شهید بروجردی می‌گفت: صف مردم کُرد، از صف ضدانقلاب جداست، این مردم مسلمان‌اند و فطرتاً خواهان حکومت اسلامی‌اند.

باشگاه خبرنگاران جوان - شهید محمد بروجردی پس از شروع قائله ضدانقلاب در کردستان، راهی سرزمین مجاهدت‌های خاموش شد، وی ضمن نبرد قاطع و قهرآمیز با تجزیه‌طلبان، عامل رأفت و برخورد برادرانه با مردم مستضعف کردستان بود و صف مردم کُرد را از صف ضدانقلاب جدا می‌دانست.

شهید سردار محمد بروجردی در سال ۱۳۳۳ در روستای دره گرگ بخش اشترینان شهرستان بروجرد متولد شد، پنج خواهر و برادر بودند وی در ۶ سالگی پدر خود را از دست داد و همین موضوع باعث شد تا مادرش، محمد و پنج فرزند دیگرش را با خود به تهران آورد. 

سردار شهید محمد بروجردی از همان کودکی و با رفتن به مدرسه در کنار تحصیل، کمبود درآمد ناشی از فقدان پدر را با کارکردن جبران کرد، شب‌ها درس می‌خواند و روز‌ها کار می‌کرد، همین اتکا به خود بود که از او در روز‌های سخت جنگ مردی بزرگ و بالنده ساخت.

شهید بروجردی ۱۴ساله بود که با شرکت در کلاس‌های آموزش قرآن و معارف اسلامی، قدم به دنیای پر تب تاب مبارزه گذاشت، وی با شرکت در کلاس‌های فراگیری قرآن، روح و جانش با فرامین و معنویت قرآن عجین و در همین کلاس‌ها با جلسات مخفی و نیمه مخفی و گروه‌های مذهبی و سیاسی آشنا شد.

 سردار شهید محمد بروجردی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به تشکیل گروه توحیدی صف اهتمام ورزید و سپس جهت فراگیری فنون چریکی و قواعد جنگی همراه دوستان خود راهی سوریه شد و چند عملیات چریکی و ضربتی را نیز علیه حکومت پهلوی به اجرا درآورد.

محمد بروجردی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت حراست از امام خمینی (ره) را عهده‌دار شد و مدتی نیز رئیس زندان اوین بود، تا این‌که با کوشش فراوان و خستگی‌ناپذیر او و یارانش، بازوی مسلح انقلاب اسلامی یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد.

سردار شهید محمد بروجردی طرح تشکیل سازمان پیش‌مرگان مسلمان کرد را تدوین و به شورای‌عالی سپاه عرضه داشت که این طرح با همفکری و همیاری پیگیر عناصر پیرو خط امام در شورای انقلاب، تصویب و مسئولیت تشکیل این سازمان نیز مستقیماً به خود شهید بروجردی محول شد. 

پس از شروع جنگ تحمیلی استکبار جهانی علیه ملت ایران، سردار شهید محمد بروجردی به همراه یاران خود راهی سرپل ذهاب شد و این شهر را از خطر اشغال توسط ارتش بعث عراق نجات داد و پس از تقسیم سپاه به مناطق مجزا در سطح کشور نیز فرماندهی منطقه هفت سپاه کشور به شهید بروجردی سپرده شد.

شهید بروجردی چندی بعد، پیشنهاد تشکیل قرارگاهی مستقل برای طراحی، هدایت و رهبری مشترک و منسجم نیرو‌های ارتش و سپاه در جنگ‌های غرب کشور را مطرح کرد که این پیشنهاد وی با استقبال گرم فرماندهان ارشد سپاه و ارتش مواجهه شد، شهید بروجردی بلافاصله دست‌به‌کار تشکیل این قرارگاه شد، قرارگاهی که نام پرچم‌دار رشید اسلام حضرت خاتم‌الانبیا (ع) را به خود گرفت.

شهید بروجردی پس از خاتمه دوران سربازی، با تجاربی که از دوران زندان و خدمت در ارتش کسب کرده بود، این بار به طور حرفه‌ای قدم به میدان مبارزات سیاسی و مکتبی گذاشت، در قدم نخست در صدد برآمد تا با روحانیت متعهد پیرو خط امام تماس و ارتباط برقرار کند، ارتباط او با روحانیت و حلقه یاران نزدیک امام خمینی (ره)، باعث شده بود تا همواره در راه درست مبارزات قدم بردارد.

سردار شهید محمد بروجردی چندی بعد دررابطه‌با تشکل‌های فرهنگی و تبلیغاتی دست‌به‌کار چاپ، تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و پیام‌های حضرت امام (ره) شد، مادرش از فعالیت‌های او در این مقطع خاطرات جالبی بیان کرده است: خانه ما در مولوی تبدیل شد به مرکز انتشار اعلامیه ضد رژیم، محمد به همراه چند نفر از دوستانش در طبقه همکف یکی از اتاق‌ها سه چهار دستگاه خیاطی گذاشتند و عده‌ای بی‌وقفه پشت این چرخ‌ها کار می‌کردند، این ظاهر قضایا بود، درست در زیرزمین همین اتاق آنها چاپخانه مجهزی داشتند که شبانه‌روز کار می‌کرد، سروصدایش تمام محله را برداشته بود، البته باعث سوءظن کسی نمی‌شد، هرکس به خانه می‌آمد، فکر می‌کرد این همه سروصدا مال آن چهارتا چرخ‌خیاطی است.

هنگامی که زمان بازگشت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی فرارسید، در این هنگام، گروهی متشکل از نزدیکان امام خمینی (ره) از جمله شهید مطهری، شهید بهشتی و شهید مهدی عراقی در جلسه‌ای برنامه حراست و استقبال از امام را به ۲ گروه باسابقه که تا پیش‌ازاین عملکرد درستی از خود نشان داده بودند، سپردند، این مهم به گروه صف و فجر اسلام تحت سرپرستی شهید محمد بروجردی و تحت هدایت شهید مهدی عراقی رسید، لذا بروجردی به همراه دیگر هم‌رزمانش، مسئولیت حراست از امام بزرگوار را در فرودگاه مهرآباد، مسیر بهشت‌زهرا و مدرسه علوی عهده‌دار شد، همچنین بلافاصله دست‌به‌کار تشکیل و سازماندهی یگان حفاظت محل سکونت حضرت امام (ره) در تهران شد.

پس از آغاز درگیری‌های مسلحانه مردم و نیرو‌های شاه در روز‌های ۲۱ و ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷، محمد بروجردی نیز هم‌دوش دیگر رزمندگان انقلاب اسلامی به صفوف متزلزل قوای آریامهری حمله‌ور شد، او نقش چشمگیری در تصرف پادگان جمشیدیه و نیز آزادسازی مراکز رادیو و تلویزیون از لوث چکمه‌پوشان گارد جاویدان ایفا کرد و با اصابت گلوله‌ای از ناحیه پا مجروح شد.

پس از سرنگونی رژیم منحوس پهلوی و پیروزی مرحله نخست انقلاب اسلامی، فعالیت‌های انقلابی شهید بروجردی دامنه گسترده‌تری پیدا کرد، پس از چندی، مسئولیت سرپرستی زندان اوین که عمده زندانیان آن از عناصر غارت، شکنجه و سرکوب دولت، ساواک و ارتش شاهنشاهی بودند، به وی محول شد، سلوک اسلامی و انسانی شهید محمد بروجردی در برخورد با زندانیانی چنین منفور، باعث شد تا تنی چند از هم‌رزمانش به او خرده بگیرند.

بهار سال ۱۳۵۸ تحت نظارت شورای انقلاب اسلامی و با کوشش فراوان و خستگی‌ناپذیر شهید محمد بروجردی و یارانش، بازوی مسلح انقلاب اسلامی یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد.

سردار سرلشکر محسن رضایی در این باره گفته است: محمد از بنیان‌گذاران اصلی سپاه بود، او یکی از ۱۲ نفری بود که سپاه را پایه‌گذاری کردند، در آن مقطع شهید محمد بروجردی در شورای مرکزی سپاه آغاز به کارکرد و به فاصله کوتاهی پس از آن، مسئولیت معاونت عملیات پادگان ولیعصر (عج) را عهده‌دار شد، این پادگان اصلی‌ترین مقر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، این محل اولین نقطه حرکت مبارزاتی است که برای دفاع کشور و در روز‌های نخست سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در صف اول مجاهدت قرار گرفتند.

پس از شروع جنگ تحمیلی استکبار جهانی علیه ملت ایران، شهید بروجردی به همراه یاران خود راهی سرپل ذهاب شد و این شهر را از خطر اشغال توسط ارتش بعث عراق نجات داد و پس از تقسیم سپاه به مناطق مجزا در سطح کشور نیز فرماندهی منطقه هفت سپاه کشور به شهید بروجردی سپرده شد.

شهید محمد بروجردی چندی بعد، پیشنهاد تشکیل قرارگاهی مستقل برای طراحی، هدایت و رهبری مشترک و منسجم نیرو‌های ارتش و سپاه در جنگ‌های غرب کشور را مطرح کرد که این پیشنهاد وی با استقبال گرم فرماندهان ارشد سپاه و ارتش مواجهه شد، شهید بروجردی بلافاصله دست‌به‌کار تشکیل این قرارگاه شد، قرارگاهی که نام پرچم‌دار رشید اسلام حضرت خاتم‌الانبیا (ع) را به خود گرفت.

شهید محمد بروجردی با گسترش غائله آفرینی تجزیه‌طلبان تحت‌الحمایه آمریکا و بعث عراق در کردستان، در رأس گروهی از سپاهیان کم سازوبرگ انقلاب اسلامی، ابتدا به کرمانشاه و از آنجا به سنندج رفت، از همان بدو ورود به منطقه، فرماندهی عملیات قلع‌وقمع قوای تا بن دندان مسلح ضدانقلاب در کردستان را بر عهده گرفت، او در سن ۲۵ سالگی در کنار تاکتیک نظامی، به دنبال تسخیر دل‌های مردم و همراه‌کردن آنها با انقلاب اسلامی بود، چراکه عقیده داشت ضدانقلاب از سادگی مردم سوءاستفاده کرده است.

در شرایطی که سنندج و پادگان لشکر ۲۸ ارتش در این شهر به محاصره کامل قوای ائتلافی ضدانقلاب، از دموکرات و کومله گرفته تا چریک‌های فدایی و پیکار درآمده بود، شهید بروجردی و تنی چند از هم‌رزمانش توسط یک هلی‌کوپتر هوانیروز در پادگان سنندج پیاده شدند.

در چنین شرایط وخیمی شهید بروجردی مصمم و قاطع با تنگنا‌ها و معضلات موجود برخوردی حساب‌شده داشت و با مکرر تلاوت‌کردن آیات قرآنی و جملات حماسی حضرت امیرالمؤمنین (ع) از نهج‌البلاغه، جمع کوچک رزم‌آوران مدافع پادگان را تهییج و به ادامه پایداری و ایثار تحریص می‌کرد.

امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی درباره آن روز‌ها گفته است: موقعی که ضد انقلابیون، محل باشگاه افسران لشکر ۲۸ را در سنندج محاصره کردند، بچه‌های ما در آنجا مدت ۴۰ شبانه‌روز در محاصره مطلق بودند، حتی چیزی برای خوردن هم نداشتند، بااین‌حال استقامت می‌کردند، شهید بروجردی، برای رهایی اینها، دست به هر کاری می‌زد، او آن‌قدر در این راه استقامت کرد که با همکاری و یکدلی رزمندگان سپاه و ارتش، پس از مدتی کوتاه، محاصره در هم شکست، نمونه چنین صحنه‌هایی را در آن زمان زیاد داشتیم که ایشان همیشه با همین پایمردی و استقامت به مصاف ضد انقلابیون می‌رفتند.

شهید محمد بروجردی در کنار نبرد قاطع و قهرآمیز با تجزیه‌طلبان، به‌راستی عامل به رأفت و برخورد برادرانه با مردم مستضعف کردستان بود، به‌طوری که اصولاً دلسوزی وی نسبت به مردم کردستان حدومرز نداشت، او به آنها از صمیم قلب احترام می‌گذاشت و مردم کردستان نیز به او علاقه‌مند شده و برادرانه دوستش داشتند، جاذبه محبت‌آمیز بروجردی آن‌قدر نیرومند بود که اطفال معصوم، به‌محض دیدن او به سویش می‌دویدند، با او بازی می‌کردند و او شاد و خندان دست نوازش بر سرشان می‌کشید.

سردار محمد بروجردی در یکی از جلسات توجیهی فرماندهان سپاه در غرب کشور، با بیانی گرم و گیرا گفته بود صف مردم کُرد، از صف ضدانقلاب جداست، این مردم مسلمان‌اند، فطرتاً خواهان حکومت اسلامی‌اند، وقتی دست رحمت نظام بر سر آنها گسترده شود، بدیهی است که سلاح به دست گرفته و با تمام قدرتشان، به مصداق کریمه اشداء علی الکفار، با تجزیه‌طلبان ملحد خواهند جنگید، از طرفی نیز استقبال مردم مؤمن و محروم کردستان از امر تسلیح و شرکت در مدافعین انقلاب آن‌قدر چشمگیر بود که موازنه قدرت را در منطقه به زیان گروهک‌های تجزیه‌طلب بر هم زد.

شهید محمد بروجردی با شروع تهاجم ارتش عراق به خاک میهن اسلامی در سال ۱۳۵۹، به همراه تنی چند از هم‌رزمان خود، راهی سر پل ذهاب شد، در جریان محاصره این شهر که می‌رفت تا منجر به اشغال آن توسط ارتش بعث شود، شهید بروجردی و یارانش طی یک‌رشته نبرد‌های سخت و سهمگین، پوزه لشکر‌های دشمن را به خاک مالیده و شهر را از خطر سقوط حتمی نجات دادند، در این نبرد نابرابر، شهید بروجردی چندین‌باره تا پای شهادت پیش رفت و بالاخره هم از ناحیه دست جراحت سختی برداشت، آن‌چه در این دوران بر سختی کار محمد بروجردی و همرزمانش در جبهه‌های غرب صدچندان می‌افزود، تسلط بلامنازع لیبرالیزم منحط و در رأس آن بنی‌صدر، بر مقدرات جبهه و جنگ بود.

سردار شهید محمدابراهیم همت از تلخ‌کامی‌های فرزندان انقلاب اسلامی بر اثر سیاست‌های مخرب لیبرال‌ها در ماه‌های آغازین جنگ، فراوان گفته‌ها داشت، از جمله این‌که در یک جلسه نظامی به‌اتفاق شهید بروجردی و سایر برادران سپاه غرب کشور، به بنی‌صدر گفتیم عراق چندان هم که وانمود می‌کنید، آسیب‌ناپذیر نیست، شما کافی است یک تیپ نیرو به ما بدهید تا ضربات خوبی به دشمن در جبهه غرب، در عمق شهرهایش وارد کنیم پاسخ بنی‌صدر را هیچ‌وقت از یاد نمی‌برم که گفته بود ما نیروهایمان را برای دفاع از جنوب لازم داریم، من حتی یک نفر هم در اختیار شما قرار نمی‌دهم، این توجیه ریا‌کارانه سمبل لیبرالیزم در حالی بود که خط سازش در جنوب نیز کارنامه سیاهی از خود بر جای گذاشت.

پس از حذف لیبرال‌ها و باند خائن بنی‌صدر از مقدرات دستگاه اجرایی کشور، به دنبال اتخاذ یک‌رشته تدابیر دفاعی نوین، سردار رشید کردستان، در رأس گروهی از فرماندهان جنگ‌آزموده و زبده نبرد‌های غرب کشور، جهت تشکیل، سازمان‌دهی و کادربندی یگان‌های رزمی نیروی زمینی سپاه در جبهه‌های جنوب راهی خوزستان شد، از زمره این فرماندهان می‌توان به جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، شهید محمدابراهیم همت، شهید عباس کریمی، شهید رضا چراغی، شهید محسن وزوایی، شهید علیرضا ناهیدی، شهید اکبر حاجی‌پور اشاره کرد، علی‌رغم مسئولیت سنگین رهبری نبرد‌های غرب کشور، شهید بروجردی لحظه‌ای از جبهه‌های جنوب غافل نبود، به‌ویژه دررابطه‌با تثبیت فتح بستان نبرد طریق‌القدس با اجرای ۲ رشته عملیات انحرافی، در حماسه شگرف فتح‌المبین در دوم فروردین سال ۱۳۶۱ نقشی ارزنده و اساسی ایفا کرد.

پس از تقسیم سپاه به مناطق مجزا در سطح کشور، فرماندهی منطقه هفت سپاه کشور، شامل استان‌های همدان، کرمانشاه، کردستان و ایلام به شهید بروجردی سپرده شد و چندی بعد، طی جلسه‌ای که در آذربایجان غربی تشکیل شده بود، محمد بروجردی پیشنهاد تشکیل قرارگاهی مستقل برای طراحی، هدایت و رهبری مشترک و منسجم نیرو‌های ارتش و سپاه در جنگ‌های غرب کشور را مطرح کرد، پیشنهادی بدیع که با استقبال گرم فرماندهان ارشد سپاه و ارتش مواجهه شد.

شهید محمد بروجردی شدیداً به‌ضرورت تداوم تربیت عقیدتی و سیاسی در کنار آموزش نظامی عناصر سپاه و نظارت روحانیت انقلابی پیرو خط امام بر عملکرد کلی این نهاد انقلابی تأکید داشت و می‌گفت: امام می‌فرمایند همه هدف ما، مکتب ماست آنها که مکتب را قبول ندارند، می‌گویند نتیجه چنین اعتقادی، می‌شود انحصار‌طلبی، ما اگر که شمشیر به دست گرفته‌ایم، باید «لتکون کلمة الله هِی العُلیا» شمشیر بزنیم، برای اینکه حکم خدا، دین خدا، روی کار بیاید.

روز اول خرداد سال ۱۳۶۲ سردار شهید محمد بروجردی به همراه پنج‌تن دیگر از فرماندهان، به‌قصد انتخاب محلی مناسب برای استقرار تیپ ویژه شهدا شهرستان مهاباد را ترک کرد و با عبور از سه‌راهی مهاباد به نقده خودرو حامل وی و دوستانش به مین برخورد کرد، صدای انفجار مهیبی بلند شد، ماشین از زمین کنده شد و تمام سرنشینان از آن به بیرون پرتاب شدند، شهید محمد بروجردی حدود ۷۰ قدم دورتر از ماشین به زمین افتاد و وقتی بالای سرش رسیدند، همان تبسم گرم همیشگی را بر لب داشت، اما شهید شده بود.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha