مرجان ساتراپی نه‌تنها یک هنرمند مستقل نیست، بلکه یک «قره‌العین مدرن» است و مأموریتِ تاریخیِ شریعت‌ستیزی در ایران را از کافه‌های پاریس هدایت می‌کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - به بهانه فوت مرجان ابراهیمی (ساتراپی) به پشت پرده حمایت‌های جهانی از پویانمایی «پرسپولیس» می‌پردازیم که مرجان ساتراپی نه‌تنها یک هنرمند مستقل نیست، بلکه یک «قره‌العین مدرن» است و مأموریتِ تاریخیِ شریعت‌ستیزی در ایران را از کافه‌های پاریس هدایت می‌کند. تقلیل دادن مرجان ساتراپی در سپهر رسانه‌ای و هنری غرب به یک هنرمندِ منتقد، خطای استراتژیک در تحلیل‌های فرهنگی است. او نماد و نمایندهٔ جریانی است که در ادبیات سیاسی ایران به‌عنوان «روشنفکریِ غرب‌زده» شناخته می‌شود؛ جریانی که بررسی آن نیازمند کالبدشکافی تاریخی و هویتی است.

۱. تبارشناسی انحراف؛ از عصیانِ «بدشت» تا سرابِ «پاریس»

خاستگاه فکری امثال ساتراپی یک‌شبه در اروپا خلق نشده است. برای درک هندسه فکری نویسنده کتاب پرسپولیس، باید به سراغ ریشه‌های تاریخی دوران قاجار رفت.

الگوی اولیه (طاهره قره‌العین): قره‌العین، از سران جریان انحرافی بابیت، نخستین کسی بود که با اعلام نسخ اسلام و کشف حجاب علنی در «واقعه بدشت»، کلید پروژه هنجارشکنی هویتی را زد. جریان غرب‌گرا از همان زمان آموخت که برای ضربه‌زدن به دژ اسلام، باید «زن و پوشش» را به نقطه ثقل درگیری تبدیل کند.

الگوی مدرن (مرجان ساتراپی): ساتراپی نسخه به‌روز‌رسانی شده‌ی همان جریان است. اگر قره‌العین با «شعر و خطابه» گمشده خود را در فرقه‌گراییِ می‌یافت، امروز ساتراپی با ابزار سینما و کمیک همان مأموریت را پیش می‌برد.

«میلی‌متر‌های عصیان»؛ پژواکی از بدشت تا پاریس: پیوند ساتراپی با این تبارِ انحرافی، در صریح‌ترین مانیفست او نمایان شد. وی اخیراً در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فرانسه (و بازنشر در رادیو فردا)، پرده از این مأموریت تاریخی برداشت و گفت: "به حجاب سال ۱۹۸۲ نگاه کنید... هر میلی‌متری که از پیشانی و مو‌های خود پس گرفته‌ایم، چند میلی‌متر بیشتر به‌سوی آزادی است. " این اظهارات نشان می‌دهد تقلیل مفهوم کلانِ «آزادی» به «نمایش میلی‌متری موی سر»، دقیقاً امتداد همان خطِ شریعت‌ستیزی است که با قره‌العین آغاز شد.

۲. پروژه اسلام‌هراسی؛ تقلیل تمدن‌سازی اسلام به کاریکاتوری از تحجر

بزرگ‌ترین جفای جریانِ ایران‌ستیز، نادیده‌گرفتن سهم بی‌بدیل اسلام در شکوفایی تمدنی و تقلیل آن به یک تصویر سیاه و رادیکال است.

سانسور دوران طلایی اسلام: مستندات تاریخی گواه است که نهاد‌های علمی عظیم و اندیشمندانی، چون ابن‌سینا و خوارزمی، محصول تعالیم اسلام بوده‌اند. اما این سرمایه عظیم تمدنی در جهان‌بینی تاریک فیلم پرسپولیس کاملاً سانسور می‌شود.

اسلام به‌مثابه دژ ضد استعمار: در طول تاریخ، اسلام همواره سپری مستحکم برای حفظ تمامیت ایران در برابر هجمه‌های بیگانگان بوده است، اما جریان روشنفکری، تازیانه نقد خود را دقیقاً بر پیکره همین سپر تمدنی می‌نوازد.

تصویرسازی اگزجره: مستند بر فضاسازی‌های آثار مرجان ساتراپی، دین هرگز یک منظومه رهایی‌بخش نیست؛ بلکه مذهب مساوی با انحطاط است. او احکام انسانی اسلام را با تمرکز بر خرده‌رفتار‌های مقطعی، به یک «کاریکاتور غیرقابل‌تحمل» تبدیل می‌کند.

۳. اقتصاد سیاسی جوایز جشنواره‌ها؛ پاداشی برای ازخودبیگانگی

چرا فیلم‌ها فعالیت‌های مرجان ساتراپی تا این حد در غرب با استقبال مواجه می‌شود؟ پاسخ در اقتصاد سیاسیِ هنر در جهانِ سرمایه‌داری نهفته است.

پاداش به روایتِ ضدتمدنی: تشویق‌ها و جوایز متعدد، پاداش هنری به تکنیکِ ساتراپی نیست؛ بلکه دست‌مریزادِ غرب است به روایتی که تمدن اسلامی را تازیانه می‌زند.

منجی‌سازی از غرب: در روایت ساتراپی، تنها راه رستگاری، فرار به قلب اروپاست. تفکری که غرب را کعبه آمال برای رهایی از «بربریتِ ساختگیِ شرق» معرفی می‌کند و هویت هخامنشی را صرفاً به‌عنوان یک کالای نوستالژیک برای فروش به غربی‌ها می‌پسندد.

با عبور از این تحلیل، به‌روشنی می‌توان یافت که کنش‌گری پیروان مکتبِ ساتراپی، «نقد دلسوزانه» برای اعتلای ایران نیست؛ بلکه مرثیه‌ای از سر خودباختگی است. مرجان ساتراپی به‌عنوان قره‌العینِ مدرن، صدای رسای هویتی است که ازخودبیگانه شده و گمشده‌اش را در آغوش استعمارگرانی می‌جوید که همواره پشت دروازه‌های تمدنیِ همین اسلام متوقف مانده بودند.

منبع: فارس

برچسب ها: ساتراپی ، کشف حجاب
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۱:۳۷ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
حالا این مطالب شما چقدر حقیقت دارد؟
آخرین اخبار