درگیری‌های دریایی هفته گذشته در آب‌های نزدیک به تنگه هرمز، آخرین تلاش آمریکا برای ضربه به سه دشمن خود؛ ایران، روسیه و چین است.

باشگاه خبرنگاران جوان - درگیری‌های دریایی هفته گذشته در آب‌های نزدیک به تنگه هرمز، آخرین تلاش آمریکا برای ضربه به سه دشمن خود است؛ در وهله اول خارج‌کردن کنترل تنگه از دستان ایران و تسلط بر آن تا تهران را به طور کامل از زنجیره اقتصاد جهانی خارج سازد، در وهله دوم تحت‌فشار قراردادن چین با اعاده قدرت خود در آبراهه‌های بین‌المللی و سوم، مسدودسازی مسیر شمال-جنوب به روی تجارت روسیه تا این کشور که در اثر جنگ اوکراین محصور شده با تنگنای بیشتری روبه‌رو شود.

عاملی که هم‌اکنون به آمریکا از نظر زمانی فشار زیادی وارد می‌کند، قضیه چین است. «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا قصد داشت در دیدار با «شی جینگ پینگ»، رئیس‌جمهور چین بخشی از مهم‌ترین قواعد رقابت میان دو کشور را تثبیت کند، اما به دلیل گرفتار شدن در جنگ ایران و ناکامی، آن را یک نوبت به تأخیر انداخت.

ترامپ در هفته جاری قصد دارد به چین برود و این امر با نتایجی که در غرب آسیا رقم خورده چیزی جز مذاکره با دست پایین نیست. ازاین‌رو وی به دنبال کسب یک پیروزی معنادار است تا دست بالا را پیدا کند.

سقوط ایران برای نابودی محور مقاومت در غرب آسیا و محاصره چین و روسیه به ثمر نرسید و خبری از تجزیه آن برای تزریق بحران به مناطق مجاور نیست. همچنین با کنترل ایران بر تنگه هرمز و در اختیار گرفتن بخش مهمی از اقتصاد جهان در دستان تهران، نتیجه حاصل‌شده شکست راهبردی تهران و جبهه شرق نبود.

جنگ فراگیر تهران علیه دشمن که شامل حملات از مبدأ خاک ایران به پایگاه‌های آمریکا در سراسر غرب آسیا بود و منطقه‌ای ساختن جنگ که طی آن گروه‌های مقاومت وارد نبرد شدند، وسعت بی‌سابقه‌ای به جنگ رمضان داد و باعث ناکامی واشنگتن شد. حالا این کشور قصد دارد با محدودکردن محیط جنگ به آب‌های جنوب، دریایی شدن درگیری و نبرد منعطف که به‌جای آسیب نظامی شامل توقیف شناور‌های تجاری است، شانس خود برای موفقیت را بالا ببرد.

آمریکا در بامداد چهارشنبه هفته گذشته (۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۶ می‌۲۰۲۶) دو ناوشکن را به محیط نزدیک به تنگه هرمز وارد کرد و در بامداد روز گذشته (جمعه ۱۸ اردیبهشت، ۸ می‌۲۰۲۶) به وسیله این دو و احتمالاً چند شناور دیگر قصد داشت اهدافی را به اجرا بگذارد. در نهایت و تا روز جمعه، این ناو‌ها در هدف اولیه خود که شکستن انسداد تنگه هرمز و عبور از آن بود شکست خورده و در هدف ثانویه خود که اعمال محاصره دریایی از منطقه‌ای مناسب بود، ناکام ماندند.

طی این درگیری‌ها در روز چهارشنبه و جمعه، امارات شاهد برخورد پرتابه‌هایی به خاک خود بود و دشمن نیز به مناطقی در جزیره قشم و سواحل ایران حمله کرد. طبق آخرین خبر‌ها تا زمان نگارش این گزارش، درگیری‌های محدودی در بعدازظهر جمعه در تنگه هرمز میان قوای دریایی طرفین رخ داده است.

منطقه‌بندی تنگه هرمز و اطراف آن

برای درک کامل آنچه از هفته گذشته آغاز شد، شناخت جغرافیای منطقه درگیری ضروری است. محدوده درگیری‌ها تنگه هرمز و مناطق پیرامونی آن بود. برای عبور کامل از تنگه هرمز سه منطقه وجود دارد. در هرکدام از این سه منطقه، جهت حرکت کشتی و موقعیت قرار‌گیری مستقیم ساحل ایران، با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. موقعیت ساحل ایران و فاصله آن با آب‌های منطقه، می‌تواند روی اشراف اطلاعاتی، آتش باری و قدرت عملیات واکنش سریع به‌وسیله قایق‌های تندرو مؤثر باشد.

منطقه اول (شرقی): در این مرحله، کشتی‌ها به تنگه نزدیک می‌شوند. کشتی‌ها باید از جنوب به سمت شمال حرکت کنند. در طول این مسیر، ساحل ایران در سمت شرق و شمال واقع شده است؛ ولی در مقاطع پایانی، ساحل ایران در سمت غرب آن نیز قرار می‌گیرد. فواصل جغرافیایی و وسعت منطقه بیشتر از مرحله دوم و شبیه به مرحله سوم است.

منطقه دوم (مرکزی و اصلی): این مرحله عبور از خود تنگه است. کشتی‌ها باید از شرق به سمت غرب حرکت کنند. ساحل ایران در سمت شرق، شمال و غرب واقع شده است. این محیط کوچک بوده و بالاترین اشراف بر آن وجود دارد.

منطقه سوم (غربی): در مرحله آخر، کشتی‌ها از تنگه عبور کرده و در دهانه خلیج‌فارس قرار می‌گیرند. در این مرحله، مسیر کشتی تقریباً حالت حرکت از شمال به جنوب را می‌گیرد. ساحل ایران در همان ابتدای مرحله سوم، در چهار جهت واقع شده است؛ اما در ادامه، به سه سمت شمال، غرب و جنوب محدود می‌شود. سمت جنوب، همان جزایر متعلق به ایران در خلیج‌فارس هستند.

آمریکا در کدام منطقه هرمز متوقف شد؟ اهداف اولیه و ثانویه چه بودند؟

تنگه هرمز یک معنای اصلی و مضیق و یک معنای موسع و حدودی دارد. تنگه هرمز در معنای مضیق، همان هسته اصلی تنگه و گلوگاه ورودی به خلیج‌فارس است؛ اما در معنای موسع، هرمز از نظر عملیاتی شامل بخش‌هایی از غرب دریای عمان و شرق خلیج‌فارس در دهانه آن می‌شود.

جایی که ناو‌های آمریکایی تلاش کردند به آن وارد شده و مستقر شوند، منطقه اول یا شرقی تنگه هرمز، در معنای موسع این تنگه است. آنها با خاموش‌کردن دستگاه‌های شناسایی خود پنهانی وارد منطقه شده و بدون ورود به خلیج‌فارس، در سواحل استان مسندم عمان، پهلو گرفتند. این استان، یک بخش برون‌بوم یا جداافتاده از خاک عمان است که امارات آن را از خاک اصلی جدا کرده است. شلیک نیروی دریایی ارتش به آنها حضور ناو‌های آمریکایی در منطقه اول را نشان می‌دهد. طبق تقسیم‌بندی نیرو‌های مسلح ایران، سپاه مسئول حفاظت از خلیج‌فارس و تنگه هرمز است که مناطق دوم و سوم در آن قرار می‌گیرند و ارتش مسئولیت حفاظت از دریای عمان را برعهده دارد که منطقه اول هرمز را نیز در بر می‌گیرد.

ورود ناوشکن‌های آمریکایی در روز چهارشنبه بدون مشکل نبود و در حین ورود شناسایی و به آنها شلیک شد. نمی‌توان حدس زد که آیا آنها قصد داشتند با عبور کامل از هرمز وارد خلیج‌فارس شوند یا نه، اما آنچه رخ داد، عدم ورود بود. یک تفسیر از این واردنشدن، خطرناک ارزیابی‌شدن عبور از دو منطقه دیگر بود که در این مناطق، آتش باری ایران سنگین‌تر می‌شد.

درباره نیت ورود این ناوشکن‌ها به منطقه اول هرمز، یک نظر مهم وجود دارد که معتقد است، گرچه احتمالاً هدف اولیه این ناوشکن‌ها عبور از تنگه و ورود به خلیج‌فارس بوده تا برای ترامپ پیروزی ساخته و ضربه‌ای حیثیتی به ایران بزنند، اما آنها در صورت شکست در تحقق هدف اولیه، هدف دوم را اجرا می‌کردند که ایفای نقش در محاصره دریایی بود. اعمال محاصره دریایی در دریای عمان دشواری‌های زیادی دارد. این دریا وسیع و بدون نقطه اتکای مناسب در سمت خشکی است به‌گونه‌ای که ناوگان آمریکا برای پوشش تمام این دریا و دریافت پشتیبانی در جایی مانند مقابل چابهار بیش از یک هزار کیلومتر با عمان و نزدیک به ۴ هزار کیلومتر با جزیره دیه‌گوگارسیا فاصله دارند.

پوشش این منطقه وسیع نیازمند تعداد زیادی ناو است؛ ازسوی‌دیگر وسعت منطقه تلاش‌های گسترده‌ای برای پایش آب‌های منطقه را طلب می‌کند که می‌تواند به فرسایش خدمه منجر شود. دیگر عامل فرسایش، همان دوری از خشکی‌ها برای دریافت تدارکات است.

به همین جهت آمریکا تمایل دارد خود را به منطقه‌ای کوچک‌تر برساند تا بتواند از آنجا کشتی‌ها را راحت‌تر شناسایی کند. واشنگتن می‌داند احتمالاً ورود به منطقه دوم و سوم تنگه هرمز امکان‌پذیر نیست، پس تلاش دارد خود را در منطقه اول تثبیت کند که وسعتش قابل‌مقایسه با وسعت دریای عمان نیست. آمریکا در تمام دریای عمان باید سواحل ایران را که از استان هرمزگان تا بندر چابهار در منتهی‌الیه جنوب شرقی ایران کشیده شده‌اند پوشش دهد.

آنچه رخ داد در عمل همین مسئله بود. ناوشکن‌هایی که در درگیری نخست وارد منطقه اول شده و به‌سرعت در سواحل مسندم عمان پهلو گرفتند، بامداد جمعه، تلاش کردند برای دو نفتکش ایران که در مسیر خروج از تنگه بودند، مزاحمت ایجاد کنند. به دلیل فقدان تحرک دریایی آمریکا در خلیج‌فارس، نفتکش‌های ایران در آن و مراحل سوم و دوم تنگه هرمز معارضی ندارند، اما واشنگتن می‌خواهد در منطقه اول هرمز، سدی دفاعی برای توقیف و مزاحمت ایجاد کند.

نتیجه برخورد‌ها چه بود؟

ناوشکن‌های آمریکایی در درگیری نخست که مربوط به ورود مخفیانه آنها بود، به‌سرعت با شلیک ایران مواجه شدند. در درگیری دوم، عواملی باعث افزایش آتش ایران روی کشتی‌های آمریکایی شدند. نسبت به درگیری نخست، ایران هوشیارتر بوده و به نقطه استقرار این ناو‌ها اشراف داشت. این ناو‌ها در درگیری نخست، مأموریت ورود به منطقه و عبور سریع از مسیر را داشتند؛ اما در درگیری دوم در پی مزاحمت برای نفتکش‌های ایرانی برآمدند که باعث می‌شد، مدت زمان بیشتری در منطقه بمانند. سومین مسئله آنکه در درگیری دوم، آنها صرفاً قصد نقض قوانین جدید هرمز را نداشتند، بلکه به طور مستقیم به سمت آسیب علیه منافع ایران حرکت کردند؛ پس ایران مشروعیت بیشتری برای افزایش حجم آتش روی آنها داشت.

آمریکایی‌ها با ناکامی در توقیف دو نفتکش ایرانی، به سمت آنها شلیک کردند. این دو کشتی در دریا متوقف شده‌اند؛ اما تحت کنترل ایران قرار دارند. بااین‌حال، گریختن ناو‌های آمریکایی از منطقه و آسیب‌هایی که دیده‌اند، عملیات مجدد واشنگتن را سخت کرده‌اند. بااین‌حال احتمال بالایی وجود دارد که واشنگتن طی هفته جاری برای دستیابی به موفقیت و پیشبرد دستورکار‌های خود، تحرکات جدیدی در منطقه انجام دهد.

برهم‌زدن معادله آمریکا

آمریکا پس از آتش‌بس با طرح سیاست محاصره دریایی، کوشید جنگ را یک‌طرفه کرده و خود بتواند به ایران آسیب بزند بدون آنکه تهران قادر به انجام کار مؤثری باشد. پاسخ ایران تداوم انسداد تنگه هرمز بود. همچنین شلیک ایران به کشتی‌های آمریکایی که در آستانه تنگه هرمز قرار گرفته‌اند، نشان داد تهران نیز می‌تواند در شرایط آتش‌بس، از آتش بهره گیرد.

مزیت‌های ایران در درگیری

ایران در درگیری‌های دریایی جنوب بر سر تنگه هرمز مزایای بی‌بدیلی دارد:

۱- خط ساحلی منطقه مملو از مناطق مسکونی آباد و پر جمعیت است که به معنای زیرساخت‌های مناسب برای قوای ایران خواهد بود.

۲- شکل پیچ‌درپیچ منطقه که با جزایر متعدد و مناطق کم‌عمق پیچیده‌تر شده، هرگونه مانور را دشوار می‌سازد. پس این شکل‌های مختلف جغرافیایی با کاهش بیش از پیش مسیر‌های عبوری اشراف، کنترل و شلیک را آسان‌تر می‌سازند.

۳- سلاح‌های ایران برای مقابله با دشمن در تنگه هرمز، مانند بخش اعظم جنگ، به وسیله پرتابه‌های هوایی نیست و با قایق‌های تندرو می‌توان به نزدیکی ناو‌ها رفت یا به فاصله صفر به کشتی‌های تجاری دشمن رسید.

۴- ایران در منطقه آزادی عمل داشته و می‌تواند ضمن رسیدن به کشتی‌های تجاری و در اختیار گرفتن کنترل، آنها را به ساحل بیاورد.

نکات

۱- در رسانه‌ها این خبر انتشار یافته است که بر اساس تخمین دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا، ایران می‌تواند ۳ تا ۴ ماه در برابر محاصره دریایی دوام بیاورد. این درحالی است که اعمال این محاصره برای آمریکا با مشکلاتی که دارد، میسر نیست. نشانه فشار آوردن طرح محاصره به واشنگتن، تقلای این کشور برای اعمال آن از منطقه اول هرمز است.

۲- این احتمال پر رنگ است که آمریکا گرچه در عملیات خود شکست خورده، اما آن را تبدیل به پوششی برای فریب ایران کرده و در نقطه‌ای دیگر عملیات کند. واشنگتن در طول جنگ رمضان، پس از ساقط شدن یک فروند جنگنده اف-۱۵ خود در آسمان ایران، عملیاتی برای جست‌وجوی خلبانان خود اجرا کرد؛ اما در همان حین و با استفاده از پوشش این عملیات، به سمت اقدام زمینی علیه تأسیسات هسته‌ای اصفهان حرکت کرد که در بیابان‌های اطراف شهرضا به شکست انجامید.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha