یکی از بزرگ‌ترین خطا‌های محاسباتی دشمن و متحدان منطقه‌ای آن، تصور این بود که پاسخ ایران تنها محدود به مرز‌های آبی یا نقاط درگیری مستقیم خواهد ماند.

باشگاه خبرنگاران جوان - ۱۰ ساعت بعد از هشدار آلمان به شهروندانش برای سفر به بحرین و کویت، این کشور‌ها به‌عنوان مبدأ حملات آمریکا علیه ایران، زیر ضرب نیرو‌های مسلح ایران قرار گرفتند. سنتکام اعلام کرد که ایران به پایگاه‌های آمریکایی در بحرین و کویت حمله کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم در بیانیه‌ای از هدف قرار گرفتن دو پایگاه هوایی آمریکا در کویت به نام‌های علی‌السالم و تأسیسات مهم «باقی‌مانده» در ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین خبر داد. سپاه اعلام کرد این حملات پاسخی بود به حمله پهپاد‌های آمریکایی به یک دکل مخابراتی در قشم و یک دکل در سیریک. پیش از این هم رگه‌هایی از تبادل آتش در حاشیه خلیج‌فارس دیده می‌شد.

روز چهارشنبه ۱۳ خرداد فرودگاه کویت مورد حمله پهپاد‌هایی قرار گرفت که ادعا می‌شد متعلق به ایران است؛ اما سپاه پاسداران آن را تکذیب کرد و کارشناسان فنی بعد از انتشار تصاویر لاشه پهپاد‌های سقوط کرده در فرودگاه و زمان اصابت، تصریح کردند که پرتابه برخورد کرده با فرودگاه، از نوع «لوکاس» آمریکایی بوده که شباهت زیادی به «شاهد ۱۳۶» ایران دارد. سپاه اعلام کرد که تخریب‌های این فرودگاه ناشی از خطا‌های پدافندی در کویت بوده و تحلیلگران معتقدند این هم یکی از چندین عملیات پرچم دروغین آمریکایی‌ها در طول جنگ با ایران است. این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا مدعی نزدیکی به یک تفاهم با ایران است. روندی که نشان می‌دهد آمریکا هم‌زمان با مذاکره در حال تشدید فشار است تا دستاورد‌های میدانی ایران به‌ویژه مدیریت تنگه هرمز را با اختلال مواجه کند.

تلاش برای خروج از بن‌بست در وقت اضافه

اعزام شتاب‌زده رئیس سنتکام به کشور‌های منطقه از جمله بحرین، قطر، کویت و اردن، در راستای تحولات جاری در جنوب ایران ارزیابی می‌شود. آمریکا تلاش می‌کند با تقویت حضور نظامی خود و دوشیدن کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس، نظم مستقر در تنگه هرمز را که توسط نیروی دریایی سپاه برقرار شده، به چالش بکشد. این تلاش‌ها برای تضعیف دستاورد‌های میدانی ایران و به‌کنترل‌درآوردن شریان حیاتی منطقه است. واشنگتن در پی آن است که با ایجاد ناامنی مصنوعی و تحریک شناور‌های متخلف به خروج غیرقانونی از تنگه، مدیریت پذیرفته‌شده ایران را زیر سؤال ببرد. اما روند‌ها حکایت از آن دارد که امنیت در این منطقه نه با وعده‌های ترامپ و نه تردد ژنرال‌های تلویزیونی و اکیپ املاکی‌های کاخ سفید، بلکه تنها با احترام به حاکمیت ملی ایران و پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیک تأمین خواهد شد. سیاست چماق و هویج دیگر روی ایران اثری ندارد؛ چرا که درد چماق ایران به وسعت کل پمپ‌بنزین‌های جهان از آفریقا گرفته تا آمریکا و استرالیا و اروپا حس می‌شود. اینکه ایالات متحده از یک‌سو دم از توافق بزند و ازسوی‌دیگر زیرساخت‌های مخابراتی در قشم و سیریک را هدف قرار می‌دهد، تنها باعث سخت‌تر شدن موضع ایران و افزایش هزینه‌های حضور آمریکا در منطقه خواهد شد.

تست شکست محاصره

حمله روز گذشته به شناور متخلف آمریکایی-صهیونیستی «پانایا» و متوقف کردن نفتکش‌های تحت حمایت ارتش آمریکا هم علاوه بر اهمیت میدانی خود، فرامتن مهمی دارد. این یک عملیات تست برای دو طرف بود. از یک‌سو آمریکا قصد داشت قدرت دیوار دفاعی ایران در تنگه را بسنجد و ازسوی‌دیگر ایران نیز علاوه بر پایبندی به نظم جدید خلیج‌فارس، حمله به شناور آمریکایی را به‌عنوان تستی برای شکست محاصره واشنگتن ترتیب داد. زمانی که چهار فروند نفتکش متخلف با تحریک و هدایت مستقیم ارتش متجاوز آمریکا قصد داشتند بدون هماهنگی و در تقابلی آشکار با قوانین بین‌المللی، از تنگه هرمز عبور کنند، در واقع در حال اجرای یک عملیات «تست» برای شکستن محاصره و اقتدار دریایی ایران بودند.

ارتش آمریکا تصور می‌کرد با پشتیبانی هوایی و اسکورت غیررسمی می‌تواند خطوط قرمز ایران را جابه‌جا کند. اما پاسخ نیروی دریایی سپاه و هدف قرارگرفتن یکی از این شناور‌ها نشان داد که مدیریت تنگه هرمز قابل‌مذاکره یا معامله نیست. آنها می‌خواستند ببینند آیا ایران در شرایط فشار سیاسی حاضر به عقب‌نشینی از حقوق حاکمیتی خود در دریا است یا خیر. پاسخ ایران در صحنه عمل، این محاسبات را درهم ریخت. هرگونه حرکت تحریک‌آمیز برای شکستن نظم امنیتی تنگه، با واکنشی مواجه می‌شود که ابعاد آن تنها به همان نقطه ختم نخواهد شد. اصابت دقیق موشک‌ها به شناور متخلفی که آمریکایی‌ها مدعی تحرکات پنهانی آنها هستند در کنار نزدیک به صد روز مدیریت صلح‌آمیز تنگه هرمز، نشان داد که چتر امنیتی ایران بر سر تمام پهنه خلیج‌فارس گسترده است و هیچ قدرتی حتی با استفاده از مدرن‌ترین تجهیزات نظامی، نمی‌تواند بدون هماهنگی و رعایت مقررات، از این گلوگاه استراتژیک عبور کند.

دفاع فرامحاسباتی

یکی از بزرگ‌ترین خطا‌های محاسباتی دشمن و متحدان منطقه‌ای آن، تصور این بود که پاسخ ایران تنها محدود به مرز‌های آبی یا نقاط درگیری مستقیم خواهد ماند. اما شلیک هفت فروند موشک بالستیک به سمت پایگاه‌های آمریکا در کویت و بحرین، این معادله را تغییر داد. وقتی هواگرد‌های آمریکایی از خاک کشور‌های همسایه بلند می‌شوند و دکل‌های مخابراتی ایران را در قشم و سیریک هدف قرار می‌دهند، دیگر توجیهی برای مصون‌ماندن آن پایگاه‌ها وجود ندارد. همان‌طور که تهران اعلام کرده بود، بار دیگر ثابت کرد که هر نقطه‌ای که به‌عنوان مبدأ تجاوز علیه خاک ایران مورداستفاده قرار گیرد، هدف مشروع پاسخ‌های موشکی و پهپادی خواهد بود.

آنها مدعی هستند که به «صلح و ثبات در منطقه پایبندند»، اما هم‌زمان اجازه می‌دهند پیشرفته‌ترین ماشین‌های کشتار آمریکا در خاکشان مستقر شوند و علیه همسایگانشان عملیات انجام دهند. اگر این خاک متعلق به آنهاست و مدعی حاکمیت بر آنند، پس مسئولیت اقداماتی که از این خاک علیه امنیت ایران صورت می‌گیرد نیز مستقیماً بر عهده آنهاست. اعراب حاشیه خلیج‌فارس نمی‌توانند صبح میزبان فرمانده سنتکام باشند، بعدازظهر از خاک آنها به ایران حمله شود و پس از پاسخ ایران، بگویند به تمامیت ارضی ما تجاوز شده است! اگر آنها حاکمیتی بر این پایگاه‌ها ندارند و آمریکایی‌ها بدون اجازه دست به شرارت می‌زنند، پس ادعای تمامیت ارضی یک شوخی مضحک است. اما اگر با اطلاع و همکاری کویت و بحرین این حملات انجام شده، پس باید هزینه مستقیم آن را هم بپردازند.

نقض حاکمیت؟ با ژئوپلیتیک شوخی نکنید!

برخورد‌های اخیر و واکنش‌های عصبی مقامات برخی شیخ‌نشین‌های منطقه نشان‌دهنده یک فهم نادرست و بدوی از مفهوم ژئوپلیتیک و حاکمیت ملی است. این کشور‌ها در بیانیه‌های خود از نقض منشور سازمان ملل و عرف‌های بین‌المللی سخن می‌گویند، درحالی‌که خود به بزرگ‌ترین ناقضان این اصول تبدیل شده‌اند. تبدیل‌کردن سرزمین‌های کوچک به زرادخانه‌های عظیم آمریکایی و اجازه‌دادن به ارتش‌های بیگانه برای هدف قراردادن زیرساخت‌های غیرنظامی و نظامی ایران، بزرگ‌ترین دهن‌کجی به منشور سازمان ملل است.

اینکه کویت مدعی اصابت پهپاد به فرودگاه مسافری خود می‌شود و سپس مشخص می‌شود که این تخریب ناشی از خطای سامانه پدافندی «پاتریوت» آمریکایی بوده، اوج استیصال و بازی‌خوردن این کشور‌ها در پازل «پرچم دروغین» واشنگتن را نشان می‌دهد. آنها حتی اختیار سامانه‌های دفاعی مستقر در خاک خود را ندارند و موشک‌های پدافندی‌شان به‌جای رهگیری، بر سر ترمینال‌های مسافری خودشان فرود می‌آید، اما در رسانه‌ها انگشت اتهام را به سمت ایران دراز می‌کنند. فریاد «وا حاکمیتا» سر دادن، همان فرار به جلو و پوشاندن مکانیسم وادادگی است. نظم جدید منطقه تحمل این بازی‌های دوگانه را ندارد و هر کشوری باید مسئولیت مستقیم جغرافیایی را که در اختیار دارد بپذیرد. در غیر این صورت، طوفان‌هایی که از سوی متجاوزان می‌آید، بیش از همه دامن کسانی را خواهد گرفت که خانه‌های خود را به استراحتگاه سربازان متجاوز تبدیل کرده‌اند.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار