اورهان پاموک در نگاه بسیاری از ایرانی‌ها فقط یک نویسنده نوبلی نیست؛ او راوی جهانی است که میان ایران و ترکیه در رفت‌وآمد است.

باشگاه خبرنگاران جوان - اورهان پاموک در نگاه بسیاری از ایرانی‌ها فقط یک نویسنده نوبلی نیست؛ او راوی جهانی است که میان ایران و ترکیه در رفت‌وآمد است و در آثارش ردپای هویت مشترک، ادبیات و تاریخ دیده می‌شود.

«وقتی به ایران می‌آیم انگار در وطن خودم هستم.» اورهان پاموک، نویسنده ترک، این جمله را سال‌ها پیش در تهران گفت؛ جمله‌ای که برای بسیاری از مخاطبان ایرانی فقط یک تعارف نبود.نویسنده ترک که امروز زادروز اوست، پیش از آنکه به تهران بیاید، سال‌ها بود که در رمان‌هایش از جهانی می‌نوشت که برای ایرانی‌ها آشنا به نظر می‌رسید؛ جهانی میان شرق و غرب، سنت و تجدد، گذشته و اکنون. شاید به همین دلیل باشد که نام او در ایران فقط نام یک برنده نوبل ادبیات نیست. برای بسیاری از کتاب‌خوان‌های ایرانی، پاموک نویسنده‌ای است که می‌توان در آثارش ردپای دغدغه‌های مشترک، خاطرات تاریخی مشترک و حتی میراث ادبی مشترک را پیدا کرد.

نویسنده‌ای که از ایران حرف می‌زند

پاموک بار‌ها از علاقه خود به فرهنگ و ادبیات ایران سخن گفته است. او در مصاحبه‌های مختلف از تعلق ایرانیان به تاریخ و فرهنگ خود تمجید کرده و حتی گفته است که گاهی به این پیوند عمیق فرهنگی غبطه می‌خورد. در نگاه او، ایرانی‌ها هنوز ارتباط خود را با حافظه تاریخی و ادبی‌شان حفظ کرده‌اند؛ ویژگی‌ای که به اعتقادش در بسیاری از جوامع معاصر کمرنگ شده است. این علاقه فقط در سطح اظهارنظر باقی نمانده است. در آثار او نیز نشانه‌های فراوانی از توجه به ادبیات و سنت‌های روایی مشرق‌زمین دیده می‌شود. پاموک از نویسندگانی است که بار‌ها به سراغ منابع کلاسیک شرقی رفته و از آنها الهام گرفته است.

در «نام من سرخ»، شاهکار مشهور او، جهان نگارگری اسلامی و سنت هنری شرق به یکی از محور‌های اصلی داستان تبدیل می‌شود. فضایی که برای مخاطب ایرانی یادآور مکتب‌های نگارگری ایرانی و تاریخ هنر اسلامی است. در این رمان، کشمکش میان سنت و نوآوری، همان جدالی است که قرن‌ها در هنر و اندیشه این منطقه جریان داشته است.منتقدان ادبی همچنین بار‌ها به شباهت برخی ساختار‌های روایی پاموک با سنت قصه‌گویی شرقی اشاره کرده‌اند؛ سنتی که از شاهنامه فردوسی تا منطق‌الطیر عطار و مثنوی مولوی امتداد پیدا می‌کند.

ایرانی‌ها چرا پاموک را از خود می‌دانند؟

اما اگر پاموک به ایران علاقه دارد، این علاقه بی‌پاسخ نمانده. کافی است نگاهی به بازار کتاب ایران انداخت؛ تقریباً همه آثار مهمش به فارسی ترجمه شده و سال‌ها در فهرست کتاب‌های پرفروش و پرخواننده باقی مانده است.دلیل این استقبال فقط کیفیت ادبی آثار او نیست. پاموک درباره مسئله‌ای می‌نویسد که برای ایرانیان نیز آشناست؛ مسئله هویت.قهرمانان او معمولاً میان دو جهان گرفتارند. آنها از گذشته جدا نشده‌اند، اما نمی‌توانند در گذشته زندگی کنند. شیفته مدرنیته‌اند، اما از ریشه‌های خود نیز دل نمی‌کنند. این وضعیت برای جامعه‌ای مانند ایران، که بیش از صد سال است با پرسش نسبت سنت و تجدد روبه‌روست، کاملاً قابل فهم است.

او سفیر استانبول است...

شاید یکی از دلایل نزدیکی مخاطب ایرانی به آثار پاموک، خودِ استانبول باشد. پاموک گویی سفیر استانبول است؛ شهری که در رمان‌های او فقط یک مکان نیست؛ شخصیتی زنده است که نفس می‌کشد، عاشق می‌شود، پیر می‌شود و خاطره می‌سازد. از «استانبول» گرفته تا «کتاب سیاه» و «موزه معصومیت»، این شهر همواره یکی از قهرمانان اصلی داستان‌های اوست. پاموک توانسته از کوچه‌ها، محله‌ها، کافه‌ها، تنگه بسفر و حتی غم جمعی ساکنان شهرش روایتی ادبی بسازد؛ روایتی که امروز استانبول را در ذهن میلیون‌ها خواننده جهان به بخشی از جهان داستانی او تبدیل کرده است.

اینجاست که یک پرسش پیش روی ادبیات ایران قرار می‌گیرد؛ ما تا چه اندازه توانسته‌ایم تهران، اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد یا اهواز را به شخصیت‌های ماندگار ادبی تبدیل کنیم؟ چند نویسنده ایرانی توانسته‌اند همان‌گونه که پاموک استانبول را روایت کرد، از شهر خود چهره‌ای ادبی و جهانی بسازند؟

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار