ایران در جنگ هشت ساله، تاب‌آوری خود را در حفظ تولید و خودکفایی مهندسی اثبات کرد؛ مسیری که به افتخاراتی چون رتبه چهارم نانو و جایگاه دهم فولاد جهان ختم شد.

باشگاه خبرنگاران جوان - بازسازی صنعتی، نه اقدامی ترمیمی، بلکه فرصتی برای جهش تکنولوژیک است. ایران در جنگ هشت ساله دفاع مقدس با وجود بمباران‌ها، تاب‌آوری خود را در حفظ تولید و خودکفایی مهندسی اثبات کرد؛ مسیری که به افتخاراتی، چون رتبه چهارم نانو و جایگاه دهم فولاد جهان ختم شد. این تجربه با سقوط ۹۰ درصدی تولید ژاپن یا تخریب ثروت ملی روسیه هم‌پوشانی راهبردی دارد. نوشتار حاضر با واکاوی الگو‌های ژاپن، روسیه و چین، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه اراده سیاسی می‌تواند از دل ویرانه‌ها، مدلی برای نوسازی انقلابی و برخاستن ققنوس‌وار اقتصاد استخراج کند.

معجزه ژاپن؛ الگوی تمرکز بر تکنولوژی و صادرات

ژاپن در سال ۱۹۴۵ با واقعیتی تلخ روبه‌رو بود؛ ظرفیت تولید صنعتی به حدود ۱۰ درصد دوران پیش از جنگ سقوط کرده و زیرساخت‌های کلان کشور بر اثر بمباران‌ها عملاً فلج شده بود. اما آنچه «معجزه اقتصادی» نام گرفت، حاصل گذار هوشمندانه از صنایع نظامی به استراتژی «توسعه صادرات‌محور» بود. نقش کلیدی در این میان بر عهده وزارت تجارت و صنعت بین‌الملل بود که با هدایت اعتبارات بانکی به سمت صنایع نوظهور مانند الکترونیک و خودروسازی، نرخ رشد خیره‌کننده ۹.۲ درصدی را در دهه ۱۹۶۰ رقم زد. ستون فقرات این جهش، مدل «کیرتسو» (شبکه‌های درهم‌تنیده تامین‌کننده و بانک) بود که امنیت سرمایه‌گذاری را در شرایط بحرانی تضمین می‌کرد. ژاپنی‌ها با تلفیق تکنولوژی وارداتی و بومی‌سازی آن از طریق فرهنگ «کایزن» (بهبود مستمر)، بهره‌وری را به شکلی ارتقا دادند که تولیداتشان از کالا‌های کپی‌شده ارزان، به استاندارد‌های جهانی کیفیت بدل شد.

روسیه؛ الگوی تمرکز بر صنایع سنگین و استقلال استراتژیک

تجربه روسیه پس از ۱۹۴۵، نماد بازسازی از طریق «اقتصاد دستوری» با اولویت‌بخشی مطلق به صنایع سنگین و مادر است. این کشور با از دست دادن بیش از ۳۰ هزار واحد صنعتی و تخریب حدود یک‌سوم ثروت ملی در طول جنگ، با بحرانی وجودی روبه‌رو بود. راهبرد کلیدی در برنامه پنج‌ساله چهارم، تخصیص نزدیک به ۸۸ درصد از کل سرمایه‌گذاری‌های صنعتی به کالا‌های سرمایه‌ای بود تا زیربنای قدرت استراتژیک دوباره بنا شود.

تولید فولاد که در سال ۱۹۴۵ به ۱۲ میلیون تن سقوط کرده بود، با انضباطی سخت‌گیرانه در سال ۱۹۵۰ به بیش از ۲۷ میلیون تن رسید و از سطح پیش از جنگ فراتر رفت. این نوسازی شتابان، نه بر رفاه مصرف‌کننده، بلکه بر پایه «خودکفایی استراتژیک» و انتقال هسته‌های تولید به مناطق امن شرقی (اورال و سیبری) استوار بود. اگرچه این مدل با هزینه‌های اجتماعی همراه بود، اما توانست در کمتر از یک دهه، ویرانه‌های جنگ را به بستری برای ظهور یک ابرقدرت صنعتی و اتمی تبدیل کند؛ مدلی که نشان داد برنامه‌ریزی متمرکز چگونه در «شرایط اضطرار» می‌تواند منابع پراکنده را به سمت اهداف کلان ملی بسیج کند.

چین؛ الگوی‌گذار از اقتصاد معیشتی به کارخانه جهان

تجربه چین در بازسازی و جهش صنعتی، نمونه‌ای منحصر‌به‌فرد از تبدیل «ویرانه‌های ناشی از جنگ داخلی و تهاجم خارجی» به مرکز ثقل تولید جهانی است. بازسازی در چین نه با شوک‌درمانی، بلکه از طریق سیاست «گذار تدریجی» و هوشمندی در تعریف مناطق ویژه اقتصادی محقق شد. با آغاز اصلاحات در سال ۱۹۷۸، چین توانست با استفاده از مدل توسعه صادرات‌محور، نرخ رشد اقتصادی خود را برای بیش از سه‌دهه در سطح خیره‌کننده ۹ تا ۱۰ درصد حفظ کند.

نقطه قوت این راهبرد، جذب هوشمندانه سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بود؛ به‌طوری‌که چین از اواسط دهه ۹۰ میلادی به مقصدی برای سالانه بیش از ۴۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی بدل شد، اما همزمان با ایجاد «خوشه‌های صنعتی» در استان‌هایی مثل گوانگ‌دونگ، دانش فنی را بومی‌سازی کرد. چین با بهره‌گیری از مزیت نیروی کار ارزان و مقیاس تولید بالا، توانست سهم خود از ارزش‌افزوده تولیدات کارخانه‌ای جهان را از زیر ۳ درصد در سال ۱۹۹۰ به نزدیک ۳۰ درصد در سال‌های اخیر برساند.

درس آموخته‌ها برای ایران

تحلیل تطبیقی تجربیات ژاپن، روسیه و چین حاکی است که علی‌رغم تفاوت در زیربنا‌های ایدئولوژیک، «الگوی واحدی» در مسیر موفقیت این کشور‌ها به چشم می‌خورد که مبتنی بر هدایت هدفمند اعتبارات به سمت بخش‌های مولد و اعمال انضباط سخت‌گیرانه نهادی است. در حالی که راهبرد ژاپن بر توسعه تکنولوژی‌های پیشرو معطوف بود و روسیه بر استقلال زیرساختی تمرکز داشت، چین با هوشمندی توانست میان مزیت نسبی نیروی کار و زنجیره‌های ارزش جهانی پیوند برقرار کند. این تجربیات مؤید این مطلب است که بازسازی صنعتی، نه معلول خودکار سازوکار‌های بازار، بلکه محصول طراحی و برنامه‌ریزی آگاهانه ملی است. در خصوص ایران که در حوزه‌هایی نظیر نانوتکنولوژی (با کسب رتبه چهارم تولید علم در سطح جهان) و صنایع استراتژیک دفاعی، توانمندی‌های خود را تحت شدیدترین تحریم‌ها به اثبات رسانده، درس بنیادین این الگو‌ها در ضرورت «تسری استاندارد‌های مهندسی و اقتدار راهبردی از بخش دفاع به صنایع غیرنظامی» نهفته است.

نخبگان اقتصادی بر این باورند که تزریق همان دقت فنی و انضباط تشکیلاتی موجود در صنایع پیشران ملی به حوزه‌هایی نظیر خودروسازی و پتروشیمی، می‌تواند مانع‌زدایی واقعی از جهش تولید را محقق سازد. ایران با تکیه بر جایگاه دهم تولید فولاد و در اختیار داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، از تمامی ظرفیت‌های لازم برای تبدیل شدن به قطب صنعتی منطقه برخوردار است. برآیند این تحلیل نشان می‌دهد فشار‌ها و محدودیت‌ها، اگرچه هزینه‌زا هستند، اما فرصتی پارادوکسیکال برای یک «نوسازی انقلابی» پدید می‌آورند؛ وضعیتی که در آن کشور می‌تواند به‌جای اصلاح فرسایشی سیستم‌های قدیمی، مستقیماً به سمت پیاده‌سازی مدرن‌ترین تکنولوژی‌های روز حرکت کند و از یک اقتصاد منبع‌محور به یک قدرت صنعتی نوظهور در تراز جهانی ارتقا یابد.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha