کلمه «نه» یکی از پرکاربردترین، چالش‌برانگیزترین و در عین حال حیاتی‌ترین واژه‌ها در مسیر رشد فرزندان به شمار می‌رود.

باشگاه خبرنگاران جوان - بسیاری از والدین شنیدن این کلمه را نشانه‌ای از لجبازی یا نافرمانی می‌دانند؛ اما روان‌شناسی رشد کودک نشان می‌دهد که مخالفت کردن، ابزار اصلی فرزند برای کشف هویت، اعلام استقلال و بیان نیاز‌های درونی است. وقتی نگاه خود را از یک رفتار ظاهری لجبازانه به نیاز پنهان پشت آن تغییر می‌دهیم، ارتباط میان والد و کودک از حالت جنگ قدرت به یک همکاری صمیمانه تبدیل می‌شود. هدف اصلی در این مسیر، کم کردن «نه» گفتن کودک نیست، بلکه هدف این است که فرزند یاد بگیرد احساس، ترجیح و دلیل خود را به زبان بیاورد.

دو سالگی؛ استقلال و حق انتخاب

در دو سالگی، کودک برای نخستین‌بار درمی‌یابد که موجودی مستقل از والدین است. مخالفت کردن در این سن، ساده‌ترین ابزار کودک برای کشف محیط و تمرین اراده محسوب می‌شود. در این مرحله، فرزند نیاز دارد اختیار و انتخاب را تجربه کند و خودآگاهی خویش را نشان دهد.والدین باید در این شرایط، انتخابی محدود بین دو گزینه مشخص ارائه دهند تا از ورود به جنگ قدرت جلوگیری شود. برای مثال، والدین می‌توانند اختیار انتخاب لباس یا اسباب‌بازی را از میان دو گزینه به کودک (بلوز آبی رو می‌پوشی یا قرمز؟) واگذار کنند.

سه سالگی؛ کنترل امور

کودک سه ساله در حال توسعه توانمندی‌های حرکتی و شناختی خود است و می‌خواهد امور شخصی‌اش را خودش مدیریت کند. در این سن، فرزند نیازمند خودمختاری است و می‌خواهد کارها را به روش خودش انجام دهد. عدم تمایل به محدودیت‌پذیری و ایجاد چالش در این سن طبیعی به نظر می‌رسد.

والدین باید فرصت انجام کارهای شخصی را به کودک بدهند و او را در فعالیت‌های مختلف مشارکت دهند. همچنین والدین باید از صدور دستورهای مستقیم و یک‌طرفه پرهیز کنند.

چهار سالگی؛ شکل‌گیری شخصیت

در چهار سالگی، کودک وارد مرحله شکل‌گیری سنجیده‌تر شخصیت می‌شود. در این سن، فرزند نیاز دارد سنجش واکنش‌ها و حدود اختیارات خود را تجربه کند. کودک با مخالفت‌های خود، میزان پایداری قوانین و رفتارهای اطرافیان را ارزیابی می‌کند.والدین باید دلایل منطقی و کوتاه را برای قوانین بیان کنند. والدین می‌توانند با ارائه الگوهای مناسب و نظرسنجی از کودک در تصمیم‌های کوچک، او را همراهی کنند.

پنج سالگی؛ همراهی

کودک پنج ساله زبان را به خوبی در اختیار دارد و می‌تواند تا حدی علت رفتارهای خود را درک کند. در این مرحله، فرزند می‌خواهد بزرگتر دیده شود و در تصمیم‌گیری‌ها به عنوان یک فرد مستقل درک گردد. نیاز به فهم منطق پشت دستورها در این سن افزایش می‌یابد.والدین باید با لحنی ساده، دلیل قوانین را برای کودک توضیح دهند. والدین احساسات و منطق کودک را می‌پذیرند و با درک متقابل با او برخورد می‌کنند.

شش سالگی؛ قانون‌مندی

با گسترش روابط اجتماعی در شش سالگی، مفهوم قانون و احترام به مرزها پررنگ‌تر می‌شود. در این سن، کودک نیاز دارد احساس پیشرفت کند، هدایت شود و مورد درک متقابل قرار گیرد.والدین قانون‌گذاری را با توجه به احساسات فرزند انجام می‌دهند. والدین با پذیرش نظر کودک و بازخورد مناسب به رفتارهای مثبت او، حس ارزش‌مندی را در او تقویت می‌کنند.

هفت سالگی؛ استقلال فکری

با ورود به سن مدرسه، کودک هفت ساله وارد دنیای تفکر مستقل و مقایسه اجتماعی می‌شود. در این سن، فرزند نیاز دارد خودمختاری فکری داشته باشد و احساس ارزش فردی کند. کودک می‌خواهد استقلال خود را در نظر و عمل نشان دهد.والدین با پرسیدن نظر کودک، گفتگو را بر پایه احترام متقابل شکل می‌دهند. والدین دلایل مخالفت یا دلخوری فرزند را بدون قضاوت می‌شنوند و به او حق اظهار نظر می‌دهند.

هشت سالگی؛ مسئولیت‌پذیری

در هشت سالگی، کودک هویت هوشمندتر و کامل‌تری پیدا می‌کند. فرزند در این مرحله نیاز دارد مورد اعتماد قرار گیرد، در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کند و مسئولیت بپذیرد.والدین به کودک حق انتخاب می‌دهند و او را در تصمیم‌گیری‌ها سهیم می‌کنند. والدین انجام برخی وظایف خانوادگی را به او می‌سپارند تا حس اعتماد و مسئولیت در او تقویت شود.

هدف نهایی؛ ارتقای مهارت گفت‌وگو و بیان احساسات

والدین با شناخت این مراحل درمی‌یابند که مخالفت فرزندان، بخشی طبیعی از روند رشد آن‌ها است. هدف اصلی والدین، خاموش کردن صدای فرزند یا تسلیم محض بودن نیست. هدف این است که فرزند یاد بگیرد به جای لجبازی، احساس، ترجیح و دلیل خود را شفاف بیان کند.وقتی والدین بستر گفتگو را فراهم می‌سازند، فرزند یاد می‌گیرد نظر خود را محترمانه ابراز کند و به مرزهای دیگران نیز احترام بگذارد.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha