باشگاه خبرنگاران جوان - تناقضهای آشکار در گفتار ترامپ، تصویری از آشفتگی و بنبست سیاسی ارائه میدهد؛ تصویری که با هر جمله تند و هر تهدید تازه، واضحتر میشود.
دونالد ترامپ در تازهترین اظهارات خود درباره ایران، بار دیگر مواضعی را مطرح کرد که از یک سو نشانهای از عقبنشینی لفظی نسبت به برخی ادعاهای پیشین او بهنظر میرسد و از سوی دیگر، بر ادامه رویکرد تهدیدمحور واشنگتن تأکید دارد.
سخنان او در کاخ سفید، بیش از آنکه حامل نکتهای تازه باشد، بازتابی از تلاش برای مدیریت افکار عمومی داخل آمریکا و بازسازی تصویری از «پیروزی» در یک پرونده پرهزینه و مناقشهبرانگیز بود.
یکی از مهمترین نکات در این سخنان، تغییر لحن ترامپ نسبت به ادعای نخستین او درباره هدف جنگ بود. او پیشتر با صراحت از تغییر نظام در ایران سخن گفته بود، اما این بار کوشید چنین برداشتی را کمرنگ کند و وانمود کند که چنین هدفی اساساً در دستور کار نبوده است.
این چرخش، در عمل نشان میدهد که فاصله میان ادعاهای اولیه و واقعیتهای میدانی، آنقدر زیاد شده که حتی برای خود ترامپ نیز ادامه همان روایت قبلی دشوار شده است.
در بخش دیگری از سخنان او، واژهها رنگی تحقیرآمیز به خود گرفت. اشاره به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» نه فقط یک حمله لفظی، بلکه تلاشی آشکار برای نمایش برتریطلبی و تحقیر یک ملت بود؛ لحنی که بیشتر از آنکه قدرت را نشان دهد، عصبانیت و درماندگی سیاسی را عیان میکند.
چنین تعابیری معمولاً در ادبیات سیاستمدارانی دیده میشود که میخواهند شکست در میدان واقعی را با سروصدا در میدان تبلیغات جبران کنند.
از منظر سیاسی نیز این سخنرانی برای مصرف داخلی طراحی شده بود. ترامپ در ماههای اخیر با موجی از انتقادها در داخل آمریکا روبهرو بوده؛ از پرسش درباره آغاز جنگ گرفته تا نگرانی از هزینههای اقتصادی و امنیتی آن.
در چنین فضایی، او تلاش دارد با تکرار گزارههای بزرگ و پرطمطراق، بخشی از منتقدان را ساکت کند یا دستکم تصویر یک تصمیمگیر قاطع را از خود به نمایش بگذارد. با این حال، بازتابها نشان میدهد این روایت در میان بسیاری از تحلیلگران قانعکننده نبوده است.
ادعای پیروزی نیز یکی دیگر از محورهای بحثبرانگیز سخنان او بود. ترامپ از موفقیت نظامی و سیاسی حرف میزند، اما همزمان به کشورها توصیه میکند برای حل مسئله تنگه هرمز خودشان وارد عمل شوند. همین تناقض، اعتبار ادعای او را زیر سؤال میبرد. اگر همهچیز مطابق برنامه پیش رفته، چرا هنوز مسئله مسیر کشتیرانی و انرژی برای واشنگتن به دغدغهای جدی تبدیل شده است؟!
در لایهای دیگر، تهدید علیه زیرساختهای ایران نیز بار دیگر تکرار شد. این تهدیدها در برابر پاسخها و توان بازدارندگی ایران، بیشتر شبیه ادامه همان جنگ روانی است تا یک راهبرد مؤثر.
در واقع، سخنان ترامپ بیش از هر چیز نشان میدهد که میدان نبرد تنها نظامی نیست؛ بلکه نبردی بر سر روایت، بازار و افکار عمومی نیز جریان دارد.
بازار انرژی نیز به این سخنان واکنش نشان داد. افزایش قیمت نفت پس از اظهارات ترامپ، بار دیگر ثابت کرد که هرگونه تنش لفظی یا نظامی در این پرونده، بلافاصله به اقتصاد جهانی منتقل میشود. این واکنش بازار، خود بهخوبی نشان میدهد که حتی اگر سیاستمداران از «پیروزی» سخن بگویند، اقتصاد معمولاً با زبان دقیقتری واقعیت را ترجمه میکند.
در مجموع، سخنان اخیر ترامپ را میتوان تلاشی برای جمعکردن چند هدف همزمان دانست که عبارت است از عقبنشینی حسابشده از برخی ادعاها، حفظ چهرهای مقتدر، پاسخ به منتقدان داخلی و القای این تصور که هنوز ابتکار عمل در دست واشنگتن است.
اما تناقضهای آشکار در گفتار او، درست برعکس، تصویری از آشفتگی و بنبست سیاسی ارائه میدهد؛ تصویری که با هر جمله تند و هر تهدید تازه، واضحتر میشود.
منبع: فارس