با فرارسیدنِ موجِ تازهای از بارانهایِ موسمی، چهرۀ شهرِ رشت یکباره دگرگون میشود و شتابِ عابران در پیادهروهایِ خیسِ سبزهمیدان، به رقصی آهسته در زیر چترهای عابران تبدیل میگردد. این بارانِ تابستانی، نقاشیِ بیبدیلی از طراوت و سرزندگی بر بومِ پهنۀ گیلان ترسیم میکند. صدایِ یکنواختِ قطرات بر ورقِ فلزیِ سایبانِ مغازههایِ قدیمیِ بازار، گویی یک نوایِ دلنشینِ صمیمی در فضایِ شهر میپیچد. قطراتِ درشتِ باران که همچون مرواریدهایی شفاف بر شاخسارِ درختانِ کهنسالِ شهذ باران مینشینند، طراوتی عمیق را به جانِ شهرِ رشت هدیه میدهند. بویِ خوشِ خاکِ گیلان که با نخستین قطره برمیخیزد، تمامِ کوچهپسکوچههایِ این شهرِ سبز را در عطری بهشتآسا فرو میبرد. رشت، در این روز بارانی، چون نگینی است درخشان در حلقهای از مه، که خاطرهانگیزترین لحظاتِ فصلِ گرما را برایِ ساکنانش به ارمغان میآورد.