«شان پارکر» اولین رئیس فیس‌بوک، پیش از این‌ها اعتراف کرده که هدف اصلی‌اش از ساخت این شبکه‌، چیزی جز استخراجِ هرچه بیشتر «وقت» و «توجه» آگاهانه‌ ما نبوده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - «شان پارکر» اولین رئیس فیس‌بوک، پیش از این‌ها اعتراف کرده که هدف اصلی‌اش از ساخت این شبکه‌، چیزی جز استخراجِ هرچه بیشتر «وقت» و «توجه» آگاهانه‌ ما نبوده است. البته در شرایط فعلی که همه می‌دانیم شبکه‌های اجتماعی با مسلح شدن به هوش مصنوعی، چقدر بر شئونات مختلف زندگی‌مان سیطره پیدا کرده‌اند، دیگر لازم نیست یک‌یک مدیران و غول‌های فناوری را به خط کرده و از آن‌ها اعتراف بگیریم که برای وقت، توجه، شخصیت، قدرت انتخاب و... به طور کل برای حیات و مماتمان چه نقشه‌ای کشیده‌اند!

غار دیجیتالی

یادم می‌آید در فلسفه دوران دبیرستان، افلاطون قصه چند زندانی را تعریف می‌کرد که از کودکی در غاری زنجیر شده‌اند و فقط سایه‌هایی را می‌بینند که روی دیوار افتاده. برای آن‌ها سایه‌ها تمام واقعیت دنیا بود چون هیچ‌وقت فرصت نکرده‌ بودند سرشان را برگردانند و جهان بیرون را ببینند. آن موقع با خودمان فکر می‌کردیم این بیچاره‌هایی که عمرشان را به تماشای سایه‌ها گذرانده‌اند، لابد خیلی ساده‌لوح بوده‌اند. آخر مگر می‌شود آدم واقعیت را ول کند و محو تصویر روی دیوار شود؟

حالا اما هر کدام از ما یک غار کوچک توی جیبمان داریم که بخواهیم و نخواهیم می‌تواند در چند ثانیه ما را ببلعد! صفحه‌ای که مدام به ما نشان می‌دهد چه چیزی را ببینیم، روی کدام خبر مکث کنیم، به چه چیزی بخندیم، از چه چیزی عصبانی شویم و حتی چه چیزی را مهم بدانیم. حالا قبل از اینکه بگویید داریم ماجرا را زیادی بزرگ می‌کنیم، بد نیست بدانید پژوهشگران سال‌هاست در حال کار روی این موضوع هستند و معتقدند اینترنت خیلی وقت است سبک زندگی‌مان را تغییر داده و حالا هم که دارد شیوه فکر کردنمان را از نو تنظیم می‌کند. مطالعه‌ای که در نشریه World Psychiatry منتشر شده و ده‌ها پژوهش علوم اعصاب و روان‌شناسی را مرور کرده، نشان می‌دهد اینترنت دست‌کم سه توانایی شناختی مهم انسان را تحت تأثیر قرار داده است؛ توجه، حافظه و روابط اجتماعی. البته این به معنی خراب شدن مغز نیست. مغز همیشه خودش را با محیط جدید سازگار می‌کند، اما اینکه این سازگاری ما را به کجا می‌برد، خیلی مهم است.

توجه چسبنده

اولین تغییری که تقریباً همه ما آن را با پوست و استخوان حس کرده‌ایم، تغییر در «توجه» است. می‌آییم فقط چند دقیقه گوشی را چک کنیم، اما وقتی سر بلند می‌کنیم، می‌بینیم ۴۰ دقیقه گذشته و حتی یادمان نیست اصلاً برای چه گوشی را دست گرفته بودیم. «زاکاری ایروینگ» پژوهشگر دانشگاه ویرجینیا می‌گوید فناوری حتی مدل حواس‌پرتی ما را هم عوض کرده است. او توضیح می‌دهد که پیش از عصر شبکه‌های اجتماعی، ذهن انسان در لحظه‌های بیکاری آزادانه پرسه می‌زد.

وقتی در صف بانک می‌ایستادیم، زیر دوش بودیم یا از پنجره اتوبوس بیرون را نگاه می‌کردیم، فکرها خودشان از این شاخه به آن شاخه می‌پریدند. خیلی وقت‌ها بهترین ایده‌ها دقیقاً همان موقع به ذهن می‌رسیدند؛ راه‌حل یک مشکل، ایده یک کار تازه یا حتی تصمیمی که مدت‌ها از گرفتنش فرار کرده بودیم. اما الگوریتم‌ها از این پرسه‌زدن خوششان نمی‌آید. آن‌ها ترجیح می‌دهند ذهن روی یک ریل حرکت کند؛ مثلاً یک ویدئو، بعد یکی شبیه همان، بعد یکی دیگر. یا یک خبر، بعد ۱۰ تحلیل درباره همان خبر و... تا جایی که ناگهان متوجه می‌شویم یک ساعت گذشته، اما هنوز دور همان موضوع اول می‌چرخیم. ایروینگ اسم این وضعیت را «توجه چسبنده» گذاشته است؛ حالتی که ذهن به جای رفت‌وآمد آزاد میان ایده‌ها، روی یک موضوع قفل می‌شود و فرصت خیال‌پردازی و خلاقیت را از دست می‌دهد.

البته اینکه پلتفرم‌ها تا این اندازه در نگه داشتن کاربر موفق شده‌اند، اتفاقی نیست. «شان پارکر» نخستین رئیس فیس‌بوک، چند سال پیش با صراحت درباره منطق پشت طراحی این شبکه‌ها صحبت کرد. او گفت سؤال اصلی از همان ابتدا این بود که «چطور می‌توانیم تا جای ممکن وقت و توجه آگاهانه کاربران را مصرف کنیم؟». پاسخ این بود که هرازگاهی با یک لایک، یک کامنت یا یک اعلان، پاداش کوچکی به مغز بدهند تا دوپامین ترشح شود و کاربر دوباره برگردد. همین غیرقابل پیش‌بینی بودن، مغز را وادار می‌کند بارها و بارها اهرم را بکشد. پارکر حتی اعتراف کرد که طراحان فیس‌بوک آگاهانه از آسیب‌پذیری‌های روان انسان استفاده کرده‌اند.

حافظه و قضاوت

تغییر دوم، حافظه است. اینترنت به نوعی حافظه خارجی ما تبدیل شده است. ما احتیاجی نداریم که تاریخ یک اتفاق، شماره تلفن یا حتی مسیر یک خیابان را حفظ کنیم؛ این دسترسی دائمی مزایای زیادی دارد، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد هرچه بیشتر به اینترنت برای ذخیره اطلاعات تکیه می‌کنیم، کمتر خود اطلاعات را به خاطر می‌سپاریم. درواقع ذهن ما به جای حفظ کردن پاسخ‌ها، یاد می‌گیرد پاسخ را از کجا پیدا کند. شاید این اتفاق در ظاهر بد به نظر نرسد، اما وقتی همه چیز را به حافظه بیرونی واگذار می‌کنیم، بخشی از فرایند عمیق یادگیری و ارتباط دادن اطلاعات به هم ضعیف‌تر می‌شود. تغییر سوم به روابط اجتماعی برمی‌گردد. اینترنت ارتباط با آدم‌های دور را آسان‌تر کرده، اما همیشه کیفیت این ارتباط‌ها را بیشتر نکرده است. امروز ممکن است صدها نفر پستمان را ببینند، اما ساعت‌ها کنار نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌مان بنشینیم و هر کدام سرگرم صفحه گوشی خودمان باشیم.

پژوهشگران می‌گویند وقتی عزت‌نفس بیش از حد به لایک‌ها، دنبال‌کننده‌ها و بازخوردهای آنلاین گره بخورد، خطر اضطراب، احساس طردشدگی و مقایسه دائمی با دیگران هم بیشتر می‌شود؛ مقایسه‌ای که معمولاً با نسخه‌ای روتوش‌شده از زندگی دیگران انجام می‌گیرد، نه با واقعیت. به همین دلیل بعضی پژوهشگران معتقدند این تغییرها در نهایت می‌تواند بر شیوه قضاوت و تصمیم‌گیری ما هم اثر بگذارد، چون شبکه‌های اجتماعی علاوه‌بر انتشار موضوع، اغلب به ما می‌گویند درباره آن چه احساسی داشته باشیم. چه کسی قهرمان است و چه کسی مقصر، از چه چیزی خشمگین شویم و چه چیزی را تحسین کنیم. جهان پیچیده را به دوگانه‌های ساده تبدیل می‌کنند؛ خوب و بد، حق و باطل، خودی و غیرخودی. اگرچه این نسخه ساده‌شده برای ذهن ما جذاب است، اما کم‌کم موجب می‌شود به جای اینکه خودمان درباره موضوعی فکر کنیم، واکنشی را تکرار ‌کنیم که بارها در صفحه نمایش دیده‌ایم.

آن وقت احساس می‌کنیم به یک نتیجه شخصی رسیده‌ایم، در حالی که شاید فقط همراه موجی شده‌ایم که الگوریتم برایمان ساخته است. در نتیجه شاید مسئله اصلی عصر اینترنت این نباشد که وقت زیادی در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانیم. مسئله این است که از ترکیب هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی، معجونی بدست آمده که می‌تواند انسان را تسخیر کند! اگر ندانیم توجه، حافظه و حتی قضاوت ما چگونه تحت تأثیر این ترکیب جادویی قرار می‌گیرد، ممکن است کم‌کم تصور کنیم همه انتخاب‌ها، فکرها و موضع‌گیری‌هایمان کاملاً شخصی و با انتخاب خودمان بوده است؛ آن هم در حالی که بسیاری از مواقع، این ما نیستیم که انتخاب کرده‌ایم، هوش مصنوعی به جای ما فکر کرده، به جای ما پاسخ داده، موضع گرفته و درواقع دارد به جای ما زندگی می‌کند!

منبع: روزنامه قدس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۵:۲۹ ۱۳ تير ۱۴۰۵
در واقع اینترنت و هوش مصنوعی انسان‌ها را سرکار گذاشته اند و هم به آنها جهت می دهند و هم سرعت می دهند و هم کیفیت زندگی انها را تعیین می کنند و هم تکلیف انسان را در نهایت در جهان و یابد آن جهان هم مشخص می کنند.
می توان گفت ریش و قیچی انسان بدست اینترنت و هوش مصنوعی افتاده و‌ هر طور خواستند برای انسان می برند و می دوزند.