ترامپ در حالی میان تهدید نظامی و ادعای مذاکره در رفت‌وآمد است که نه افکار عمومی آمریکا تحمل یک جنگ تازه را دارد و نه عملیات محدود می‌تواند واشنگتن را به اهدافش برساند.

باشگاه خبرنگاران جوان - اظهارات این روز‌های دونالد ترامپ و سایر مقامات دولت او در واقع سخن تازه‌ای نیست، اظهارات تکراری و نوسانی از احتمالا توافق تا تهدید به آغاز دوباره جنگ؛ محافل رژیم اسرائیل نیز مدام در یک فرایند جنگ روانی، مدعی آمادگی برای ورود به جنگ را تبلیغ می‌کنند.

اما یک عامل تعیین کننده یعنی زمان به هیچ وجه به نفع ترامپ و جمهوری‌خواهان پیش نمی‌رود؛ بر خلاف ادعا‌های ترامپ مبنی بر اینکه «عجله‌ای ندارد»، اما به اذعان تمامی اندیشکده‌های آمریکایی کشیده شدن بحران تا همین‌جا نیز فراتر از پیش‌بینی‌های ترامپ و تیم او پیش رفته است.

نکته دیگر اینکه، آمریکایی‌ها از یک بازه زمانی یک هفته الی ۱۰ روز برای کارزار دوباره نظامی سخن می‌گویند، اما همان‌طور که آمریکا در دو ماه جنگ رمضان به اهداف خود نرسید؛ روشن است که طی یکی الی هفته نیز نخواهد رسید؛ بنابراین ترامپ می‌ماند و ریسک یک جنگ طولانی مدت چند ماهه تا چند ساله؛ چیزی که برای آمریکایی‌ها یک کابوس است.

اظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر اینکه واشنگتن وارد جنگ طولانی‌مدت با ایران نخواهد شد، بازتاب نوعی واقع‌گرایی در سیاست آمریکا است. ونس در گفت‌و‌گو با واشنگتن پست تأکید کرد: «ما درگیر جنگ دیگری در خاورمیانه نخواهیم شد که سال‌ها به طول بینجامد و چشم‌اندازی برای پایان آن وجود نداشته باشد».

او گفت که دولت ترامپ به دنبال تکرار تجربه‌های گذشته مانند جنگ عراق نیست و آمریکا را در باتلاقی طولانی‌مدت گرفتار نخواهد کرد.

این موضع در کنار نظرسنجی‌های داخلی آمریکا روشن می‌کند که فضای سیاسی و عمومی در ایالات متحده آمادگی مواجهه با یک جنگ بزرگ و طولانی در خاورمیانه را ندارد.

یک نظرسنجی روزنامه واشنگتن پست در سال ۲۰۲۵ نشان داد بیش از نیمی از شهروندان آمریکایی (حدود ۶۰ درصد) مخالف مداخله نظامی مستقیم در تنش‌ها با ایران هستند. مخالفان در میان دموکرات‌ها به‌طور محسوس بیشترند و حتی در میان رای‌دهندگان حزب جمهوری‌خواه نیز حمایت گسترده‌ای از مداخله مستقیم وجود ندارد.

در نظرسنجی دیگری که نتایج آن در گاردین منتشر شد، اکثریت رأی‌دهندگان خواستار راه‌حل دیپلماتیک و پرهیز از جنگ بودند، به‌گونه‌ای که ۶۳ درصد از طرفداران ترامپ نیز خواستار مذاکرات با ایران به‌جای جنگ شده‌اند.

این روند در افکار عمومی آمریکا چنان قوی است که تحلیل‌گران آن را «ترس عمومی از جنگ فرسایشی و هزینه‌بار» توصیف می‌کنند، نه فقط ابراز مخالفت انتزاعی.

دو تجربه سال‌های گذشته برای آمریکا یعنی جنگ عراق و افغانستان نیز دلیل دیگری است که مقامات واشنگتن از هرگونه درگیری طولانی مدت هراس داشته باشند؛ جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد، بنا بود عملیاتی کوتاه و تعیین‌کننده باشد. اما آنچه رخ داد، سال‌ها درگیری پرهزینه، هزاران کشته و صد‌ها میلیارد دلار هزینه مستقیم و غیرمستقیم بود. افغانستان نیز پس از بیست سال حضور نظامی، در نهایت به خروجی پرهزینه و پرانتقاد برای واشنگتن ختم شد.

تحلیلگر نظامی، مایکل اوهانلون، در مقاله‌ای در بروکینگز در سال ۲۰۲۱ نوشت: «تجربه عراق و افغانستان نشان می‌دهد آمریکا دیگر قادر به مدیریت جنگ‌های طولانی بدون هزینه‌های داخلی عظیم نیست.»؛ بنابراین تجربه جنگ‌های عراق و افغانستان هنوز در یاد‌ها باقی‌مانده است. تحلیلگران آمریکایی بار‌ها هشدار داده‌اند که هزینه سیاسی و اقتصادی چنین جنگ‌هایی برای واشنگتن بسیار سنگین است. اندیشکده‌ها و تحلیلگران آمریکایی در گزارش‌های متعدد تصریح می‌کنند که سیاستگذاران در واشنگتن به‌خوبی از «خستگی جنگ» در میان مردم و کنگره آگاه هستند و این باعث می‌شود حتی طرح‌های محدود نظامی نیز با موانع داخلی روبه‌رو شود.

در چنین فضایی، هرگونه جنگ طولانی علیه ایران نه تنها بار مالی سنگینی بر دوش آمریکا می‌گذارد بلکه می‌تواند اهرم‌های سیاسی در داخل ایالات متحده را نیز تضعیف کند.

از سوی دیگر درگیری طولانی‌مدت برای آمریکا به معنای گسیل ده‌ها هزار نیروی زمینی، هزینه‌های سنگین لجستیکی، حمایت از متحدان منطقه‌ای و پشتیبانی اطلاعاتی و اقتصادی خواهد بود. تجربه عراق و افغانستان نشان داده که چنین هزینه‌هایی نه‌تنها به اهداف اولیه نظامی نمی‌انجامد بلکه بار سنگینی بر بودجه و جامعه داخلی ایجاد می‌کند.

مزایای ایران در جنگ طولانی‌مدت

در مقابل، ایران در جنگ فرسایشی دست برتر دارد. استراتژی دفاعی ایران بر پایه جنگ نامتقارن استوار است و بر تحمیل هزینه‌های مداوم به دشمن تمرکز دارد. 

جغرافیای ایران نیز مزیت مهمی است. وسعت کشور و زمین‌های ناهموار، عملیات زمینی را پیچیده می‌کند. اقتصاد ایران، علی‌رغم تحریم‌ها، بر پایه خودکفایی بنا شده و می‌تواند فشار‌های طولانی را تحمل کند. استراتژی «موزاییک دفاعی» ایران بر فرسایش دشمن تأکید دارد و تجربیات جنگ ایران-عراق را به کار می‌گیرد. تریتا پارسی، تحلیلگر مسائل ایران، می‌گوید: «ایران باور دارد که می‌تواند هزینه‌های کوتاه‌مدت را تحمل کند تا آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند.»

از سوی دیگر ایران از نظر وسعت سرزمینی، جمعیت، توان موشکی و عمق راهبردی منطقه‌ای با عراق سال ۲۰۰۳ یا افغانستان ۲۰۰۱ قابل مقایسه نیست. بسیاری از تحلیلگران نظامی غربی اذعان دارند که هرگونه درگیری دوباره با ایران می‌تواند به سرعت به یک جنگ منطقه‌ای و چه بسا شدیدتر از جنگ رمضان تبدیل شود.

در این راستا اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در گزارشی در مارس ۲۰۲۵ نوشت: «شبکه متحدان ایران در منطقه، توانایی ایجاد اختلال در پایگاه‌ها و منافع آمریکا را دارد و این به افزایش هزینه‌های هرگونه عملیات محدود می‌انجامد.»

همچنین در یک جنگ طولانی، عامل زمان اهمیت تعیین‌کننده دارد. ایران طی سال‌های گذشته ساختار دفاعی خود را بر پایه بازدارندگی و توان مقاومت در برابر فشار‌های طولانی طراحی کرده است. تجربه هشت سال جنگ تحمیلی و نیز سال‌ها تحریم اقتصادی، نوعی آمادگی ذهنی و ساختاری برای مدیریت شرایط دشوار ایجاد کرده است.

پروفسور آنتونی کوردسمن، کارشناس نظامی آمریکایی، در مقاله‌ای در سایت CSIS تصریح کرده است: «توان موشکی و پهپادی ایران به گونه‌ای است که می‌تواند هزینه‌های مداوم و قابل توجهی برای طرف مقابل ایجاد کند. در یک جنگ فرسایشی، ایران مزیت زمان و پایداری دارد.»

چرا یک جنگ محدود هم کارآمد نیست؟

جی دی ونس در مصاحبه خود با واشنگتن پست مدعی شد که در صورت وقوع درگیری با ایران، «سریع و محدود» خواهد بود؛ این ادعا پیش از این از زبان برخی مقامات آمریکایی نیز تکرار شده بود؛ اما بسیاری از کارشناسان نظامی آمریکا و غربی اذعان دارند که هیچ عملیات کوتاه و محدودی منجر به دستاورد سیاسی برای ترامپ و آمریکا نخواهد شد.

بنابراین، همزمان که آمریکا تلاش دارد از یک جنگ چندماهه و چندساله دوری کند، جنگ کوتاه‌مدت نیز به هیچ هدفی نخواهد رسید. در واقع، آمریکا با هیچ نوع جنگی علیه ایران به اهدافش نخواهد رسید.

مکس بوت از شورای روابط خارجی آمریکا می‌گوید: «کمپین هوایی نمی‌تواند دولت‌های مخالف را وادار به تسلیم کند؛ جنگ کوتاه ممکن است به طولانی شدن منجر شود، زیرا ایران می‌تواند با حملات تلافی‌جویانه، درگیری را گسترش دهد.»

وقتی طرح موساد را باور می‌کنی

در واقع باید گفت که دونالد ترامپ و تیمش در یک سردرگمی گرفتار شده‌اند و اصولا راهبرد مشخصی اکنون ندارند. در این راستا «جیسون کمپبل» کارشناس امور نظامی و امنیتی آمریکایی چندی پیش در مصاحبه با شبکه العربی گفت که ترامپ راهبردی ندارد و حتی اگر دست به حمله هوایی نیز بزند قادر نیست از ایران امتیازی بگیرد، چرا که حملات هوایی هرگز به دستاورد سیاسی منتهی نخواهد شد.

واشنگتن در مواجهه با ایران با یک «پارادوکس استراتژیک» روبه‌رو است: از یک‌سو تلاش می‌کند از جنگ طولانی، پرهزینه و فرسایشی خودداری کند و از سوی دیگر تحلیل واقع‌بینانه کارشناسان نشان می‌دهد که عملیات کوتاه‌مدت و محدود نیز به هیچ هدف سیاسی پایدار نخواهد رسید.

ترکیب نگرانی‌های داخلی در آمریکا، هزینه‌های اقتصادی و انسانی، و تحلیل‌های کارشناسی معتبر در غرب باعث شده است که تصور ورود آمریکا به یک جنگ بلندمدت با ایران – چه زمینی و چه حتی هوایی گسترده – ناممکن یا بسیار بعید به نظر برسد.

در پایان باید گفت تمامی این شرایطی که ترامپ و تیمش دچارش شده‌اند در واقع حاصل برآورد‌های اشتباه، اطلاعات ناقص، عدم شناخت از قدرت سخت و نرم ایران و در یک کلام، پذیرش طرح رؤیایی نتانیاهو و موساد است؛ زمانی که بدون برنامه وارد جنگ با قدرتی مانند ایران می‌شوید، نتیجه‌ای جز سردرگمی حاصل نخواهد شد.

منبع: فارس

برچسب ها: ترامپ ، جنگ ، آمریکا
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۴:۲۹ ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل های شماست