باشگاه خبرنگاران جوان - هجرت تاریخی حضرت فاطمه معصومه (س) از مدینه به سوی ایران، تنها یک سفر خانوادگی نبود؛ بلکه نقطهعطفی است که با پیوند دادن قم و مشهد، شاهرگ حیاتی فرهنگ و هویت دینی تشیع را در این سرزمین اسلامی جاودانه ساخت.
دو نور در ایران: خاستگاه پیوند
ایران ما به برکت حضور این دو نور هدایت، به پناهگاهی برای عاشقان اهلبیت (ع) تبدیل شده است؛ گویی پیوند میان قم و مشهد، شاهرگ حیاتی فرهنگ و هویت دینی این سرزمین است. در تاریخ تشیع، کمتر پیوندی به ژرفای پیوند میان حضرت فاطمه معصومه (س) و برادرش امام علی بن موسی الرضا (ع) است؛ پیوندی که از یک خانه در مدینه آغاز شد، با هجرت و فراق گره خورد و سرانجام با دو حرم بزرگ در دو گوشه ایران ــ قم و مشهد ــ ماندگار شد. حضرت معصومه (س) در سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود؛ دختر امام موسی بن جعفر (ع) و نجمه خاتون، همان مادر گرامی امام رضا (ع). این مشترک مادری، نخستین رشته پیوند آن دو است: امام و خواهرش از یک گهواره برخاستند و از یک مادر، میراث علمی و معنوی خاندان وحی را نوشیدند. آن بانو پس از پدر بزرگوارش از سال ۱۷۹ قمری زیر سرپرستی و کفالت برادرش قرار گرفت و تا سال ۲۰۰ قمری، یعنی بیستویک سال تمام، در سایه محبت و تعلیم او به قلههای علم، عبادت و اخلاق رسید. سفر ایشان به ایران نه سفری خانوادگی و معمولی، بلکه حرکتی آگاهانه برای دیدار برادر و پشتیبانی از امامت او بود؛ سفری که در ساوه به خون و زهر آلوده شد و در قم به صعود و جاودانگی رسید.
بیستویک سال مکتب مدینه: همسفر با امام هفتم و هشتم
خانه امام کاظم (ع) در مدینه، مدرسهای بود که خواهر و برادر در آن یک مکتب را پیمودند. حضرت معصومه (س) از همان خردسالی در محضر پدر و سپس برادرش نشست و به گواهی تاریخ، پس از امام رضا (ع) از دیگر فرزندان امام کاظم فاضلتر و برخوردار از مقامی شامختر بود. روایات او از پدر و برادر، او را در شمار محدثان خاندان اهلبیت (ع) نشاند و اهل سلوک، روایاتی را که به واسطه این بانو از ائمه نقل شده، با احترام و اعتماد تمام پذیرفتهاند. سالهای پیوند عمیق آن دو، سالهای سختی نیز بود. بیش از ده بهار از عمر حضرت معصومه نگذشته بود که پدر، امام کاظم (ع)، در زندان هارون الرشید به شهادت رسید. در این غم بزرگ، تنها پشتوانه دل آن بانو برادرش بود؛ اما دیری نپایید که مأمون، امام رضا (ع) را ناخواسته از کانون خانواده جدا کرد و به خراسان برد. حضرت معصومه یک سال تمام دوری برادر را بر تابید و شکیبایی ورزید. سختی این فراق، عمق پیوند را آشکار میکند: چه دلیلی جز پیوندی از جنس امامت و ولایت، این همنشینی بیستویکساله را به نیرویی بدل میکند که خواهر را به پیمودن صدها فرسنگ راه برای یافتن برادر برمیانگیزد؟
هجرت برای دیدار برادر: از نامه خراسان تا ساوه و قم
در سال ۲۰۱ قمری مأمون، امام رضا (ع) را ولیعهد خود اعلام کرد و امام در نامهای به بستگان خود در مدینه و بهویژه به حضرت معصومه (س)، آنان را به خراسان دعوت کرد. آن بانو به محض خواندن نامه برادر، برای دیدار او رهسپار ایران شد؛ در رأس قافلهای از علویان و برادران امام که به روایتی بیستویک نفر بود و برخی پژوهشگران شمار همراهان را تا نزدیک چهارصد نفر نوشتهاند. کاروان به ساوه رسید و در آنجا با مأموران حکومتی درگیر شد؛ شماری از برادرزادگان و همراهان امام به شهادت رسیدند و به برخی نقلها، غذای آن بانو در همین واقعه زهرآلود گشت و بیمار شد. پرسش تاریخساز آن بانو همینجا بود: «از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟» خادم گفت ده فرسخ؛ فرمود مرا به قم ببرید. خبر ورود او به آل سعد، شیعیان عرب مقیم قم، رسید؛ آنان با شتاب به استقبال شتافتند و موسی بن خزرج اشعری زمام شتر آن حضرت را گرفت و او را به قم آورد. استقبال کمنظیر مردم قم از خواهر امام رضا (ع)، در حافظه تاریخی شیعه، با استقبال باشکوه مردم نیشابور از خود امام همنشین شد؛ گویی شهر و برادر، در دو سر یک راه، یک احترام و یک ارادت را تجربه میکردند. حضرت معصومه (س) روز ۲۳ ربیعالاول وارد قم شد و هفده روز در منزل موسی بن خزرج، در سکوتی عارفانه و در حال بیماری، به عبادت و راز و نیاز با پروردگار پرداخت؛ همان مکان که امروز به «بیتالنور» مشهور است. سرانجام در روز دهم ربیعالثانی سال ۲۰۱ قمری، این بانوی جوان ــ در حدود بیستوهشت سالگی ــ در غربت، اما در میان عاشقان، دیده از جهان فروبست و مردم قم پیکر مطهرش را در محلی که امروز حرم باشکوه اوست، به خاک سپردند.
«من زار المعصومة بقم کمن زارنی»: لقب و روایات پیوند
ژرفترین گواه پیوند این دو، لقبی است که امام رضا (ع) بر خواهرش نهاد. به روایت مشهور، پس از ارتحال حضرت معصومه (س)، امام رضا (ع) فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی؛ هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.» از همین تعبیر، آن بانو به «معصومه» ملقب شد؛ لقبی که از زبان معصوم بر خواهر معصوم نشسته است و از عمق اتحاد معنوی آن دو سخن میگوید. این تنها روایت نیست. سعد بن سعد اشعری از امام رضا (ع) درباره فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) پرسید و امام فرمود: «من زارها فله الجنة؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت از آن اوست.» امام جواد (ع)، برادرزاده حضرت، نیز فرمود: «هر کس قبر عمهام را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود.» و در روایتی دیگر از امام رضا (ع) نقل شده که هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری یا خواهرم را در قم زیارت کند تا ثواب زیارت مرا دریابد. پیشتر از اینها، امام صادق (ع) سالها پیش از ولادت آن بانو فرموده بود: «قم، کوفه کوچک است؛ بهشت هشت در دارد که سه در آن به قم گشوده میشود. در آنجا زنی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی در میگذرد و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت میشوند.» این احادیث نشان میدهند که زیارت خواهر، در نگاه امام معصوم، ادامه و امتداد زیارت برادر است؛ دو حرم، یک مقصد و یک پیوند.
پیوندی که ادامه یافت: قم و مشهد، دو شعبه از یک چشمه
پیوند قم و مشهد و حضرت معصومه (س) و امام رضا (ع) با ارتحال آن بانو پایان نیافت؛ گویی تازه آغاز شد. حضرت معصومه (س) تنها زنی است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، زیارتنامهای مأثور و از جانب امام معصوم برای او روایت شده است؛ زیارتنامهای که به روایتها خود امام رضا (ع) با آن مقامات خواهرش را بیان فرمود و در آن، زائران را به شفاعت او توصیه میکند: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة فان لک عند الله شانا من الشان.» مدفن دختر موسی بن جعفر (ع) در قم، سرآغاز تحولی بزرگ در تاریخ این شهر بود؛ چنانکه قم به یکی از پایگاههای اصلی تشیع و بزرگترین مراکز علمی و حوزوی جهان اسلام بدل گشت و امام صادق (ع) پیشتر فرموده بود: «قم، حرم من و حرم فرزندانم پس از من است» و نیز «قم، عش آل محمد؛ آشیانه و کانون خانواده پیامبر است.» بدینسان دو شهر، دو بال تشیع در ایران شدند: مشهد، آرامگاه برادر و قم، آرامگاه خواهر؛ و ارادت ایرانیان به هر دو، همواره در یک جریان واحد روان بوده است. زائر مشهدی که به قم میرود و زائر قمی که به مشهد مشرف میشود، در حقیقت همان پیوندی را زنده میکند که بیستویک سال در مدینه جریان داشت. در سالروز رحلت کریمه اهلبیت (س)، این پیوند درسی نغز دارد: عشقی که در خانهای ساده آغاز شد و در هجرت و فراق عمیقتر گشت، سرانجام دو حرم و یک تمدن ساخت. آن بانو با رفتن خود، برادر را در خراسان تنها نگذاشت؛ بلکه در قم، سنگری برای امامت او بنیان نهاد که قرنهاست زائر و عالم و عاشق میپروراند. سلام بر خواهری که زیارتش، زیارت برادر است.
منبع: قدس آنلاین