جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف انتظار،تنها معادلات نظامی منطقه را تغییر نداد؛بلکه روند نزدیکی تهران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را نیز شتاب بخشید.

باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخلاف انتظار،تنها معادلات نظامی منطقه را تغییر نداد؛بلکه روند نزدیکی تهران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را نیز شتاب بخشید.روندی که نه از دل اعتماد، بلکه از دل افزایش هزینه‌های تقابل و ضرورت مدیریت رقابت شکل گرفت.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، اگرچه با خسارت‌های نظامی، فشارهای اقتصادی و افزایش ناامنی همراه بود، اما یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن در میدان سیاست منطقه‌ای رقم خورد؛ جایی که روند آشتی میان ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) شتاب گرفت. پیش از جنگ نیز روابط تهران و پایتخت‌های عربی خلیج فارس، پس از توافق ایران و عربستان با میانجیگری چین در مارس ۲۰۲۳، وارد مرحله‌ای از تنش‌زدایی شده بود، اما بی‌اعتمادی متقابل همچنان بر روابط دو طرف سایه انداخته و رقابت منطقه‌ای در پرونده‌های مختلف ادامه داشت.

اکنون تحلیلگران معتقدند جنگ، به جای پایان دادن به رقابت، هزینه‌های ادامه آن را برای همه بازیگران آشکارتر کرده است. تجربه این درگیری نشان داد که نه قدرت نظامی به تنهایی قادر به ایجاد امنیت پایدار است و نه تضمین‌های امنیتی قدرت‌های خارجی می‌تواند ثبات خلیج فارس را تضمین کند. از همین رو، رویکرد جدیدی در حال شکل‌گیری است که برخی آن را «همزیستی رقابتی» می‌نامند؛ مدلی که در آن رقبای منطقه‌ای به جای حذف یکدیگر، تلاش می‌کنند رقابت را مدیریت کنند.

تغییر محاسبات تهران و کشورهای عربی

برای ایران، جنگ با اینکه برخی کاستی‌ها در زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی را آشکار کرد و همزمان نشان داد ادامه یک رویارویی طولانی با ائتلافی برخوردار از برتری فناوری، هزینه‌های فزاینده‌ای به همراه خواهد داشت با این حال، مقام‌های ایرانی تأکید دارند که این تغییر رویکرد به معنای عقب‌نشینی از بازدارندگی نیست. سرپرست وزارت دفاع، سرتیپ مجید ابن‌الرضا، هشدار داده است: «دستان ما روی ماشه است و بدون هیچ تردیدی، در پاسخ به هرگونه نقض مفاد آتش‌بس، اقدامات لازم و متناسب را انجام خواهیم داد.»

در عین حال ، بازسازی اقتصادی، کاهش فشار تحریم‌ها و بازگشت به تعاملات منطقه‌ای به اولویت‌های راهبردی تهران تبدیل شد. در سوی دیگر، کشورهای شورای همکاری نیز به این جمع‌بندی رسیدند که حتی روابط نزدیک امنیتی با ایالات متحده، آنها را از پیامدهای یک جنگ بزرگ منطقه‌ای مصون نمی‌کند. جنگ نشان داد امنیت زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای تجارت دریایی و برنامه‌های توسعه اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری به ثبات منطقه‌ای وابسته است.

بر همین اساس، پرسش اصلی سیاست‌گذاران عرب به تدریج از «چگونه ایران را مهار کنیم؟» به «چگونه می‌توان ایران را در چارچوبی باثبات‌تر برای امنیت منطقه‌ای جای داد؟» تغییر یافته است؛ تغییری که البته به معنای پذیرش نقش محوری ایران در منطقه نیست، بلکه بازتاب افزایش هزینه‌های تقابل دائمی است.

دیپلماسی جایگزین بازدارندگی نمی‌شود، اما آن را تکمیل می‌کند

در مرحله جدید، مدیریت بحران به یکی از مهم‌ترین محورهای همکاری تبدیل شده است. نبود کانال‌های ارتباطی مؤثر طی دهه‌های گذشته بارها به تشدید تنش‌ها انجامیده و اکنون ایجاد سازوکارهایی برای گفت‌وگو، هماهنگی دریایی و جلوگیری از درگیری‌های ناخواسته، به عنوان راهی برای کاهش خطر محاسبات اشتباه مطرح شده است.

همزمان، ملاحظات اقتصادی نیز انگیزه‌ای مهم برای همکاری ایجاد کرده است. ایران برای بازسازی پس از جنگ به سرمایه‌گذاری و تعامل منطقه‌ای نیاز دارد و کشورهای عربی نیز برای تحقق برنامه‌های تنوع‌بخشی اقتصادی خود، به محیطی باثبات احتیاج دارند. بازتاب این نگاه را می‌توان در مواضع رسمی کشورهای عربی مشاهده کرد. شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه وزیران خود پس از جنگ تأکید کرد که «گفت‌وگو و دیپلماسی، تنها راه عبور از بحران کنونی و حفظ امنیت منطقه است.»

در همین چارچوب، عبدالله بن زاید، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، در گفت‌وگو با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیپلماسی را بهترین مسیر برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار دانست و بر امنیت دریانوردی، آزادی کشتیرانی و احترام به حاکمیت کشورها تأکید کرد. این موضع از سوی انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات نیز تکرار شد. او گفت گفت‌وگو و دیپلماسی، مسیر مطلوب حل اختلافات است، مشروط بر آنکه بر اصولی استوار باشد که امنیت و ثبات خلیج فارس را حفظ کند.

آشتی شکننده؛ نه پایان رقابت

با وجود این نشانه‌های مثبت، موانع ساختاری همچنان پابرجاست. ایران همچنان حضور نظامی قدرت‌های خارجی در خلیج فارس را عامل اصلی بی‌ثباتی منطقه می‌داند. عباس عراقچی در مذاکرات پس از جنگ در مسقط خواستار ایجاد چارچوبی برای امنیت منطقه‌ای بدون دخالت قدرت‌های خارجی شد و تأکید کرد امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود. در مقابل، بیشتر کشورهای شورای همکاری همچنان مشارکت راهبردی با آمریکا و دیگر قدرت‌های خارجی را یکی از ارکان امنیت خود می‌دانند؛ هرچند تحولات اخیر آنها را به سمت استقلال بیشتر در مدیریت امنیت منطقه سوق داده است.

در کنار این اختلاف بنیادین، بی‌اعتمادی داخلی نیز مانع دیگری محسوب می‌شود. در ایران، بخش‌هایی از ساختار سیاسی و امنیتی نسبت به نزدیکی با رقبای منطقه‌ای و غرب تردید دارند و در کشورهای عربی نیز خاطره دهه‌ها رقابت و تنش، نگاه بدبینانه‌ای نسبت به اهداف تهران ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، محتمل‌ترین سناریو نه شکل‌گیری اتحادی راهبردی، بلکه استقرار نوعی «همزیستی رقابتی» است؛ نظمی که در آن رقابت ادامه می‌یابد، اما از طریق نهادهای دیپلماتیک، کانال‌های ارتباطی و سازوکارهای مدیریت بحران کنترل می‌شود.

شاید مهم‌ترین درس جنگ ۲۰۲۶ نیز همین باشد؛ اینکه پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا رقابت ایران و کشورهای عربی پایان خواهد یافت یا خیر، بلکه این است که آیا طرف‌های منطقه خواهند توانست این رقابت را بدون لغزش به سوی جنگی دیگر مدیریت کنند یا نه. آینده امنیت خلیج فارس بیش از آنکه به توافق کامل وابسته باشد، به توانایی بازیگران منطقه در مدیریت پایدار اختلافات گره خورده است.

منبع: قدس آنلاین

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha