ترور «عزالدین الحداد» از فرماندهان برجسته مقاومت فلسطین، بخشی از نبرد روانی و سیاسی رژیم صهیونیستی برای ترمیم چهره فرسوده خود در جنگ غزه به شمار می‌رود.

باشگاه خبرنگاران جوان - ترور «عزالدین الحداد» از فرماندهان برجسته مقاومت فلسطین، بیش از آنکه یک عملیات امنیتی صرف باشد، بخشی از نبرد روانی و سیاسی رژیم صهیونیستی برای ترمیم چهره فرسوده خود در جنگ غزه به شمار می‌رود؛ جنگی که پس از ماه‌ها کشتار و ویرانی، همچنان بدون دستاورد راهبردی برای تل‌آویو ادامه دارد.

رژیم صهیونیستی در غزه تنها با یک نیروی نظامی کلاسیک روبه‌رو نیست، بلکه خود را در برابر پدیده‌ای می‌بیند که آن را تهدیدی وجودی برای خود تلقی می‌کند. بنابراین، هر عملیات ترور یا حمله گسترده‌ای که در نوار از سوی رژیم صورت می‌گیرد، در چارچوب تلاش برای ارائه «تصویری از پیروزی» قابل ارزیابی است؛ تصویری که می‌بایست هم افکار عمومی بحران‌زده اسرائیل را آرام کند و هم متحدان نگران غربی را متقاعد سازد که ماشین جنگی اسرائیل همچنان قدرت بازدارندگی دارد.

بر این اساس، ترور «عزالدین الحداد» را نباید صرفاً یک اقدام تاکتیکی در حذف یک مهره عملیاتی دانست؛ بلکه این رخداد، قطعه‌ای از پازل جنگ چندبعدی در ابعاد راهبردی و روانی است که میان مقاومت و اسرائیل جریان دارد.

الحداد؛ فرمانده‌ای فراتر از میدان نبرد

رژیم صهیونیستی به‌خوبی می‌دانست که عزالدین الحداد صرفاً یک فرمانده عملیاتی نیست، بلکه از چهره‌های مؤثر در بازسازی ساختار رزمی گردان‌های عزالدین القسام، شاخه نظامی جنبش حماس طی سال‌های اخیر به شمار می‌رود. او از جمله فرماندهانی بود که در مدیریت پیچیده‌ترین نبرد‌های مقاومت فلسطینی علیه رژیم صهیونیستی نقش‌آفرینی کرده بود. به همین دلیل، ترور وی نتیجه یک تلاش گسترده اطلاعاتی و امنیتی بود؛ تلاشی که هدف آن، ارائه یک «دستاورد بزرگ» به افکار عمومی فرسوده و خسته اسرائیل از جنگ‌های بی‌پایان و بی‌نتیجه نتانیاهو و اثبات ادامه توان نفوذ دستگاه امنیتی این رژیم بود.

شکاف میان دستاورد تاکتیکی و شکست راهبردی

با این حال، تجربه دهه‌های گذشته نشان داده است مشکل اصلی رژیم صهیونیستی، ناتوانی در تبدیل موفقیت‌های تاکتیکی به نتایج راهبردی است. تل‌آویو شاید بتواند فرماندهانی را ترور کند، اما در نابودی «پدیده مقاومت» همواره ناکام مانده است. از فلسطین و لبنان گرفته تا عراق، یمن و سوریه، تجربه ثابت کرده که جنبش‌های ایدئولوژیک با حذف افراد از بین نمی‌روند. ساختار مقاومت بر پایه یک نظام سازمانی و اعتقادی بنا شده که قابلیت بازتولید سریع فرماندهان و بازیابی توان عملیاتی را دارد.

پس از ترور فرماندهان ارشد حماس و حزب‌الله نیز همین الگو تکرار شد؛ جایی که رژیم صهیونیستی تصور می‌کرد حذف رهبران می‌تواند موجب فروپاشی ساختار مقاومت شود، اما واقعیت میدانی خلاف آن را ثابت کرد.

ترور؛ ابزار مدیریت بحران داخلی اسرائیل

بخش مهمی از پیام ترور الحداد، نه خطاب به مقاومت، بلکه متوجه جامعه داخلی اسرائیل بود. نتانیاهو و کابینه‌اش در شرایطی قرار دارند که جنگ فرسایشی غزه به بحرانی سیاسی، نظامی و اخلاقی برای این رژیم تبدیل شده است.

نتانیاهو که وعده نابودی حماس، پایان مقاومت و بازگرداندن اسرا را داده بود، اکنون با ارتشی فرسوده، جامعه‌ای دچار شکاف و نهاد‌های نظامی مواجه است که از وی به شدت به خاطر عدم تحقق اهداف جنگ سخن می‌گویند و بر این باورند که همه این جنگ‌ها در خدمت به منافع شخصی اوست. در چنین شرایطی، ترور‌ها به بخشی از سیاست «مدیریت بحران» تبدیل می‌شوند؛ راهبردی برای ارائه تصویری از یک پیروزی موهوم به رسانه‌ها از طریق عملیات‌های ترور، بمباران محله‌های مسکونی و نمایش‌های امنیتی، با این امید که با این تصویر، برتری و تفوقی خیالی از اسرائیل ساخته شود؛ درحالی‌که واقعیتِ میدان، چیز دیگری است.

مقاومت و دکترین «ادامه مقاومت و مبارزه»

در سوی مقابل، مقاومت فلسطینی سال‌هاست خود را برای چنین شرایطی آماده کرده است. مقاومت به‌خوبی می‌داند که ترور، بخش ثابت دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی است، به همین دلیل، ساختار خود را بر اصل «تداوم فعالیت تحت هر شرایط» بنا کرده است. در این چارچوب، شهادت فرماندهان اگرچه خسارت‌بار و دردناک است، اما به معنای فروپاشی نیست. ترور شخصیتی در سطح عزالدین الحداد بدون تردید آثار نظامی و سازمانی مهمی برجای می‌گذارد، اما تجربه نشان داده که گردان‌های القسام توان بالایی در جذب ضربات و بازسازی سریع ساختار خود دارند، موضوعی که رسانه‌های صهیونیستی صراحتا به آن اذعان کرده‌اند.

جنگی بدون افق روشن

پرسش اصلی پس از ترور الحداد این نیست که چه کسی جانشین او خواهد شد؛ زیرا ساختار مقاومت به‌سرعت این خلأ را جبران می‌کند. پرسش مهم‌تر این است که آیا رژیم صهیونیستی اساساً راهبردی برای خروج از جنگ غزه دارد یا خیر؟ تا این لحظه، نشانه‌ای از وجود چنین راهبردی دیده نمی‌شود. آنچه در میدان مشاهده می‌شود، ادامه کشتار، تشدید ویرانی و شرط‌بندی بر فرسایش زمان است؛ رویکردی که در تجربه‌های پیشین منطقه نیز ثابت کرده الزاماً به تسلیم طرف مقابل منجر نخواهد شد.

نتیجه‌گیری

رژیم صهیونیستی شاید بتواند فرماندهان مقاومت را ترور کند، اما با معضلی عمیق‌تر روبه‌روست؛ معضل مواجهه با «ایده مقاومت» که اکنون به بخشی از آگاهی جمعی نسل جدید فلسطین تبدیل شده است. در غزه، جایی که مقاومت دیگر تنها یک تشکیلات نظامی نیست بلکه به یک فرهنگ عمومی بدل شده، شهادت فرماندهان به معنای سقوط پرچم نیست. بلکه به عاملی برای تشدید خشم، گسترش مبارزه و ادامه مسیر مقاومت تبدیل می‌شود؛ مسیری که به‌رغم همه هزینه‌های سنگین، همچنان ادامه دارد.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار