باشگاه خبرنگاران جوان - خرداد سال ۱۳۵۷ محمدرضا پهلوی کارگران معترض را به موشهایی تشبیه کرد که باید دُمشان را گرفت و بیرونشان انداخت؛ حالا پس از چند دهه، پسرش در فضای مجازی ردای حمایت از همان طبقه را به تن کرده است.
خرداد سال ۱۳۵۷ خورشیدی آغاز داستانی بود که سرنوشت طبقه کارگر ایران را برای همیشه تغییر داد. با آغاز سال ۱۳۵۷ سقف دستمزدها محدود شد، پاداشهای سالانه لغو شد و ناگهان ۴۰۰ هزار بیکار روی دست جامعه ماند. دستمزد خالص در بخش ساختمانسازی ۳۰ درصد سقوط کرد. در همین روزهای بحرانی بود که محمدرضا پهلوی در یک کنفرانس مطبوعاتی-تلویزیونی، آب پاکی را روی دست کارگران ریخت و علیه حقوق و دستمزدهای بالا سخن گفت.
او که معتقد بود دولت کارگران را با «پشم نرم» پوشانده، گفت: «این قابل تحمل نیست. آنهایی را که کار نمیکنند دُمشان را میگیریم و مثل موش بیرون میاندازیم.» او از مردم خواست تا بیشتر کار کنند و کمربندهای خود را محکم کنند و خواستهای اقتصادی خود را پایین آورند. کیهان اینترنشنال این مصاحبه را تاریخی توصیف کرد و البته ثابت شد که تاریخیتر از آن بود که کسی بتواند پیشبینی کند. اما نه آنطور که محمدرضا پهلوی مایل بود. این سیاست سختگیرانه، موجی از اعتصابات را رقم زد. در اواسط تیرماه، بیش از ۶۰۰ کارگر اداره بهداری آبادان دست از کار کشیدند. آنها خواهان بیمه درمانی و پاداش سالانه بودند.
در ۳۱ تیر، تظاهرات بزرگی در مشهد برگزار شد که بیش از ۴۰ نفر کشته شدند. هفت روز بعد، مراسم یادبود قربانیان در شهرهای مختلف از جمله تهران، تبریز، قم، اصفهان و شیراز برگزار شد که بسیاری از آنها به درگیری خیابانی کشید. چند هفته بعد، اوایل مردادماه، نوبت به کارگران کارخانه بافندگی بهشهر رسید. آنها اعتصاب کردند و خواستار افزایش ۱۷۵۰ درصدی حقوق شدند تا بتوانند از پس تورم سنگین آن روزها بربیایند. علاوه بر این، خواهان برگزاری انتخابات آزاد در کارخانه بودند. در همان ماه مرداد، اوضاع در تبریز هم داغ شد. دو هزار نفر از کارکنان کارخانه ماشینسازی تبریز اعتصاب کردند و اتحادیهای آزاد تشکیل دادند.
با آغاز ماه رمضان در ۱۴ مرداد، اعتراضات شدت گرفت و در شهرهایی مانند تبریز، مشهد، شهسوار، اهواز، بهبهان، شیراز و اصفهان تظاهرات خشونتآمیز شکل گرفت. اصفهان صحنه شدیدترین درگیریها بود؛ معترضان بخشهایی از شهر را در اختیار گرفتند و یک روحانی بازداشتشده را آزاد کردند. این ناآرامیها دو روز ادامه یافت تا اینکه محمدرضا پهلوی در شامگاه شانزدهم شهریور کابینه را وادار کرد که در تهران و یازده شهر دیگر _ آبادان، اهواز، قزوین، کرج، قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، جهرم و کازرون - حکومت نظامی اعلام کند و برای نشان دادن اهمیت و جدی بودن حکومت نظامی فرماندهی نظامی پایتخت را به اویسی، که در جریان قیام ۱۳۴۲ به قصاب ایران معروف شده بود واگذار کرد. او در نهایت پس از کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر، جلوی کارگران ایستاد.
با این حال، چندی پیش رضا پهلوی، فرزند شاه مخلوع ایران، در قامت حامی کارگران ایران ظاهر میشود؛ از وضعیت معیشت مردم اظهار تأسف میکند و وعده نجات میدهد. اما مردم هنوز لحن تند پدرش و گلولههای نشسته بر سینه کارگران معترض که فقط خواهان حقوق خود بودند، فراموش نکردند.
منبع: فارس