استعمار نو، دیگر فقط با ناو و تانک و سرباز پیش نمی‌آید؛ با فیلم و سریال و شبکه‌های اجتماعی و الگوسازی و تغییر ذائقه می‌آید.

باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ همیشه با صدای انفجار آغاز نمی‌شود. گاهی پیش از آنکه اولین موشک شلیک شود، واژه‌ها سقوط می‌کنند؛ زبان‌ها فرسوده می‌شوند؛ حافظه‌ی ملت‌ها ترک برمی‌دارد و هویت‌ها آرام‌آرام از درون تهی می‌شوند. تمدن‌ها پیش از آنکه در میدان نظامی شکست بخورند، در میدان معنا عقب می‌نشینند. استعمار نو، دیگر فقط با ناو و تانک و سرباز پیش نمی‌آید؛ با فیلم و سریال و شبکه‌های اجتماعی و الگوسازی و تغییر ذائقه می‌آید. با تحقیر زبان ملت‌ها می‌آید. با فروپاشی آرامِ اعتماد فرهنگی ملت‌ها می‌آید.

آمریکا، امروز تنها یک قدرت سیاسی یا نظامی نیست؛ صورت متأخر یک تمدن مهاجم است. تمدنی که ریشه‌هایش در روح سلطه‌گر غرب مدرن و میراث امپراتوری‌های استعمارگر نهفته است؛ تمدنی که برای بقا، ناچار است فرهنگ خود را جهانی کند و هویت دیگر ملت‌ها را در خود حل نماید. از همین‌جاست که «تهاجم فرهنگی» دیگر یک تعبیر شعاری نیست؛ توصیف یک جنگ واقعی است. جنگی که هدفش اشغال خاک نیست؛ اشغال ذهن است. هدفش تغییر مرز جغرافیا نیست؛ تغییر مرز هویت است.

نبردی برای تسخیر ذهن ایران

سال‌ها پیش، امام خمینی(ره) این خطر را دیده بودند. ایشان می‌گفتند که غرب، تنها برای نفت و منابع نیامده است؛ برای تغییر انسان ایرانی آمده است. برای بریدن ملت ایران از ریشه‌های تاریخی، دینی و تمدنی‌اش. آنچه امام خمینی (ره) از آن با عنوان وابستگی فرهنگی یاد می‌کردند، دقیقاً همان پروژه‌ای بود که امروز در قالب «استحاله هویتی» دنبال می‌شود؛ پروژه‌ای برای تبدیل ملت مستقل به جامعه‌ای مصرف‌کننده، مقلد و بی‌ریشه: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویّت و موجودیّت آن جامعه را تشکیل می ‏دهد. و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بُعد های اقتصادی سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، ولی پوچ و پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‏ کند، و بالاخره در آن مستهلک می‏ شود و موجودیّت خود را در تمام ابعاد از دست می ‏دهد. استقلال و موجودیّت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می‏ گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود یا وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است.»۱۳۶۰/۰۷/۰۱

در امتداد همان نگاه، رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای بارها از تهاجم فرهنگی سخن گفتند. این واژه‌ها، صرفاً هشدارهای فرهنگی نیستند؛ مختصات یک میدان نبردند. ایشان سال‌هاست تأکید کردند که دشمن وقتی از شکست نظامی و امنیتی ناامید می‌شود، به سراغ تغییر ذائقه‌ها، تغییر سبک زندگی و تغییر نظام محاسباتی جامعه می‌رود: «در فرهنگ ما مواجه هستیم با یک حمله‌ی همه‌جانبه؛ یک جبهه‌ی عظیمی از لحاظ فرهنگی دارند به ما تهاجم میکنند. صریحاً میگویند که «غلبه‌ی بر جمهوری اسلامی و غلبه‌ی بر حاکمیّت اسلام، با جنگ نظامی و با تحریم اقتصادی موفّقیّت‌آمیز نیست، [بلکه] با کار فرهنگی و نفوذ فرهنگی موفّقیّت‌آمیز است؛ ذهنها را باید تغییر داد، روی مغزها باید کار کرد، هوسها را باید تحریک کرد»؛ این را الان صریح میگویند.» ۱۳۹۸/۰۵/۳۰

آمریکا و جنگ هویتی علیه ایران اسلامی

در چنین میدانی، زبان فقط ابزار سخن گفتن نیست؛ سنگر هویت است: «زبان فارسی علاوه بر ابزار گفتار و نوشتار، قالب شناخت و رشته‌ی اتّصال اندیشه و مرزهای هویّتی ایرانیان را تشکیل میدهد.» ۱۴۰۵/۰۲/۲۵

هر ملتی که زبانش تضعیف شود، حافظه تاریخی‌اش آسیب می‌بیند و هر جامعه‌ای که حافظه تاریخی‌اش را از دست بدهد، آماده پذیرش سلطه می‌شود. به همین دلیل است که رهبر انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای در پیام پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم فردوسی، عملاً یک «منشور تمدنی» صادر کردند؛ منشوری برای دفاع از مرزهای هویتی ایران اسلامی در برابر تهاجم نرم و خزنده غرب آمریکایی.

فردوسی در آن نگاه، فقط یک شاعر نیست؛ نگهبان حافظه تاریخی ایران است. شاهنامه فقط مجموعه‌ای از ابیات حماسی نیست؛ دیوار دفاعی یک ملت در برابر فراموشی است. رهبر انقلاب از همین منظر، پاسداشت زبان فارسی را بخشی از مقاومت تمدنی تعریف می‌کنند. زیرا دشمن خوب می‌داند که اگر زبان یک ملت را تحقیر کند، می‌تواند فرهنگ آن ملت را دچار خودکم‌بینی کند و وقتی خودکم‌بینی شکل گرفت، تقلید آغاز می‌شود؛ تقلید در پوشش، در سبک زندگی، در هنر، در آموزش، در رسانه و حتی در آرزوهای نسل جوان.

این همان نقطه‌ای است که جنگ نظامی به جنگ هویتی متصل می‌شود. آمریکا در میدان سخت، بارها در برابر ملت ایران متوقف شده است؛ از شکست پروژه‌های امنیتی و منطقه‌ای تا ناتوانی در تغییر معادلات میدانی. اما هر شکست نظامی، دشمن را به یک نتیجه رسانده است: تا وقتی روح مقاومت در ملت ایران زنده است، ایران شکست‌پذیر نیست. پس باید این روح را هدف گرفت. باید معنای مقاومت را تغییر داد. باید ایمان فرهنگی ملت را فرسوده کرد. باید جوان ایرانی را نسبت به گذشته خود بی‌اعتماد و نسبت به آینده خود مأیوس ساخت: «تهاجم فرهنگی یك حقیقتی است كه وجود دارد؛ میخواهند برروی ذهن ملّت ما و برروی رفتار ملّت ما - جوان، نوجوان، حتّی كودك - اثرگذاری كنند.» ۱۳۹۲/۰۹/۱۹

معلمان، فرماندهان خط مقدم نبرد فرهنگی

از همین‌جاست که «سبک زندگی آمریکایی» تبدیل به سلاح می‌شود. سبکی که در ظاهر با رفاه، آزادی و لذت معرفی می‌شود اما در باطن، انسان را از ریشه‌های معنوی و هویتی‌اش جدا می‌کند. تمدن آمریکایی برای سلطه، نیازمند انسانِ بی‌ریشه است؛ انسانی که مصرف می‌کند اما نمی‌اندیشد، سرگرم می‌شود اما آرمان ندارد، ارتباط دارد اما تعلق ندارد. این همان استعمار نو است؛ استعمار بدون اشغال نظامی. استعمار ذهن‌ها و ذائقه‌ها.

رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای دقیقاً به همین دلیل، از ظرفیت اجتماعی ملت ایران برای شکل دادن به یک آرایش فرهنگی استفاده می‌کنند. همان مردمی که در میدان نظامی قدرت بازدارندگی آفریدند، اکنون باید در میدان فرهنگ نیز به میدان بیایند. جنگ امروز، صرفاً جنگ موشک‌ها نیست؛ جنگ روایت‌هاست، جنگ واژه‌هاست، جنگ تصویرها و معناهاست.

وقتی ایشان از معلمان سخن می‌گویند، در واقع از فرماندهان خط مقدم هویت سخن می‌گویند: «مسئولیت خطیر آموزشِ دانش، افزایش مهارت، و بخش مهمی از رشد بینش و قالب‌ریزی هویت نسل آینده برعهده‌ی او است. دانش‌آموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلّمی رشد میکنند، در آینده نه‌چندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را به‌کار بسته و اِی بسا در خُلق‌وخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصه‌ها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان، چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده‌ی رفتارها و گفتارهای معلّمین خود خواهند بود.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۱  معلم در این نگاه، فقط انتقال‌دهنده دانش نیست؛ حافظ حافظه تمدنی ملت ایران است.

مدرسه فقط محل آموزش فرمول و محفوظات نیست؛ سنگر پدافند هویتی است. اگر در میدان نظامی، از خاک ایران پاسداری می‌شود، در میدان فرهنگی، معلم از مرزهای معنایی جامعه پاسداری می‌کند: «معلمان، مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ به‌طوری‌که می‌توان ادعا کرد که این دو، به منزله‌ی ستون فقرات عرصه‌ی فرهنگ و اقتصاد هستند. از این رو لازم است به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل -که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت میشود- بخوبی واقف باشند.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۱

پدافند گفتمانی، خط مقدم جنگ هویتی

به همین دلیل، مفهوم «پدافند زبانی و گفتمانی» اهمیتی راهبردی پیدا می‌کند. همان‌گونه که یک کشور برای دفاع نظامی نیازمند سامانه پدافندی است، جامعه نیز برای دفاع فرهنگی نیازمند سامانه معنایی است. رسانه، هنر، ادبیات، سینما، آموزش و فضای مجازی، همگی اجزای این پدافندند. اگر این سنگرها خالی بمانند، دشمن بدون شلیک حتی یک گلوله، ذهن نسل‌ها را تصرف خواهد کرد. در این نبرد، نقش هنرمندان و فعالان فرهنگی حیاتی است. هنرمند در نگاه تمدنی انقلاب، صرفاً تولیدکننده اثر هنری نیست؛ روایتگر هویت یک ملت است: «جنگ نرم همه‌جانبه‌ی دشمن، امروز قابل انکار نیست. در این جنگ، هنرمندان و اهالی فکر و نظر، در حکم نیروهای مسلّح در جنگ سختند... جایگاه فیلم و سریال در این میان بسیار برجسته است.» ۹۷/۰۸/۲۵

دشمن تلاش می‌کند ایران را ملتی خسته، منزوی و بی‌آینده تصویر کند؛ هنرمند متعهد باید حقیقت مقاومت، امید و ریشه‌داری این ملت را روایت کند. دشمن می‌خواهد زبان فارسی را به حاشیه براند؛ شاعر و نویسنده باید آن را به میدان حیات اجتماعی بازگرداند. دشمن می‌خواهد قهرمان‌های جعلی وارد ذهن نسل جوان کند؛ سینما و ادبیات باید قهرمان‌های حقیقی این ملت را زنده نگه دارند: «این حماسه‌ی حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملّت را در تاریخ، ماندگار کنند.» ۱۴۰۵/۰۲/۲۵

امروز، یکی از عرصه‌های نبرد در برابر دشمن، ذهن نوجوان و جوان ایرانی است: «در کشور ما در کمترزمانی جوانها و نوجوان‌های ما این جور مورد تهدید و تهاجم فکری و اخلاقی قرار داشتند. امروز از سوی بیگانگان، از سوی دشمنان، از سوی منحرفین این تهاجم وجود دارد.» ۱۴۰۰/۰۲/۱۲ آنجا که شبکه‌های رسانه‌ای غرب تلاش می‌کنند تاریخ را بازنویسی کنند، هویت دینی را هویتی در گذشته معرفی کنند و وابستگی فرهنگی را نشانه پیشرفت جلوه دهند. در چنین شرایطی، هر واژه فارسی که زنده می‌ماند، هر روایت اصیل که بازگو می‌شود و هر اثر هنری ریشه‌دار که تولید می‌شود، بخشی از مقاومت ملی است.

از مقاومت میدانی تا خیزش تمدنی

رهبر انقلاب از همین زاویه، پیروزی‌های میدانی و حضور عظیم مردم را صرفاً یک دستاورد سیاسی یا امنیتی نمی‌بینند؛ بلکه آن را سرمایه‌ای برای یک خیزش تمدنی می‌دانند. ملتی که در میدان سخت ایستاده، اگر در میدان فرهنگ نیز خودآگاه شود، می‌تواند الگویی تمدنی بسازد؛ الگویی متفاوت از نظم سلطه‌گر غرب.

اینجاست که نسبت میان ایران اسلامی و تمدن نوین اسلامی معنا پیدا می‌کند. نزاع امروز، فقط نزاع دو دولت نیست؛ نزاع دو تصویر از انسان است. یک‌سو تمدنی قرار دارد که انسان را به مصرف‌کننده‌ای تنها و بی‌ریشه تقلیل می‌دهد و سوی دیگر، تمدنی که انسان را موجودی صاحب معنا، خانواده، ایمان و مسئولیت می‌داند. و شاید دقیقاً به همین دلیل است که دشمن از زبان فارسی می‌ترسد؛ از حافظه تاریخی ایران می‌ترسد؛ از پیوند ایران و اسلام می‌ترسد. زیرا این پیوند، ملتی ساخته که نه در میدان نظامی تسلیم شده و نه در میدان فرهنگی آماده استحاله است.

اکنون، نبرد وارد مرحله‌ای تازه شده است. دوران بی‌تفاوتی فرهنگی گذشته است. هر معلم، هر نویسنده، هر شاعر، هر فیلمساز و هر فعال رسانه‌ای، بخشی از آرایش دفاعی این ملت است. امروز، دفاع فقط در مرزها معنا نمی‌شود؛ دفاع، در واژه‌ها نیز جریان دارد. در کلاس درس، در کتاب، در روایت، در زبان و در حافظه جمعی ملت ایران. تهاجم آمریکایی پیش از آنکه بخواهد سرزمین‌ها را اشغال کند، می‌خواهد روح ملت‌ها را فتح کند. و درست در برابر همین پروژه است که «پدافند زبانی و گفتمانی» به یک ضرورت تمدنی تبدیل می‌شود؛ ضرورتی برای حفظ ایران، حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی و حفظ آینده ملتی که هنوز می‌خواهد مستقل بماند: «مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملّت را برای پاسداری از استقلال تمدّنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی و سبک زندگی آمریکایی، آماده‌تر کرده است تا با ابتکار و نوآوریِ فعالان عرصه‌ی فرهنگی در جهت تأمین پدافند زبانی و گفتمانی و رشد و بالندگی کودکان، نوجوانان و جوانان، مراحل باقیمانده تا پیروزی نهایی را با استواری بیشتر بپیماید، بِعَون‌ِ الله تعالی.» ۱۴۰۵/۰۲/۲۵

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار