در این میان، بازگشت به تجربههای تاریخی و دانش بومی اهمیت ویژهای پیدا کرده است. بسیاری از تمدنهای گذشته، بدون برخورداری از فناوریهای پیچیده امروزی، سامانههایی طراحی کرده بودند که با شرایط اقلیمی و جغرافیایی سازگار بود و به شکل پایدار عمل میکرد. این سازهها نه تنها آب را هدایت و ذخیره میکردند، بلکه به حفظ خاک، تغذیه آبهای زیرزمینی و پایداری زیستبوم نیز کمک میکردند. بررسی چنین نمونههایی میتواند به برنامهریزان شهری امروز کمک کند تا در کنار زیرساختهای مدرن، از اصولی استفاده کنند که امتحان خود را در طول قرنها پس دادهاند.
در همین رابطه، مهجبین ردایی، پژوهشگر پسادکتری گروه برنامهریزی محیطزیست دانشکده محیطزیست دانشگاه تهران، به همراه یکی از همکاران خود، پژوهشی درباره تحلیل راهبردی الگوی یک سیستم زهکشی در چین باستان انجام دادهاند. آنها در این مطالعه، با تمرکز بر یک نمونه تاریخی به نام توانچنگ، تلاش کردهاند اصول طراحی و مدیریت آب در این سیستم را استخراج و بررسی کنند و نشان دهند چگونه این الگو میتواند برای افزایش تابآوری شهرهای امروزی در برابر سیلاب به کار گرفته شود.
در این پژوهش ابتدا ساختار و عملکرد سیستم زهکشی توانچنگ به عنوان یک نمونه تاریخی مدیریت سیلاب شهری بررسی شد. سپس پژوهشگران اصول حاکم بر این سیستم را با تجربههای مدرن در مدیریت آب شهری مقایسه کردند. در ادامه، معیارهای تابآوری در سازههای آبی تبیین و بر اساس آن، یک الگوی کاربردی برای کاهش خطر سیلاب و مدیریت رواناب در شهرهای معاصر تدوین شد. رواناب به آبی گفته میشود که پس از بارش، به جای نفوذ در زمین، روی سطح جاری میشود و میتواند باعث سیلاب شود.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند سازههای آبی کهن، بر پایه حفظ کارکردهای طبیعی چرخه آب طراحی شده بودند. این سیستمها به جای انتقال سریع آب از طریق لولههای بتنی، تلاش میکردند آب را در زمین نفوذ دهند، ذخیره کنند و به صورت کنترلشده هدایت کنند. چنین رویکردی علاوه بر کاهش خطر سیلاب، به تغذیه آبهای زیرزمینی، حفظ تنوع زیستی و کاهش فرسایش خاک کمک میکند. ترکیب زیرساختهای سبز مانند فضاهای سبز و تالابهای مصنوعی با زیرساختهای خاکستری مانند کانالها و مخازن نیز از اصول مهم این سیستم بوده است.
بر اساس نتایج، اجرای همزمان راهکارهایی مانند افزایش نفوذپذیری سطوح، ذخیرهسازی رواناب، تصفیه طبیعی آب و طراحی چندمنظوره فضاهای شهری میتواند الگویی مؤثر برای شکلگیری شهرهای اسفنجی باشد. شهر اسفنجی شهری است که بتواند آب باران را جذب، ذخیره و دوباره استفاده کند. این رویکرد میتواند خسارات اقتصادی ناشی از سیلابهای ناگهانی را کاهش دهد و در عین حال به حل بحران کمبود آب کمک کند.
از دیگر نکات مهم این پژوهش، تأکید بر طراحی سازگار با بستر محلی است. به این معنا که هر شهر باید با توجه به شرایط اقلیمی، نوع خاک، توپوگرافی و ویژگیهای اجتماعی خود، بهترین شیوه مدیریت آب را انتخاب کند. همچنین طراحی در مقیاسهای مختلف زمانی و مکانی اهمیت دارد، زیرا تغییرات اقلیمی میتوانند شرایط آینده را متفاوت از گذشته کنند.
در سیستم توانچنگ، استفاده از مصالح بومی با قابلیت جذب آب، طراحی زیرسطحی هوشمند و ساختار سلسلهمراتبی شبکه زهکشی، از جمله عواملی بوده که به افزایش تابآوری آن کمک کرده است.
پژوهشگران همچنین اشاره کردهاند که ترکیب زیرساختهای سبز، آبی و خاکستری میتواند در طول چرخه عمر پروژه تا حد زیادی هزینهها را کاهش دهد. استفاده از بامهای سبز، سنگفرشهای نفوذپذیر، باغهای بارانی و حوضچههای ذخیره آب از جمله نمونههایی است که میتواند در شهرهای امروزی اجرا شود. این اقدامات علاوه بر کنترل سیلاب، به بهبود کیفیت منظر شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان نیز کمک میکند.
قابل ذکر است نتایج این مطالعه در فصلنامه «مهندسی و مدیریت آبخیز» منتشر شدهاند؛ نشریهای تخصصی که وابسته به پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری است و به موضوعات مرتبط با مدیریت منابع آب و خاک میپردازد.
منبع: ایسنا