باشگاه خبرنگاران جوان - وقتی سخن از نفت ایران به میان میآید، اغلب نگاهها به جنوب کشور، میدانهای عظیم خشکی خوزستان و سکوهای فراساحلی خلیج فارس دوخته میشود؛ مناطقی که دهههاست ستون اصلی تولید نفت و گاز ایران را تشکیل دادهاند، اما در شمال کشور، زیر لایههای عمیق دریای خزر، ساختارهایی قرار گرفتهاند که از نظر زمینشناسی، شرایط حفاری و پیچیدگی عملیاتی، تفاوتی بنیادین با دیگر مناطق نفتی ایران دارند. دریای خزر در نگاه صنعت نفت، تنها یک پهنه آبی در شمال کشور نیست، بلکه یکی از پیچیدهترین مناطق اکتشافی ایران بهشمار میرود.
با این حال مطالعات زمینشناسی و دادههای لرزهنگاری از دهههای گذشته نشان میداد بخش ایرانی خزر دارای ظرفیتهای قابلتوجه نفت و گاز است. همین موضوع سبب شد شرکت ملی نفت ایران، برنامه اکتشاف در خزر را بهطور جدی دنبال کند و شرکت نفت خزر مسئول توسعه فعالیتهای اکتشافی در این منطقه شود. با وجود این دشواریها، مطالعات زمینشناسی و دادههای لرزهنگاری از دههها پیش نشان میداد بخش ایرانی دریای خزر میتواند دارای ساختارهای عظیم هیدروکربوری باشد.
شرکت ملی نفت ایران نیز بهمنظور ایجاد امکانات و تجهیزات زیربنایی لازم برای فعالیتهای اکتشافی، اقدامهایی نظیر احداث حوضچه آرامش، ساخت دکل حفاری ایرانخزر، ساخت اسکله تخلیه مواد نفتی و پس از آن، حفر چاههای اکتشافی خزر ۱، مقداد و میثم را در مناطق کمعمق نزدیک به ساحل طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴ به انجام رساند. نتایج حاصل از اقدامهای اکتشافی و نتایج مطالعات زمینشناسی و ژئوفیزیکی، نشاندهنده وجود منابع غنی هیدروکربور در بخش جنوبی دریای خزر بود و به دنبال استمرار فعالیتهای اکتشافی، نفت نخستین بار در تاریخ ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۹۱ در دریای خزر کشف شد.
ورود ایران به عرصه حفاری در آبهای عمیق خزر، فقط یک پروژه صنعتی نبود، بلکه گامی راهبردی برای دستیابی به فناوریهایی محسوب میشد که تنها در اختیار تعداد محدودی از کشورهای جهان قرار داشت. صنعت نفت ایران برای حضور در خزر نیازمند تجهیزاتی بود که پیش از آن تجربه عملیاتی گستردهای در کشور نداشتند؛ از سکوهای نیمهشناور و سامانههای حفاری آبهای عمیق گرفته تا تجهیزات کنترل زیرسطحی و فناوریهای مدیریت فشار در اعماق دریا. به همین منظور سکوی نیمهشناور «ایران ـ امیرکبیر» بهعنوان یکی از مهمترین پروژههای دریایی صنعت نفت ایران وارد مدار شد؛ سکویی که نماد ورود ایران به باشگاه حفاری آبهای عمیق بهشمار میرفت. این سکو با قابلیت حفاری در آبهای عمیق، امکان فعالیت در مناطقی را فراهم کرد که پیش از آن دسترسی به آنها برای ایران ممکن نبود.
سکوی حفاری ایران - امیرکبیر با قابلیت انجام عملیات حفاری تا عمق ۱۰۰۰ متری آب، در بهمن ۱۳۸۷ به راهبر (شرکت حفاری شمال) تحویل و فعالیت حفاری چاه اکتشافی اصلی در دریای خزر در فاصله ۲۵۰ کیلومتری از پایگاه عملیاتی بهشهر آغاز شد.
نتیجه سالها مطالعات لرزهنگاری و حفاری اکتشافی سرانجام به کشف میدان «سردار جنگل» انجامید؛ میدانی که نام آن به بزرگترین اکتشاف نفتی ایران در دریای خزر گره خورده است. این میدان در انتهای بخش مرزی و در عمق ۷۰۰ متری آبهای دریای خزر قرار دارد؛ منطقهای که عملیات حفاری در آن از پیچیدهترین پروژههای تاریخ صنعت نفت ایران بهشمار میرود. نخستین نشانههای وجود نفت در این میدان پس از حفاری چاه اکتشافی از سوی سکوی ایران ـ امیرکبیر آشکار و بهتدریج ابعاد اهمیت آن روشن شد.
کشف نفت در سردار جنگل، تنها یک موفقیت اکتشافی نبود، بلکه اثبات توان مهندسی و فنی ایران در حفاری آبهای عمیق محسوب میشد. این کشف نشان داد که ایران توانسته است با تکیه بر دانش فنی داخلی و استفاده از فناوریهای پیشرفته دریایی، به مناطقی دسترسی یابد که تا پیش از آن خارج از دسترس تلقی میشدند. بر اساس برآوردهای اولیه، بلوک ۶.۲ میدان سردار جنگل دارای ۲ میلیارد بشکه نفت درجا و حدود ۵۰۰ میلیون بشکه نفت قابل برداشت است، همچنین ذخایر گازی قابلتوجهی نیز در این ساختار پیشبینی شده است.
حفاری در میدانهایی مانند سردار جنگل، تفاوتی اساسی با حفاری متعارف نفتی دارد. در چنین پروژههایی، کوچکترین خطا میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد و عملیات را با چالشهای جدی روبهرو کند. عمق زیاد آب در خزر سبب میشود استفاده از تجهیزات پیشرفته دریایی ضروری باشد. سامانههای کنترل فشار، تجهیزات زیرآبی، خطوط انتقال مقاوم در برابر فشار بالا و زیردریاییهای هدایتپذیر از راه دور (ROV) تنها بخشی از فناوریهای مورد نیاز برای توسعه این میدانها هستند.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت نیز بهتازگی با اشاره به پیچیدگی فنی پروژههای خزر تأکید کرده است که عملیاتیسازی تولید از میدانهایی که در عمق ۷۰۰ متری آب قرار دارند، نیازمند فناوریهای پیشرفتهای است که باید با کمک شرکتهای دانشبنیان و توسعه توان داخلی تأمین شود.
با وجود موفقیتهای اولیه در خزر و کشف میدان سردار جنگل، روند توسعه این منطقه در سالهای بعد با کندی همراه شد. تحریمها، محدودیتهای مالی، هزینه بسیار بالای حفاری دریایی و پیچیدگیهای فنی سبب شد بخشی از برنامههای توسعهای متوقف یا با تأخیر روبهرو شود. فعالیت سکوی ایران ـ امیرکبیر نیز در مقاطعی کاهش یافت و پروژههای اکتشافی خزر از شتاب اولیه فاصله گرفتند. با این حال، خزر هرگز از اولویتهای راهبردی صنعت نفت خارج نشد و مطالعات زمینشناسی و لرزهنگاری در این منطقه ادامه یافت.
کارشناسان صنعت نفت همواره تأکید داشتند که خزر هنوز ظرفیتهای ناشناخته فراوانی دارد و ادامه فعالیتهای اکتشافی میتواند به کشف میدانهای جدید منجر شود؛ موضوعی که بار دیگر نگاهها را به شمال کشور معطوف کرد.
پارسال و همزمان با برگزاری بیستونهمین نمایشگاه بینالمللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی، خزر بار دیگر به یکی از مهمترین محورهای خبری صنعت نفت تبدیل شد. در جریان این نمایشگاه، عملیات حفاری اکتشافی در بخش جنوبی دریای خزر با فرمان محسن پاکنژاد، وزیر نفت و با راهبری شرکت ملی نفت ایران، شرکت نفت خزر و هلدینگ انرژی سینا، از سوی شرکت حفاری شمال آغاز شد؛ پروژهای که از آن بهعنوان آغاز دوباره حفاری اکتشافی در خزر پس از حدود سه دهه وقفه یاد میشود.
وزیر نفت درباره این پروژه گفت: یکی از تحولات مهم، آغاز حفاری اکتشافی واقع در بخش جنوبی دریای خزر پس از سه دهه وقفه است. در صورت موفقیت عملیات، این ساختار میتواند بهعنوان مخزن یا میدان نفتی معرفی شود.
امروز بیش از یک دهه پس از کشف میدان سردار جنگل، خزر همچنان یکی از مهمترین و در عین حال ناشناختهترین جبهههای صنعت نفت ایران بهشمار میرود. پروژههای این منطقه تنها بهمعنای تولید نفت و گاز نیست، بلکه آزمونی برای سنجش توان فنی، مهندسی و فناورانه کشور در یکی از دشوارترین محیطهای عملیاتی جهان است.
منبع: مهر