شاید در موقعیت‌های مختلف، از روی فشار زیاد یا هر احساس منفی دیگر، به همسرتان گفته باشید: «من نمی‌دانم چه گناهی کرده‌ام که تو نصیبم شده‌ای.»

باشگاه خبرنگاران جوان - شاید برای شما هم پیش‌آمده که در موقعیت‌های مختلف، از روی ناراحتی، عصبانیت، فشار زیاد یا هر احساس منفی دیگر، به همسرتان گفته باشید: «من نمی‌دانم چه گناهی کرده‌ام که تو نصیبم شده‌ای.» یا به فرزندتان گفته باشید: «خدایا، من چه گناهی کرده‌ام که این بچه را نصیبم کرده‌ای؟ کاش مادر تو نبودم، و ...» یا میان زن و شوهر، جمله‌هایی ازاین‌دست گفته شود: «کاش اصلاً ازدواج نمی‌کردم، کاش با تو ازدواج نمی‌کردم، کاش تنها می‌ماندم و تو را انتخاب نمی‌کردم.» مرضیه کشوری، کارشناسی ارشد روان‌شناسی و مدرس و مشاور خانواده، در این گزارش دست روی پرتکرارترین اشتباه کلامی ما گذاشته است.

جمله‌هایی از این نوع باعث می‌شوند طرف مقابل احساس کند: 

 «من چقدر بد هستم؟»، «کاش اصلاً زن یا شوهرِ این فرد نبودم.» 

این جمله‌ها، احساس بد را خیلی سریع منتقل می‌کنند و اثرشان هم ماندگار می‌شود. البته بعضی از احساسات، گذرا هستند و می‌گذرند؛ اما اینکه این احساسات ماندگار شوند، بستگی دارد به این‌که ما آن‌ها را چند بار تکرار کنیم و لحن و شیوهٔ بیان ما چگونه باشد. گاهی ممکن است با یک‌بار گفتن، این جمله در ذهن طرف مقابل حک شود و او را بسیار تحت‌تأثیر قرار دهد؛ و گاهی هم ممکن است اثرش زود از بین برود و ترمیم شود. اما وقتی این جمله‌ها را بارها تکرار می‌کنیم، به صدای ذهن طرف مقابل تبدیل می‌شوند و در موقعیت‌های مختلف، این احساس سراغش می‌آید که: «من بد هستم.»، «من خواستنی نیستم.»

جمله‌های سمی را پشت در بگذارید

این احساس در ذهن او باقی می‌ماند و اثرش این است که در کنار شما احساس ارزشمندی نمی‌کند. در نهایت، عزت‌نفس او در رابطه، چه رابطهٔ زن‌وشوهری باشد و چه رابطهٔ والد و فرزند، پایین می‌آید. او احساس بد بودن می‌کند؛ احساسی که برای ارزشمندی و عزت‌نفس او بسیار مخرب است. در نتیجه، خود را در نقشی منفی می‌بیند و انگیزه‌اش برای بهترشدن کاهش پیدا می‌کند. علاوه بر این‌ها، احساس احترام و حمایت از جانب شما نیز در او کاهش می‌یابد.

اولین نکته این است که باید بتوانیم احساسات خودمان را، به‌ویژه خشم، ناامیدی و ناراحتی را، مدیریت کنیم. اصلِ مسئله همین‌جاست؛ اما نکتهٔ مهم بعدی این است که من باید سعی کنم جمله‌های سمی را به کار نبرم؛ جمله‌هایی مانند: 

 «عجب گیری افتادم.»، «عجب گناهی کردم که زن تو شدم.» «عجب بدبختی‌ای نصیبم شد.»

جمله‌های شیرین بپزید

«در کنار این موضوع، مهم است که ما یک ذخیرهٔ عاطفی داشته باشیم. یعنی چه؟

یعنی در زمان‌های دیگر، آن‌قدر جمله‌های خوب و محترمانه گفته باشیم که این فرد، پایه‌های عزت‌نفسش را در کنار ما شکل داده باشد و از بودن در کنار ما احساس عزت، ارزشمندی، احترام و حال خوب داشته باشد.

دیدید وقتی آدم در جایی تحویل گرفته می‌شود، دیده می‌شود، شنیده می‌شود و عزیز شمرده می‌شود، چقدر احساس خوبی دارد؟ اصلاً دوست دارد در آن موقعیت باشد، دوست دارد در آن نقش قرار بگیرد.»

«نقش خوبه» را بدهید به عزیزانتان

«تمام حرف ما در این گزارش این است: شما باید یاد بگیرید به آدم‌ها نقش مثبت بدهید.

چرا؟ چون وقتی افراد در آن نقش مثبت بمانند، علاوه بر اینکه احساس خوب، ارزشمندی و احترام دریافت می‌کنند، مشتاق می‌شوند که همان آدمِ خوبِ قصه باشند و از اینکه در کنار شما مثبت دیده می‌شوند، لذت ببرند.

جمله‌های مشابه همین‌ها، با زبان خودتان و با خلاقیت خودتان، بسیار کمک‌کننده‌اند؛ چون هم عزت‌نفس رشد می‌کند، هم احساس محترم‌بودن تقویت می‌شود و هم آدم‌ها تلاش می‌کنند در کنار شما در نقش مثبت باقی بمانند.

مثلاً بگویید: «خدا را شکر که تو همسر من شدی.»

«خدا را شکر که از بین این همه آدم، خدا تو را بچه‌ی من قرار داد.»

«خدا را شکر که تو کنار منی و می‌توانی کمکم کنی.»

فرض کنید مریض هستید یا حالتان خوب نیست و می‌خواهید همسرتان یک لیوان آب به دستتان بدهد. این فقط یک لیوان آب ساده است، اما می‌توانید بگویید: «خدا را شکر که تو هستی و این لیوان آب را به دست من می‌دهی.»

عطر و بوی حمایت در خانه...

«این نوع جملات باعث می‌شود افراد احساس کنند که برای شما و در کنار شما بودن، انتخاب شده‌اند و همین باعث می‌شود نقش مثبت را بپذیرند.

چرا این جمله‌ها نقش مثبت می‌دهند و چرا این نقش مثبت مهم است؟

چون این جمله‌ها باعث می‌شود آدم‌ها باور کنند که برای شما مفیدند، مهم‌اند و محترمند. 

این نگاه باعث می‌شود هر دو طرف بیشتر به هم احترام بگذارند، بیشتر از هم حمایت کنند و از نقش‌های مثبتشان بیشتر استفاده کنند. و همین انرژی در تمام زندگی جریان پیدا می‌کند.» 

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha