رهبر شهید علاوه‌بر شناخت سینما و ادبیات غرب، علاقه زیادی نسبت به سینمای ایران داشت و توصیه‌هایی را برای بهترشدن روند قصه‌گویی به صاحبان آثار انتقال می‌داد.

باشگاه خبرنگاران جوان - سال‌ها پیش یکی از روحانیون خاطره‌ای را در باب شناخت رهبر شهید انقلاب از سینمای آمریکا نقل کرد که بعد‌ها نقل محفل رسانه‌های معاند شد. به گفته این روحانی، وسعت مواجهه حضرت آقا با هالیوود و سینمای داستانی ایالات متحده به حدی بود که در یکی از جلساتشان با سینماگران از کارگردانانی که در آن صنعت ۱۰۰ فیلم یا بیشتر ساختند نام بردند.

البته آن روحانی در نقل خاطره‌اش اسمی از آن فیلمسازان نبرد، اما می‌شد حدس زد که رهبر شهید از چه کسانی به‌عنوان رکوردداران تولید ساخت فیلم اسم برده‌اند. این خاطره به مذاق بخش فارسی شبکه «صدای آمریکا» متعلق به دولت ایالات متحده خوش نیامد، زیرا «بهنام ناطقی» خبرنگار حوزه فرهنگ و سینمای این رسانه در گفت‌و‌گو با برنامه به‌تاریخ‌پیوسته «پارازیت» با اجرای «کامبیز حسینی» و «سامان اربابی» گفت که هیچ کارگردان یا فیلمسازی در تاریخ سینمای آمریکا وجود ندارد که ۱۰۰ فیلم یا بیشتر از آن تولید کرده باشد.

تکذیبیه بهنام ناطقی به‌عنوان یکی از خوره‌های سینمای تجاری در هاضمه علاقه‌مندان داخلی و خارجی صدای آمریکا و برنامه پارازیت هضم شد. اما آنها که قدری حافظه بلندمدت قوی‌تر و همین‌طور فهم درست‌تری نسبت به سینما داشتند و مانند ناطقی و کامبیز حسینی استقلال فکری خود را به بنگاه‌های رسانه‌ای و ایدئولوژیک آمریکایی نفروخته بودند، می‌دانستند که خاطره فرد معمم در مورد شناخت شهید آیت‌الله خامنه‌ای رحمت‌الله‌علیه از رکوردداران ساخت فیلم در آمریکا نه‌تنها دور از واقعیت نبوده، بلکه مثال‌ها و مصداق‌های فراوانی نسبت به آن وجود دارد که روی تمام معاندان را سیاه می‌کند. برای نمونه، «مایکل کورتیز» ۱۷۰ فیلم، «جان فورد» ۱۴۰ فیلم، «ویلیام بوداین» ۳۵۰ فیلم مشتمل بر بلند، کوتاه و تلویزیونی و... ساخته‌اند؛ این به‌جز نمونه‌ای مانند «راجر کورمن» است که از سال ۱۹۵۴ تا ۲۰۰۸ کارگردانی ۵۵ فیلم را به عهده گرفت و ۳۸۵ اثر سینمایی را تهیه‌کنندگی کرد.

باری، رهبر شهید علاوه‌بر شناخت نسبت به سینما و ادبیات غرب، علاقه زیادی نسبت به سینمای ایران داشت و حتی در مواردی توصیه‌هایی را برای بهترشدن روند قصه‌گویی به صاحبان آثار انتقال می‌داد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

آقای مجیدی! تیر شما به هدف خورد

«مجید مجیدی» کارگردان مطرح سینما، پروژه عظیم «محمد رسول‌الله (ص)» را با همراهی «کامبوزیا پرتوی» و «حمید اَمجد» به‌عنوان نویسنده، شروع کرد. پروسه تولید این اثر در شهرکی سینمایی به اسم «نور» در نزدیکی شهر قم آغاز شد و تا چند سال ادامه پیدا کرد. فیلم در سال ۱۳۹۴ اکران و با استقبال خوب تماشاگران و سینمارو‌ها مواجه شد. «محمد رسول‌الله (ص)» -که قرار بود در ابتدا یک تریلوژی دنباله‌دار باشد- به سال‌های کودکی پیامبر اکرم (ص) می‌پرداخت، اما نکته جالب در مورد این فیلم، نحوه انتخاب مجید مجیدی به‌عنوان کارگردان اثر بود. مجیدی در حاشیه بازدید سردار علی فضلی از شهرک سینمایی نور در دی‌ماه ۱۳۹۷ ضمن بیان خاطره‌ای از رهبر شهید، گفت: روزی از دفتر رهبری با من تماس گرفتند و برای ملاقات با حضرت آقا دعوتم کردند. از دوستانم پرسیدم که گفتند حضرت آقا همیشه با اهالی فرهنگ نشست‌هایی دارند و در زمینه‌های مختلف هنری گفت‌و‌گو می‌‎‌کنند.

احتمالاً این هم یکی از آن دیدار‌های گروهی است. زمانی که رفتم، مسئولین دفتر، من را به کتابخانه شخصی حضرت آقا راهنمایی کردند و متوجه شدم این دیدار یک دیدار کاملاً خصوصی است. در این دیدار حضرت آقا در صحبت خود به من گفتند من کار‌های شما را دیده‌ام و به شما پیشنهاد می‌دهم که فیلمی در مورد کودکی پیامبر اعظم (ص) بسازید. مجیدی در ادامه با اشاره به گزارش‌های مکتوب و تصویری در رابطه با پیشرفت کار فیلمبرداری این اثر به مقام معظم رهبری عنوان کرد «بعد از اکران فیلم روزی خدمت ایشان رسیدم و از آزار و اذیت‌هایی که از داخل و خارج می‌شدم مثل تحریم فیلم در بعضی از کشور‌ها و... شکایت کردم که ایشان با لبخند به من این‌گونه جواب دادند: «آقای مجیدی! تیر شما خورده به هدف و فیلمتان اثر خود را گذاشته است.»

بدوک ریشه در واقعیت داشت

مجید مجیدی پس از سال‌ها همکاری با «محمد کاسبی» و «محسن مخملباف» در تولیدات سینمایی حوزه هنری، اولین فیلمش «بدوک» را در سال ۱۳۷۰ جلوی دوربین برد. فیلمنامه این اثر برگرفته از واقعیت بود و به داستان خرید و فروش و قاچاق دختران در مرز بلوچستان اشاره می‌کرد.

مجیدی خاطره آن روز‌ها را در کتاب «در قلمرو دیدار» که «رضا درستکار» برایش درآورده بود این‌طور شرح داد و از نقش رهبر شهید در ادامه نیافتن آزار و اذیت دولت وقت نسبت به او و کارش که در نتیجه ساخت بدوک ایجاد شده بود پرده برداشت. «شخصیت جعفر (یکی از بازیگران فیلم) را از بین بچه‌های شیرآباد پیدا کردم. این پسر به‌قدری بدوی بود که وقتی من او را برای آماده کردن به ساختمان ۲ طبقه‌ای که اجاره کرده بودیم بردم، از پله‌ها می‌ترسید. واقعاً از صفر شروع کردیم؛ از دادن آموزش‌های اجتماعی و ارتباطی و آشنایی آنها با زندگی حداقلی شهری تا مسائل مربوط به فیلم و... فیلمنامه‌ای که من از روی آن کار می‌کردم کمی تفاوت داشت با چیزی که به حوزه هنری منطقه داده بودم. وقتی موضوع لو رفت مرا گرفتند و به کلانتری محل بردند و تعهد گرفتند که کار را تعطیل کنم ولی ما ادامه دادیم که تهدید به بازداشت کردند. بعد که فیلم آماده شد برای آقایان «زم»، «تخت‌کشیان»، «سیدمرتضی آوینی» و چند نفر دیگر نمایش دادیم.

وقتی تمام شد آقامرتضی با سرعت از استودیو خارج شد، آقای زم هم از پایان فیلم انتقاد کرد و گفت: «قرار ما این نبود.» من هم گفتم به‌هرحال واقعیت این است. آقای زم فیلم را به دفتر رهبری ارائه داد. بعد از آن که فیلم تمام شد آقای خامنه‌ای فرمودند اگر این فیلم مبتنی‌بر یک درام شکل گرفته که هیچ، اما اگر براساس واقعیات باشد من حرف دارم. آقای شجاعی گفت متأسفانه «بدوک» مبتنی بر واقعیات است.

آقا برافروخته شد و از حاضران پرسیدند اگر این امر واقعی است، چرا ما را مطلع نمی‌کنید؟ ایشان بلافاصله از آقای زم خواستند هرآنچه به‌عنوان مستند در این زمینه وجود دارد برایشان بفرستد. بعد‌ها شنیدم قسمت عمده‌ای از این مشکلات بحمدالله رفع شده است.» ساخت «بدوک» البته برای مجیدی خوش‌یمن بود، زیرا باعث شد تا با نگاه ژرف‌تری به پیرامونش بنگرد و «بچه‌های آسمان» و «رنگ خدا» را در ادامه بسازد، اما در آن ایام کم باعث زحمتش نشد.

همان چمرانی که من می‌شناختم

بدون هرگونه بزرگ‌نمایی «ابراهیم حاتمی‌کیا» یکی از سینماگران محبوب رهبر شهید انقلاب بود. حضرت آقا چندین بار در اظهارات خود به آثار این دو کارگردان اشاره کرده و بار‌ها نیز نقل‌قول‌های غیرمستقیمی از ایشان در رسانه‌های گوناگون نسبت به فیلم‌های آقایان حاتمی‌کیا و مجیدی منتشر شده است.

یکی از این موارد به فیلم «چ» حاتمی‌کیا برمی‌گردد. «چ» برشی از حضور شهید چمران در منطقه پاوه برای خاتمه‌دادن به غائله حزب جدایی‌طلب دموکرات در ماه‌های نخست پیروزی انقلاب است. این اثر با اقبال نسبتاً خوبی از طرف مخاطبان روبه‌رو شد، اما منتقدان یا بهتر است بگوییم: «روشنفکران عرفی» چندان نسبت به آن روی خوشی نشان نداند؛ اما رهبر انقلاب در آن روز‌ها نظر دیگری در این زمینه داشتند. ابراهیم حاتمی‌کیا در همایش تصویر قلم که به مناسبت سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی در اواخر فروردین ۱۳۹۳ برگزار شد به این موضوع اشاره کرد و این‌طور نسبت به آن واکنش نشان داد.

«چند روز پیش به من اطلاع دادند که باید خدمت مقام معظم رهبری برسم. وقتی خدمت آقا رسیدم، ایشان با روی باز و چهره‌ای بشاش از فیلم تعریف کردند و گفتند اثرت همان چمرانی بود که من می‌شناختم. سپس ادامه دادند، خوشحالم که نگاه مردم نسبت به فیلم سینمایی «چ» با نظر برخی از منتقدان پشت کامپیوترنشین متفاوت است.»

فیلمی که به‌درستی روحانیت شیعه را بازنمایی کرد

«طلا و مس» بدون هیچ شکی بهترین فیلم «همایون اسعدیان» در مقام کارگردان به شمار می‌آید. این فیلم داستان زندگی طلبه‌ای را روایت می‌کرد که مجبور بود به‌خاطر بیماری همسرش، سبک زندگی خود را تغییر دهد و طور دیگری به امرار معاش بپردازد. این اثر در بیست‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر که از ۱۲ تا ۲۲ بهمن سال ۱۳۸۸ برگزار شد، توانست با ۷ نامزدی در رشته‌های گوناگون، دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و جایزه ویژه هیئت داوران را به دست بیاورد.

سال‌ها بعد «منوچهر محمدی» تهیه‌کننده طلا و مس با حضور در برنامه «من ایرانم» به نقل خاطره‌ای درخصوص مواجهه رهبر شهید با این اثر پرداخت و بیان کرد: «دو هفته از اکران طلا و مس می‌گذشت که از دفتر رهبری با من تماس گرفتند. آقای بزرگواری که در آن‌سوی خط بود متنی را از جانب رهبری که شب قبلش فیلم را دیده بودند برایم قرائت کرد. جدا از اظهارلطف‌هایی که به بنده، کارگردان و نویسنده کرده بود، گفتند که شما تمام آرزو‌های من را در مورد سبک زندگی اسلامی برآورده کردید.

این اولین فیلمی است که روحانیت را به‌درستی و زیبایی به تصویر درآورده است. این اولین فیلمی ا‌ست که یک عشق در آن به‌خوبی ترسیم شده است.» در زمان اکران بین‌المللی طلا و مس و دریافت جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم در جشنواره فیلم واشنگتن، یکی از رسانه‌های آمریکایی با واکنش نسبت به این موفقیت در تیتر خود نوشته بود «تنها وجه مشترک مردم آمریکا و رهبری ایران، فیلم طلا و مس است.»

فیلمتان عالی بود آقای مهدویان

اغلب منتقدان و مخاطبان جدی سینما وقتی کارنامه سینمایی «محمدحسین مهدویان» را مرور می‌کنند، قسمت نخست فیلم «ماجرای نیمروز» را در میان بهترین آثار دهه نود سینمای ایران قرار می‌دهند. این اثر با ورود به وقایع تابستان ۱۳۶۰ به نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با منافقین و کادر رهبری آن، یعنی «مسعود رجوی» و «موسی خیابانی» می‌پرداخت و اثری تماماً ژانری بود. رهبر شهید انقلاب پس از تماشای ماجرای نیمروز، در دیدار با عوامل این فیلم گفت: «فیلمتان عالی بود.

خیلی خوب بود. نشستیم استفاده کردیم و لذت بردیم. اولاً کارگردانی عالی بود، بازی‌ها عالی بود، قصه عالی بود، فیلم خوش‌ساخت بود. خیلی خوب بود. آن روزی که این قضیه اتفاق افتاد من دفتر امام بودم. همان ظهر. این بچه‌ها از جمله این آقای سیف‌اللهی و اینها که در قضیه بودند (محاصره منزل موسی خیابانی) آمدند و گفتند که قضیه تمام شد. آمده بودند به امام گزارش بدهند.

حالا ان‌شاءالله یک کاری برای آقای لاجوردی بکنید. لاجوری از آن شخصیت‌هایی است که شایسته است برایش کار بشود.» قسمت دوم ماجرای نیمروز هم با عنوان «ماجرای نیمروز؛ ردخون» چندسال بعد در پاییز ۱۳۹۸ اکران شد و بازخورد خوبی از طرف مخاطبان گرفت.

شیار ۱۴۳ یک فیلم ارزشی است

«شیار ۱۴۳» دومین فیلم «نرگس آبیار» در مقام کارگردان و نویسنده بود. آبیار هم مانند کارگردانانی نظیر «مسعود کیمیایی» و «داریوش مهرجویی» نه با اولین اثر سینمایی خود، بلکه با دومین فیلمش شناخته شد و ره صدساله را در جاده معروفیت و محبوبیت یک‌شبه طی کرد.

مسعود کیمیایی نه با «بیگانه بیا» و داریوش مهرجویی نه با «الماس ۳۳» بلکه با «قیصر» و «گاو» شناخته شدند. آبیار هم پس از اولین اثر بلند سینمایی‌اش، «اشیاء از آنچه در آینه می‌بیند به شما نزدیک‌ترند» و با ساخت «شیار ۱۴۳» بود که به کارگردانی شاخص تبدیل شد. شیار داستانی یک‌خطی و به‌ظاهر ساده داشت. پسری جوان با وجود اصرار مادرش مبنی بر ماندن در خانه و ازدواج، زندگی در شهر و دیار را ر‌ها می‌کند و عازم جبهه می‌شود. مادرش در فراق شب را به روز می‌رساند و منتظر خبری از فرزند است.

خبری از پسر نمی‌شود تا اینکه چندسال بعد خبر شهادتش را به مادر می‌رسانند. «شیار ۱۴۳» در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر حسابی تحویل گرفته شد و در اکران هم از اقبال مخاطبان بی‌بهره نبود؛ اما این واکنش رهبر انقلاب نسبت به اثر بود که شیار را بدل به یکی از فیلم‌های به‌یادماندنی تاریخ سینمای ایران کرد. ایشان در دیدار با عوامل این اثر در تاریخ ۲۶ خردادماه ۱۳۹۳ گفتند: «من فیلم را دیدم؛ بسیار فیلم خوبی بود. ما از سینما سررشته نداریم؛ اما به‌عنوان مستمع، بالاخره یک داوری‌ای انسان پیدا می‌کند. هم از لحاظ داستان که یکی از کمبود‌های اساسی فیلم‌های ما نداشتن داستان خوب و پر کشش است، این فیلم یک داستان خوب و جذاب داشت و دارای پیچ داستانی -که خیلی هم قشنگ این پیچ، در فیلم باز شد- بود؛ هم از لحاظ کارگردانی، این خانم آبیار خیلی خیلی خوب فیلم را کارگردانی کرده بودند، هم از لحاظ بازی قهرمان اصلی، واقعاً سنگ تمام گذاشته بودند و خیلی خوب بود. از لحاظ محتوا و مضمون هم این فیلم کاملاً یک فیلم ارزشی بود. من تعجب می‌کنم، چطور ممکن است کسی تصور کند که فیلم شیار ۱۴۳ ضدارزش یا ضد دفاع مقدس است. من نمی‌فهمم از کجای فیلم، این درمی‌آید.

بله، آن مادر به این در و آن در می‌زند برای اینکه یک نشان یا اثری از پسرش پیدا کند؛ این روشن است. اتفاقاً اهمیت ماجرای دفاع مقدس در همین است. مادر، با این هویت، با این تشخص، با این احساس غیرقابل توصیف، هجرت فرزند خودش به‌سوی جبهه‌های جنگ و شهادتش را تحمل و به آن افتخار می‌کند. ما در طول این هشت سال دفاع مقدس و بعد از آن، از مادران گله‌ای نشنفتیم بلکه به عکس، مادر‌ها را حماسی‌تر از بسیاری از پدر‌ها یافتیم.»

به «مارمولک» اعتراض نکنید، از آن استقبال کنید

«مارمولک» پربحث‌ترین اثر سینمایی «کمال تبریزی» و به همراه «لیلی با من است» محبوب‌ترین فیلم سینمایی اوست. این کمدی‌ای بود که فقط ۱۵ روز رنگ پرده را به خود دید و در همان مدت هم بیش از یک میلیارد تومان فروش کرد. رؤیای هر سینمادار، تهیه‌کننده، کارگردان و پخش‌کننده‌ای در سال ۱۳۸۳ فروش میلیاردی اثرش بود و مارمولک تنها در ۱۵ روز توانست به این میزان دست یابد. رؤیای فروش بالا و شکستن رکورد‌ها، اما ادامه پیدا نکرد و فیلم توقیف شد.

البته مارمولک با وجود نسخه‌های بی‌کیفیت و باکیفیت قاچاق به حیاتش ادامه داد، ولی ایجاد مانع برای نمایش عمومی آن ضربه بدی به قاطعیت حکم وزارت ارشاد وارد آورد. با این حال رهبر انقلاب یکی از مدافعان فیلم به حساب می‌آمد. ایشان در مستند «غیررسمی ۲» با اشاره به اتفاقاتی که برای مارمولک افتاد عنوان کردند باید به‌جای اعتراض به آقای تبریزی که زندگی روحانیت را با زبان طنز به تصویر درآورده، از وی استقبال کنیم. همچنین کارگردان فیلم مارمولک در گفت‌و‌گو با روزنامه همشهری در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۳ به این مسئله اشاره کرد که حضرت آقا از موافقان ادامه اکران فیلم بوده‌اند.

ما سر همین سفره‌ها بزرگ شدیم

«رضا میرکریمی» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویش‌های سینمای ایران در دوره پس از انقلاب به شمار می‌رود. مخاطبان او را با فیلم‌هایی نظیر «زیر نور ماه» و «خیلی دور، خیلی نزدیک» می‌شناسند، اما این «یه حبه قند» بود که جنبه بین‌المللی آثار او را وارد فاز تازه‌ای کرد و حتی واکنش رهبر شهید انقلاب را در پی داشت. به حضرت آقا گفته بودند که فیلم «یه حبه قند» در حال ترویج اباحه‌گری است؛ اما ایشان وقتی فیلم را تماشا کردند گفتند که اتفاقاً اثر خوبی است و ما درست سر همین سفره‌ها بزرگ شدیم.

«یه حبه قند» در جشنواره پر فیلم و پر نام بیست‌ونهم فجر در چند رشته نامزد شد؛ اما موفقیت درخوری را به دست نیاورد و حتی قافیه را به «جدایی نادر از سیمین» به‌عنوان نماینده ایران برای رسیدن به اسکار باخت، ولی یک سال بعد توانست به آکادمی راه پیدا کند.

از کرخه تا اخراجی‌ها

پس از نمایش فیلم «از کرخه تا راین» در جشنواره فیلم فجر گمان می‌رفت مشکلاتی در راه اکران عمومی آن پدید بیاید. مقام معظم رهبری، فیلم را به همراه عوامل و موافقان و مخالفان آن تماشا کردند و در بعضی از سکانس‌ها با مشاهده زندگی قهرمان، اشک هم ریختند.

این اثر با نظر مثبت رهبری به نمایش درآمد و از توقیف در امان ماند. در یک مورد دیگر، نظر رهبر انقلاب در مورد قسمت نخست فیلم  «اخراجی‌ها» نیز مثبت بود؛ به‌طوری‌که ایشان در این باره گفتند: «من فیلم را دو سه بار دیدم. یک‌بار همین‌جا دیدم، تلویزیون هم که اخیراً پخش کرد دیدم. فیلم قشنگی است. جنبه طنز آن خیلی جذابیت دارد.» اخراجی‌ها اکران بسیار خوبی داشت، اما در ادامه قاچاق شد و «مسعود ده‌نمکی» نتوانست در آن روز‌ها رکورد‌های فروش را آن‌طور که دلش می‌خواهد و دوست دارد جابه‌جا کند.

«عزت‌الله ضرغامی» از توقیف فیلم «آدم برفی» به‌عنوان یکی از اشتباهات دوره مدیریتش در معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ یاد می‌کند. تصمیمی که اگر به گذشته برمی‌گشت از آن صرف‌نظر می‌کرد. او چند سال پیش در یکی از پست‌های اینستاگرامش در رابطه با آدم برفی، ساخته «داوود میرباقری» نوشت و از علاقه رهبر شهید نسبت به این فیلم خبر داد: آدم برفی بسیار موردتوجه و علاقه رهبری معظم هم قرار گرفت. سفارش ویژه ایشان را هم به دنبال داشت، البته با این تبصره که چهارچوب‌های قانونی و نظارتی هم رعایت شود.

وظیفه داشتم که نظرات اصلاحی شورای قانونی اکران را در حداقل ممکن رعایت کنم. اینکه نهایتاً من و ایشان (محمدعلی زم به‌عنوان رئیس وقت حوزه هنری انقلاب اسلامی) نتوانستیم با یک همکاری ساده، توصیه مهم ایشان (رهبر معظم انقلاب) را عملی کنیم، هنوز آزارم می‌دهد.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha