باشگاه خبرنگاران جوان - دولت آمریکا در روزهای اخیر اعلام کرده بود درصدد تهاجم مجدد به ایران است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بارها ایران را به حمله و یا نابودی تهدید کرد. این ادعاها تحولاتی را برانگیخت؛ التهاب در شاخصهای اصلی بازار مانند افزایش ریسک و احتمال بالارفتن نرخ بهره در اوراققرضه آمریکا، رو شدن کارتهای جدید توسط محور مقاومت در قالب چند عملیات بسیار حساس، عمقی و ویژه در نقاط ثقل دشمن، تهدید ایران به فرامنطقهای کردن جنگ و تغییر جهت دولتهای عربی، انتخابهایی سخت را در برابر واشنگتن قرار داد.
گفته میشود دولتهای عربی مانند امارات و عربستان سعودی که پیشازاین در جنگ رمضان از مشوقان رو و پشت پرده بودند، بهویژه با تحولات جدید دریافتند جنگ با ایران خسارتبارتر از محاسبات آنهاست؛ در نتیجه مشوقان جنگ رمضان به موانع جنگ بعدی تبدیل گشتند. آنها پیش از جنگ رمضان احساس میکردند ورود مستقیم آمریکا کار را تمام خواهد کرد؛ اما ضربات وارده به آمریکا و متحدان این کشور، واقعیت دیگری را اثبات کرد. دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس میدانند بزرگترین نیرو برای حمله به ایران آمریکاست که کاری از پیش نبرد و هیچچیز بیشتری وجود ندارد.
هدف حداکثری جنگ ساقطسازی نظام و هدف حداقلی آن فرسایش یا بهاصطلاح «کلنگی» کردن ایران بود تا اگر نظام ساقط نشد، این جنگ پلی تا فروپاشی آینده باشد. دولتهای عربی به این مسئله دلخوش بوده و آنگونه که گفته میشود، اماراتیها طی آتشبس با جنگندههای میراژ به پالایشگاه جزیره لاوان حمله کردند؛ اقدامی بهزعم آنها برای ضربه به منافع اقتصادی ایران. آنچه، اما پس از پایان جنگ پدیدار شد، قدرتمندتر شدن ایران بود. حفظ تنگه هرمز به همراه رو شدن قابلیتهای جدید و شگفتآور عملیاتی، آشکار ساخت امکان مهار وجود ندارد؛ چه اینکه تحریمهای دو دهه اخیر نیز در این مهار ناموفق بودند. ازسویدیگر ایران با رونمایی از رویکرد جدید خود بهجای دفاع، تهاجم را برگزید و مشخص بود تهران تا به مزایای اقتصادی نرسد، جنگ پایان نمییابد.
در این مرحله و طی آتشبس، ازآنجاکه ایران کماکان تحریم بود، خسارتهای جنگ را دریافت نکرده و تحت محاصره قرار داشت، تنگه هرمز گشوده نشد؛ اقدامی که در صورت تداوم برای چند ماه پیاپی، امواج شدیدی از بحران اقتصادی را برمیانگیخت. دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس حساب کار را نکرده بودند؛ اما در حال حاضر صورتحسابهای مختلفی را در دست دارند. «دنی سیتریونوویچ» تحلیلگر برجسته مسائل غرب آسیا و افسر سابق اطلاعاتی صهیونیست عقبنشینی رئیسجمهور آمریکا از حمله و یا تهدید به حمله علیه ایران به درخواست دولتهای منطقه را نشانهای از ایجاد بازدارندگی موفق از سوی ایران در برابر این دولتها توصیف کرده است. سیتریونوویچ معتقد است این دولتها درک کردهاند که نه توان خودشان و نه توان آمریکا قادر به جلوگیری کامل از قدرت ایران نیست.
چرا بازدارندگی تقویت شد؟
موارد زیر از دلایل کلان تقویت بازدارندگی ایران هستند.
۱- محور مقاومت پس از عملیات ۷ اکتبر و آغاز جنگ طوفان الاقصی، به هر نحو و با هر هزینهای از این منطقه دفاع کرد. این درحالی است که در مجموعه محور مقاومت به عنوان ضعیفترین و کوچکترین ضلع محور غزه است.
۲- در جنگ ۴۰ روزه، ایران موفق به دفاع از جبهه لبنان شد. نمود سیاسی این دفاع گنجاندن جبهه لبنان در توافق آتشبس و سپس تحمیل مجدد آن به دشمن پس از نقض عهد بود. با این اتفاق، دولت کنونی لبنان که به سعودی و غرب وابسته است، تلاش کرد در مذاکرات مستقیم بیسابقه با رژیم صهیونیستی در آمریکا، بازی را برهم بزند؛ اما نتوانست. اگر دشمن با وجود همراهی دولت وابسته لبنان به دلیل اصرار و قدرت ایران نتوانستند کاری از پیش ببرند، پس قدرتی که تهران در دوردست اعمال کرده، قابل توجه بوده است.
وضعیت نظامی دولتهای عربی
۱- تسلیحات کوتاهبرد نسبت به تسلیحات دوربرد، وفور بیشتری دارند. در جنگهای منطقه، ایران به دلیل نزدیکی به دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس، میتواند آنها را با سلاحهایی بیشتری هدف قرار دهد. اهداف مهم در حاشیه جنوبی خلیجفارس از خط ساحلی ایران ۳۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر فاصله دارند. ایران اگر از پایگاههای مستقر در خط ساحلی دست به پرتاب بزند، همین برد کافی است. اگر ایران بخواهد از پایگاههای عمقی دست به پرتاب بزند، این برد حداکثر ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر افزایش مییابد. این نشان میدهد ایران برای پرتاب موشک به تأسیسات کشورهای جنوب خلیجفارس، به موشکهایی با برد حداقل ۳۰۰ و تا حداکثر ۹۰۰ کیلومتر نیاز دارد. برد پهپادها نیز به همین مقدار است. مزیت دیگر علاوه بر فاصله نزدیک، وجود آب میان ایران و تأسیسات مورد هدف است. گرچه این آب یک حائل و برای حملات زمینی یک مانع بزرگ است؛ اما مزیتهایی دارد. اگر ایران با دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس دارای مرز زمینی بود، در آنسوی مرز رادارها و سامانههای رهگیر مستقر میشدند؛ اما به دلیل وجود خلیجفارس، دشمن قادر به چنین کاری نیست. دشمن گرچه شناورهایی دارد؛ اما در طول جنگ، آمریکا هیچ ناوی در منطقه نداشت و اگر با نیروی دریایی ایران درگیر میشد، این درگیری را بهوسیله جنگندههای خود انجام میداد.
۲- ایران در حمله به دولتهای عربی، توانایی دسترسی، اطلاعاتی و اراده خود را نمایان ساخت. پیشازاین فردی مانند «فرانک مککنزی»، فرمانده پیشین سنتکام ادعا کرده بود ایران شاید بتواند به پایگاههای موجود در حاشیه جنوبی خلیجفارس حمله کند؛ اما قادر به حملات عمقی در پایگاههای داخلی حاضر در عربستان نیست. در همان پایگاههایی که مککنزی ادعا میکرد ایران نمیتواند به آنها دسترسی یابد، تهران آواکس چند صد میلیوندلاری آمریکا را در عمق خاک عربستان منهدم کرد. این مسئله دسترسی ایران را هویدا ساخت. پایگاههای نظامی وسیع که طی چندین دهه توسعه یافتهاند، ساختمانهای متعددی دارند که تجهیزات مهم و اتاقهای عملیات در آن همواره جابهجا میشوند. اطلاع ایران از نقاط حساس و انهدام همان نقاط، به دشمن توانمندی اطلاعاتی تهران را اثبات کرد. اگر ایران اطلاعات مهمی از پایگاههای نظامی در اختیار داشت، تکرار همان در تأسیسات شهری، امری تعجببرانگیز بود. پس از ضربه به پایگاههای نظامی، دشمن افسران و سربازان خود را در مناطق مسکونی مانند منازل امن و هتلها جای داد تا از این اماکن و مردم، سپر انسانی بسازد. فرض آن بود که ایران در این صورت به دلیل فوری بودن اقدام و پنهانشدن در اماکن متعدد، اطلاعات کافی از نقاط استقرار نخواهد داشت. ازسویدیگر تسلیحات بسیار دقیق برای ضربه به این مواضع در اختیار ایران قرار ندارد و تهران برای آسیب نخوردن به غیرنظامیان از حمله خودداری خواهد کرد.
آنچه رخ داد اطلاعیافتن فوری ایران از اماکن جدید محل حضور افسران و سربازان دشمن بود و با تسلیحات منعطف و دقیق مانند پهپادها، طبقات و اتاقهای خاص محل حضور آنها، بدون آنکه آسیبی به دیگران برسد، منهدم شدند. دشمن از این اشراف اطلاعاتی در محیط بسیار بسته و تحت کنترل دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس بهتزده شد و تصمیم به اجرای اقدامات انتقامجویانه بهصورت کورکورانه گرفت. دولتهای عربی میدانند اقداماتی مانند بستن مراکز مرتبط با ایران و یا اخراج شیعیان، ارتباطی به عوامل اصلی اطلاعاتی ندارد و این تلاشها برای تخلیه خشم صورت گرفته و اثری بر اشراف اطلاعاتی تهران نمیگذارد. موضوع دیگر اراده ایران در حمله به پایگاههای آمریکا و مواضع آن در دولتهای عربی بود؛ درحالیکه آنها فکر میکردند پس از حملات ۹ اسفند، ایران مرعوب شده و اراده خود برای پاسخ را از دست میدهد.
منبع: فرهیختگان