفت و گاز، شبكههاى ارتباطى یا ناوكان حملونقل سريعالسير، بایستی از نگاه سنتی مدیریت پروژه به سمت استقرار مهندسى سيستم مدل محور (MBSE) حرکت کند. در این تغییر پارادایم، با ایجاد یک مدل دیجیتال يکپارچه و به هم پیوسته، امكان شبیهسازى رفتار سيستم، پيش از تزريق منابع مالی كلان فراهم میشود. از طرفی محاسبات نشان میدهد که احتمال موفقیت پروژهها از مقادیر بحرانی حدود ٢٠ درصد به بیش از ۶۵ درصد افزایش پیدا میکند.»
فناوریهای پیشرفته ذاتا با سطح بالایی از پیچیدگی همراهاند. حالا باید بدانیم موفقیت در این فناوریهای نیازمند چیست؟ قدیری اصلی میگوید:« موفقیت در فناوریهای پیچیده نیازمند هماهنگی دقیق میان اجزاء، تعریف صحیح نیازمندیها و یکپارچهسازی مستمر در طول چرخه عمر محصول است. تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که بدون چنین رویکردی، پروژهها با افزایش هزینه، تاخیر و حتی شکست مواجه میشوند، در حالی که با استقرار چارچوبهای منسجم، احتمال موفقیت بهطور معناداری افزایش مییابد. در مقابل، نمونههای داخلی نیز نشان میدهد هرجا این هماهنگی سیستمی شکل نگرفته، خروجیها با کیفیت پایین یا ناکامی همراه بودهاند، حتی اگر اجزای آن بهتنهایی از توان فنی قابل قبولی برخوردار بوده باشند.»
بنابراین مسیر پیشروی کشور در بعد از جنگ تحمیلی سوم، نه در افزایش صرف منابع، بلکه در اصلاح رویکردها و استقرار ساختارهای سیستمی نهفته است.
گذار از مدیریتهای سنتی به مدلهای یکپارچه، تقویت نهادهای تخصصی و توجه جدی به مدیریت پیچیدگی، میتواند شکاف میان توان علمی و خروجی صنعتی را کاهش دهد. تنها در این صورت است که توسعه فناوری از یک هدف آرمانی، به یک ظرفیت واقعی و پایدار برای تأمین امنیت و پیشرفت کشور تبدیل خواهد شد.
در طرح پیشنهادی دوم اندیشکده اقتصاد دانشبنیان در بازسازی صنایع آسیبدیده با عنوان غلبه بر پیچیدگی، این مفهوم به صورت تاریخی و علمی شرح و بسط داده شده است.
این اندیشکده در پیشنهاد اول خود به بررسی مسیرهای حمایتی پرداخته بود که میتوان از این مسیرها، منابع مالی لازم برای کمک به بازسازی صنایع آسیبدیده در جنگ را فراهم کرد. مسیرهایی مانند مولدسازی، اعتبارات تحقیقوتوسعه و... که بار مالی مضاعفی را روی دوش دولت نمیگذارد و تورمزا هم نیستند.
منبع: فارس