باشگاه خبرنگاران جوان- در آیات ابتدایی سوره مبارکه زمر، قرآن از مسیر ایمان، اخلاص و جایگاه بندگان خدا سخن گفته بود، اما در آیات ۳۲ تا ۴۰، صحنه تغییر میکند و قرآن مستقیماً به رویارویی جبهه حق و باطل میپردازد.
این آیات تصویری روشن از دشمن ارائه میکنند، دشمنی که بر پایه تحریف حقیقت و دروغ حرکت میکند، حق را انکار میکند، به قدرت ظاهری خود تکیه دارد و سرانجام در برابر وعده الهی گرفتار شکست و عذاب میشود. در مقابل، جبهه حق با معیار صداقت، تسلیم در برابر حقیقت و اتکای به خدا شناخته میشود.
علامه طباطبایی در المیزان این آیات را صرفاً بیان سرنوشت مشرکان عصر پیامبر (ص) نمیداند، بلکه آن را سنتی دائمی در تقابل حق و باطل معرفی میکند، سنتی که در همه زمانها قابل مشاهده است.
آیات با یک پرسش کوبنده آغاز میشوند، اینکه «چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ میبندد و حقیقت را پس از آمدنش تکذیب میکند؟»
قرآن در اینجا تعبیر «أَظْلَم» را به کار میبرد، یعنی هیچ ظلمی بالاتر از این نیست. شاید در نگاه عادی ظلم تنها به معنای تجاوز به حقوق دیگران باشد، اما قرآن لایه عمیقتری را مطرح میکند. بزرگترین ظلم آن است که حقیقت دگرگون شود، زیرا آثار آن تنها متوجه یک فرد نیست، بلکه جامعه را به سمت گمراهی میکشاند.
دشمنان حق در طول تاریخ معمولاً پیش از هر اقدام دیگری واقعیتها را تحریف کردهاند. آنان گاهی حق را باطل جلوه میدهند و گاهی باطل را در لباس حق عرضه میکنند. در عصر پیامبر (ص) نیز مشرکان، پیام الهی را سحر، افسانه یا دروغ معرفی میکردند تا مردم از حقیقت فاصله بگیرند.
این مسئله تنها مربوط به گذشته نیست. هر جبهه باطلی برای پیشبرد اهداف خود به روایتسازی نیاز دارد. دروغ، ابزار بقای باطل است، زیرا حقیقت به خودی خود توان ایستادن دارد، اما باطل برای زنده ماندن ناچار به جعل و تحریف است.
در نقطه مقابل، قرآن از کسانی یاد میکند که «صدق» را آوردند و آن را تصدیق کردند. مراد از «صدق»، حقیقت الهی و پیام وحی است و کسانی که آن را پذیرفته و در برابرش تسلیم شدهاند، اهل تقوا هستند.
نکته قابل توجه این است که قرآن برای جبهه حق، معیار قدرت ظاهری، جمعیت زیاد یا امکانات گسترده را بیان نمیکند، شاخص اصلی، صداقت است. حق شاید در برخی مقاطع در اقلیت باشد یا زیر فشار قرار گیرد، اما، چون بر حقیقت تکیه دارد، نیازمند تحریف و فریب نیست.
جبهه حق در میدانهای گوناگون ممکن است با اتهام، فشار رسانهای یا هجمه تبلیغاتی روبهرو شود، اما سرمایه اصلی آن صداقت است، سرمایهای که در طول زمان آشکار میشود. هیاهو میتواند برای مدتی نگاهها را تغییر دهد، اما حقیقت را برای همیشه پنهان نمیکند.
در ادامه آیات، یکی از ویژگیهای مهم دشمن آشکار میشود، یعنی اتکای به غیر خدا. مشرکان برای پیامبر (ص) تهدید ایجاد میکردند و میگفتند که اگر از راه آنان پیروی نکند، آنها با قدرتشان برای او مشکل ایجاد خواهند کرد.
اما پاسخ قرآن کوتاه، اما قاطع است، «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ، آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟» پس به واقع از هیچ دشمنی نباید ترسید، هر چقدر قدرتمند، زیرا قدرت برتر خداست و او برای ما کافی است تا با کمکش بر هر دشمنی غلبه کنیم.
المیزان این بخش را نشانه ضعف درونی جبهه باطل میداند. دشمن همواره تلاش میکند با ایجاد ترس، طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کند، زیرا بسیاری از قدرتهای ظاهری او بر پایه ترس دیگران شکل گرفته است. حال وقتی ترس فرو بریزد، بخش بزرگی از قدرت دشمن نیز فرو میریزد.
در مقابل، مؤمن به پشتوانهای متصل است که زوالپذیر نیست. البته تکیه بر خدا به معنای کنار گذاشتن تلاش و تدبیر نیست، بلکه به این معناست که انسان نتیجه را در اختیار قدرتهای محدود و متغیر نمیبیند.
بخش پایانی آیات، پرده از سرنوشت نهایی دشمن برمیدارد. قرآن میفرماید که آنان بهزودی خواهند دانست چه کسی گرفتار عذاب خوارکننده میشود و چه کسی عذاب دائمی را خواهد دید.
این تهدید صرفاً مربوط به آخرت نیست، آثار رفتارهای باطل در دنیا نیز آشکار میشود. دروغ، ظلم و انکار حقیقت اگرچه ممکن است مدتی قدرت ایجاد کنند، اما همان عوامل به تدریج زمینه سقوط را فراهم میکنند.
تاریخ نیز بارها این حقیقت را نشان داده است که بسیاری از جریانهایی که بر پایه فریب و زور شکل گرفتند، مدتی خود را پیروز میدیدند، اما در نهایت زیر آوار همان ساختار نادرست فرو ریختند.
آیات ۳۲ تا ۴۰ سوره زمر در مجموع تصویری روشن از دشمن ترسیم میکنند، اینکه دشمن با تحریف حقیقت آغاز میکند، از ابزار ترس بهره میگیرد، به قدرت ظاهری خود دل میبندد و سرانجام با شکست و کیفر روبهرو میشود.
در مقابل، جبهه حق اگرچه ممکن است مسیر دشوارتری داشته باشد، اما سرمایهای در اختیار دارد که باطل از آن محروم است، صداقت و اتکا به خدا. این همان سنتی است که قرآن آن را نه یک حادثه مقطعی، بلکه قانونی همیشگی در تاریخ میداند.
منبع: فارس