باشگاه خبرنگاران جوان - ظهور و گسترش گروهها و جنبشهای دینی جدید در اسرائیل طی سالهای اخیر را نمیتوان صرفاً نشانهای از افزایش تنوع مذهبی دانست، بلکه این روند بازتابی از بازتعریف هویت دینی و اجتماعی در جامعهای است که سالها با شکاف میان جریانهای مذهبی و سکولار دستوپنجه نرم کرده است. گسترش این جریانها، در کنار بحرانهای هویتی، سیاسی و امنیتی، از تعمیق خطوط گسل اجتماعی در اسرائیل حکایت دارد.
ساختار اجتماعی اسرائیل از کثرت قابل توجه قومی، مذهبی و فرهنگی برخوردار است. اگرچه اکثریت جمعیت این رژیم را یهودیان تشکیل میدهند، اما مهاجرت آنان از مناطق مختلف جهان موجبشده از نظر پیشینه فرهنگی، گرایشهای مذهبی، زبان و سبک زندگی تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر داشته باشند. این تنوع، در کنار روند ملتسازی صهیونیستی، به شکلگیری شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی انجامیده که مهمترین نمود آن در تقابل میان جریانهای مذهبی و سکولار قابل مشاهده است. دادهها نشان میدهد ۴۵ تا ۵۰٪ یهودیان اسرائیل خود را سکولار (Hiloni) معرفی میکنند و حدود ۵۵٪ نیز در طیفی از دینداری، از سنتگرایان (Masorti) تا مذهبیهای صهیونیست (Dati) و یهودیان حریدی یا ارتدوکس افراطی (Haredi)، قرار میگیرند.این گروههای مذهبی نیز از نظر اعتقادی و سیاسی یکدست نیستند و در داخل خود با اختلافات زیاد و شکافهای عمیق مواجهاند. حریدیها بر آموزش دینی و حفظ سبک زندگی سنتی تأکید دارند، درحالیکه مذهبیهای صهیونیست ضمن پایبندی به شریعت یهود، حضوری فعال در ارتش، اقتصاد و نهادهای حکومتی دارند. همچنین امتیازاتی مانند بودجه حکومتی برای مدارس و معافیت از خدمت سربازی، همواره محل مناقشه میان اسرائیلیها بوده است. این باعثشده، اختلاف بر سر نقش دین در حکومت، خدمت سربازی، بودجه عمومی و سبک زندگی، به یکی از مهمترین خطوط گسل اجتماعی و سیاسی اسرائیل تبدیل شود.در چنین بستری، «مرکز مطالعات الزیتونه» به تازگی پژوهشی به قلم «محمود عبده» منتشر کرده که در آن بررسی پدیده جنبشهای جدید» پرداخته است.
بستر ظهور و عوامل شتابدهنده
ظهور و گسترش این جریانها در اسرائیل را نمیتوان صرفاً در قالب افزایش تنوع ارزیابی کرد، بلکه اختلافات موجود بین آنها نشانهای از بازتعریف هویت اجتماعی در اسرائیل است؛ روندی که شکافهای موجود را تعمیق میکند، خطوط گسل جدیدی در جامعه پدید میآورد و بازتابی از تغییر الگوهای دینداری، فردیشدن تجربه دینی و افزایش تکثر هویتی در جامعه اسرائیل است. برای درک چگونگی شکلگیری این روند، باید به بستر تاریخی و اجتماعی آن توجه کرد.اسرائیل همواره با شکاف بین جریانهای سکولار و دینی روبهرو بوده، اما این شکاف در گذر زمان ابعاد گستردهتری یافته است. ورود یهودیان آمریکایی با گرایشهای «اصلاحطلب»(Reform) و «محافظهکار»(Conservative) در دهه ۵۰ نخستین چالش جدی را برای انحصار ارتدوکسی در عرصه دینی ایجاد کرد. از دهه ۷۰ نیز جریانهای معنوی وارداتی از غرب بتدریج ظهور کردند و توانستند گفتمان خود را با نیازهای جامعه اسرائیل سازگار کرده و مخاطبان جدیدی جذب کنند.
سه عامل در گسترش این جریانها نقش اساسی داشته است:
-نخست، بحران وجودی؛ زیرا هر جنگ، افزون بر پیامدهای نظامی، «بحران معنا» یا «بحران هویت» را در جامعه اسرائیل تشدید و با طرح سوالات بنیادین درباره آینده، خلأ معنوی عمیقی ایجاد کرده است.
-دوم، افول ایدئولوژی؛ کاهش باور به آرمانهای صهیونیسم کلاسیک و گسترش مصرفگرایی، بسیاری را به جستوجوی جایگزینهای معنوی سوق داد.
-سوم، عوامل خارجی؛ جهانیشدن و موج مهاجرت از اتحاد شوروی سابق، ورود شمار زیادی از یهودیان سکولار را به جامعه اسرائیل به دنبال داشت؛ افرادی که وابستگی اندکی به مرجعیتهای ارتدوکس داشتند و پذیرش بیشتری نسبت به تکثر دینی نشان میدادند.
جریانهای پیشرو در شکلگیری تکثرگرایی معنوی
۱. تئوسوفی: این جریان بر وجود حقیقتی مشترک میان همه ادیان و جستوجوی آزاد حقیقت تأکید میکند. تئوسوفی عمدتاً در میان نخبگان و تحصیلکردگان اسرائیل نفوذ یافت و الگویی از «معنویت جهانی» را ترویج کرد.
۲. آنتروپوسوفی: این جنبش معنویت را با حوزههایی مانند آموزش، پزشکی و کشاورزی پیوند میدهد. در اسرائیل، نفوذ آن بیشتر از طریق مدارس استاینر و الگوهای آموزشی مبتنی بر پرورش خلاقیت و رشد فردی صورت گرفته است.
۳. جنبش «ایمین» (Emin): این جریان بر خودشناسی، تکامل فردی و ارتقای سلامت روان تمرکز دارد و میکوشد پاسخگوی نیازهای معنوی افراد در جامعهای پرتنش باشد. آموزههای آن بیش از آنکه بر شریعت دینی استوار باشد، بر آرامش روانی و رشد فردی تأکید دارد.
۴. ساینتولوژی (Scientology): ساینتولوژی با تأکید بر رهایی از محدودیتهای ذهنی و افزایش تواناییهای فردی، یکی از بحثبرانگیزترین جنبشهای دینی در اسرائیل محسوب میشود. با وجود فعالیت در چارچوب آزادی عقیده، بهدلیل شیوههای جذب اعضا و ابهام در آموزههایش، با مخالفت نهادهای دینی و رسانهها روبهرو شده است.
۵. نوبتپرستی (Neo-Paganism): این جریان با احیای آیینهای باستانی و تأکید بر طبیعتگرایی، فاصلهگیری از سنتهای توحیدی را دنبال میکند و نمادی از گرایش بخشی از جامعه به معنویتهای غیرسنتی محسوب میشود.
واکنشهای متقابل و تضادهای ساختاری
در برابر شکلگیری این جنبشهای جدید، نهادهای ارتدوکس ساکت ننشستند. جنبشهایی مانند «حاباد» کوشیدند با اجرای برنامههای «کیروف» (جذب دوباره)، سکولارها را به دین سنتی بازگردانند. همچنین اسرائیل با تشکیل کمیتههای تحقیق و راهاندازی حملات رسانهای، این جنبشها را «تهدیدی برای هویت یهودی دولت» معرفی کرد. با این حال، این فشارها نهتنها مانع گسترش این جریانها نشد، بلکه آنها را به سازگاری بیشتر با محیط و جذب پیروان جدید سوق داد؛ روندی که به تشدید شکافها و اختلافات اجتماعی و مذهبی در جامعه بحرانزده اسرائیل انجامید.
جمعبندی
بررسی این روند نشان میدهد اسرائیل دیگر صرفاً در چارچوب تقابل «دین و سکولاریسم» قابل تحلیل نیست، بلکه با طیفی از رویکردها متنوع و متعارض روبهرو است. ظهور این جنبشها بیانگر بحران در مفهوم «تعلق» و «معنا» و کاهش کارآمدی روایتهای رسمی صهیونیسم و ارتدوکسی در پاسخ به نیازهای فردی است. در عین حال، این جنبشها در قبال حکومت صهیونیستی رویکردی یکسان ندارند؛ برخی با پروژه صهیونیستی همسو بوده و حتی در ارتش و شهرکسازیها حضور فعال دارند، درحالیکه برخی دیگر با رویکردی «جهانی» (Universalist) بر تسامح، همزیستی و پذیرش غیریهودیان تأکید میکنند. این تنوع رویکردها از تداوم و تعمیق شکافهای هویتی و ایدئولوژیک در جامعه اسرائیل حکایت دارد.در مجموع، این تکثر مذهبی را میتوان نشانهای از «فروپاشی درونی» در جامعه اسرائیل دانست. تغییر در نحوه دینداری، بازتابی از تغییر در ساختار هویت قومی است. وقتی دین از حالت «نهادی و جمعی» به «تجربه شخصی و فردی» تبدیل میشود، ایجاد یک «هویت قومی واحد» دشوار شده و با چالشهای جدی مواجه میشود. بنابراین، این جنبشها، در واقع ابزاری برای درک گسستهای عمیق اجتماعی و فرهنگی در جامعه اسرائیل هستند؛ گسستهایی که فراتر از رقابتها و تضادهای سیاسی میان راست و چپاند.
منبع: فارس