ظهری سوزان در دوم خرداد ۱۴۰۱ بر آبادان سایه انداخته بود؛ خیابان امیری، قلب پرتردد شهر، شاهد رهگذران، خودروها و مغازهدارانی بود که درگیر زندگی روزمره بودند. صدای بوق ماشینها، گفتوگوی مردم و هیاهوی بازار در فضا پیچیده بود که ناگهان صدایی مهیب، شبیه انفجار، همهچیز را متوقف کرد. برج متروپل، ساختمانی بلند که هر روز سایهاش بر خیابان میافتاد، در برابر چشمان حیرتزده مردم خم شد و فرو ریخت.
چند ثانیه بعد، آسمان خیابان امیری خاکستری شد و گردوغبار غلیظی همهجا را فرا گرفت.
مردم هراسان میدویدند و صدای فریاد و کمکخواهی از دل آوار به گوش میرسید. کف خیابان پر از شیشههای شکسته و تکههای آهن شده بود. برخی مغازهداران و رهگذران، پیش از رسیدن نیروهای امدادی، با دستهای خالی به سوی آوار رفتند؛ شاید بتوانند جان انسانی را نجات دهند.
دقایقی بعد، صدای ممتد آژیر آمبولانسها، خودروهای آتشنشانی و نیروهای امدادی در خیابانهای آبادان پیچید. تیمهای امداد و نجات از آبادان، خرمشهر و دیگر شهرهای خوزستان خود را به محل رساندند و عملیات جستوجو آغاز شد. نیروهای هلال احمر با تجهیزات زندهیاب و سگهای جستوجوگر وارد میدان شدند و خودروهای سنگین برای آواربرداری به خیابان امیری آمدند.
حادثه متروپل تنها آبادان را عزادار نکرد؛ تمام کشور در شوک فرو رفت. در همان ساعات ابتدایی، رهبر شهید انقلاب اسلامی در پیامی با تسلیت به خانوادههای جانباختگان و مردم آبادان، بر ضرورت سرعت عمل برای نجات حادثهدیدگان و رسیدگی فوری به وضعیت مصدومان تاکید کردند و خواستار برخورد قاطع با مقصران و جلوگیری از تکرار چنین حوادثی در کشور شدند.
همزمان، احمد وحیدی وزیر وقت کشور در تماس با استاندار وقت خوزستان، دستور بسیج همه امکانات برای امدادرسانی فوری و نجات افراد گرفتار در زیر آوار را صادر کرد. ساعاتی بعد، محمد مخبر معاون اول رئیسجمهور وقت نیز با ابراز همدردی با خانوادههای جانباختگان، بر لزوم بررسی دقیق علل حادثه و تسریع در امدادرسانی تاکید کرد و دستور بهکارگیری امکانات ملی و استانی برای کمک به مصدومان را داد.
شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی که در زمان وقوع حادثه در سفر رسمی عمان بهسر میبرد، بلافاصله پس از اطلاع از فاجعه متروپل، به معاون اول خود ماموریت داد تا با اختیارات کامل روند امدادرسانی، آواربرداری و رسیدگی به مصدومان را مدیریت کند.رئیسجمهور شهید همچنین دستور اعزام گروههای امداد و نجات از تهران و بهکارگیری تمامی امکانات استانی و کشوری را صادر کرد و خواستار رسیدگی فوری به خانوادههای جانباختگان شد.
وزیر بهداشت نیز در تماس با رئیس دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، دستور آمادهباش مراکز درمانی خوزستان و بسیج امکانات بیمارستانی برای پذیرش مصدومان حادثه را صادر کرد. همزمان، نیروهای درمانی، اورژانس و کادر پزشکی در بیمارستانهای آبادان و اهواز در آمادهباش کامل قرار گرفتند.
در همان روزهای ابتدایی، سردار سرلشکر شهید حسین سلامی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز از بسیج تجهیزات لجستیکی و امکانات سپاه برای کمک به عملیات آواربرداری خبر داد و تاکید کرد که همه امکانات سپاه برای کمک به مردم آبادان در اختیار نیروهای امدادی قرار خواهد گرفت. محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نیز ضمن تسلیت این حادثه، از کمیسیون عمران مجلس خواست ابعاد حادثه را بهصورت فوری بررسی و گزارش آن را ارائه کند.
کمتر از ۲۴ ساعت پس از وقوع حادثه، احمد وحیدی وزیر کشور بامداد سهشنبه دوم خرداد ۱۴۰۱ وارد آبادان شد و ستاد بحران در مسجدی در نزدیکی خرابههای متروپل با حضور وی تشکیل شد. جلسات مدیریت بحران تا نیمههای شب ادامه داشت و مسئولان، روند امدادرسانی و آواربرداری را لحظهبهلحظه پیگیری میکردند.
خبرنگاران ایرنا نیز از نخستین ساعات حادثه در محل حاضر شدند. دوربینها روشن شد اما آنچه ثبت میشد تنها تصویر یک ساختمان فروریخته نبود؛ روایت شهری بود که دوباره بوی آوار، اضطراب و ویرانی را احساس میکرد.
در همان ساعات ابتدایی، صدای گریه مادری که نام فرزندش را فریاد میزد، در میان صدای آژیرها و ماشینآلات گم نمیشد.
شبهای متروپل، تلختر از روزهایش بود؛ نورافکنها روی تلی از آهن و بتن میتابید و صدای بیوقفه دستگاههای برش، سکوت خیابان امیری را میشکست.
خانوادههای چشمانتظار پشت نوارهای هشدار ایستاده بودند؛ بعضی آرام دعا میخواندند و بعضی فقط به آوار خیره مانده بودند.
سعید یکی از مغازهداران اطراف متروپل است که هنوز با یادآوری آن روز صدایش میلرزد میگوید: ظهر بود و داخل مغازه کار میکردم که ناگهان صدای وحشتناکی آمد و زمین لرزید. چند ثانیه بعد همهجا پر از خاک شد و مردم با فریاد میدویدند.
وی ادامه داد: وقتی بیرون آمدم، بخشی از ساختمان فرو ریخته بود و صدای کمکخواهی مردم شنیده میشد. چند نفر از کسبه بدون ترس جلو رفتند تا شاید کسی را نجات دهند. هنوز تصویر وسایل مردم که زیر آوار مانده بود از ذهنم پاک نشده است.
این مغازهدار آبادانی میگوید: در تمام روزهای آواربرداری، هیچکس حال و هوای کار نداشت. مغازهها نیمهتعطیل بودند و همه فقط اخبار عملیات را دنبال میکردند.
خبرنگاری که در تمام روزهای عملیات در محل حضور داشت، روایت میکند: در یکی از شبها ناگهان دستور توقف دستگاههای سنگین صادر شد تا شاید صدایی از زیر آوار شنیده شود. سکوتی عجیب همهجا را فرا گرفت؛ امدادگران، خبرنگاران و خانوادهها بیحرکت ایستاده بودند. لحظاتی بعد صدای گریه مردی که نام برادرش را فریاد میزد، سکوت را شکست و بسیاری از حاضران اشکهای خود را پنهان نمیکردند.
امیر که هنگام حادثه از خیابان امیری عبور میکرد، میگوید: صدایی شبیه انفجار شنیدم و بعد همهجا تار شد؛ مردم گیج و وحشتزده فقط میدویدند، چند دقیقه بعد خودروهای امدادی رسیدند و خیابان پر از نیروهای آتشنشانی و امداد شد.
وی افزود: چیزی که هیچوقت فراموش نمیکنم، تلاش شبانهروزی امدادگران بود. بعضی از آنها از شهرهای دیگر آمده بودند و بدون استراحت کار میکردند. مردم هم هرچه داشتند برای کمک میآوردند؛ از آب سرد تا غذا و ماسک.
امیر ادامه داد: حضور مسئولان در محل حادثه باعث شد روند امدادرسانی با سرعت بیشتری انجام شود. وزیر کشور و مسئولان استانی بارها در محل حاضر شدند و عملیات را از نزدیک پیگیری کردند.
خبرنگاری از روزهای میانی آواربرداری روایت میکند: گرمای هوا نفس نیروهای امدادی را گرفته بود اما عملیات حتی یک لحظه متوقف نمیشد. برخی نیروها تنها چند دقیقه کنار خیابان مینشستند، بطری آبی مینوشیدند و دوباره به دل آوار بازمیگشتند.
ناصر از فروشندگان قدیمی اطراف متروپل است که در گفت وگو با خبرنگار ایرنا میگوید: سالها در این خیابان کار کردهام اما هیچوقت چنین صحنهای ندیده بودم. ساختمان انگار در چند ثانیه خم شد و روی خودش فروریخت. مردم فقط با ناباوری نگاه میکردند.
وی گفت: شبها تا صبح نورافکنها روشن بود و صدای برش آهن قطع نمیشد. امدادگران خسته بودند اما میدان را ترک نمیکردند. بعضی از آنها روی زمین کنار خیابان چند دقیقه استراحت میکردند و دوباره برمیگشتند سر کار.
در روزهای پایانی عملیات، شهید آیتالله رئیسی پس از پایان سفر استانی خود به آذربایجان شرقی، بدون اطلاع قبلی وارد آبادان شد و در خیابان امیری از نزدیک روند آواربرداری را بررسی کرد. حضور سرزده رئیسجمهور شهید در کنار خانوادههای حادثهدیدگان و امدادگران، بازتاب گستردهای در میان مردم داشت.
خبرنگاری روایت میکند: هر بار که پیکری از زیر آوار خارج میشد، سکوت سنگینی بر محل حادثه حاکم میشد. خانوادهها چشم به مسیر خروج امدادگران میدوختند و صدای گریه در میان نورافکنها و صدای ماشینآلات گم میشد. با وجود خستگی شدید، نیروهای امدادی تا آخرین لحظه میدان را ترک نکردند.
لیلا که خانهاش در نزدیکی محل حادثه قرار دارد، میگوید: شب اول حادثه هیچکس در محله نخوابید. صدای آژیر و ماشینآلات تا صبح ادامه داشت و همه نگران بودند که مبادا بخش دیگری از ساختمان فرو بریزد.
وی ادامه داد: هر روز خانوادههایی را میدیدم که پشت نوارهای هشدار ایستاده بودند و فقط به آوار نگاه میکردند. بعضی امید داشتند عزیزشان زنده پیدا شود و بعضی فقط منتظر پایان این کابوس بودند.
لیلا میگوید: وقتی گروههای مردمی و چهرههای شناختهشده ورزشی و اجتماعی از شهرهای مختلف آمدند، مردم احساس کردند در این غم تنها نیستند. آبادان داغدار بود اما همه ایران کنارش ایستاده بود.
در راستای پیشگیری از تکرار حوادثی همچون متروپل، محمدرضا متور سرپرست شهرداری آبادان از شناسایی ۱۰ ساختمان ناایمن در این شهر خبر داد.
به گفته وی، این ساختمانها توسط «کمیته ایمنی و پایش» شناسایی شده و در مرحله تعیین تکلیف قرار دارند؛ در این میان، ساختمان «وزرا» متعلق به هلدینگ عبدالباقی با دستور قضایی پلمب شده و کارشناسان در حال بررسی وضعیت ایمنی سایر پروژههای این هلدینگ هستند.
مدیریت شهری آبادان تاکید کرده است که با تکیه بر ابزارهای قانونی، از فعالیت سازههای فاقد استحکام بنا و نظارت فنی جلوگیری خواهد شد تا امنیت شهروندان تضمین شود.
در تمام ۱۲ روز عملیات، گروههای مردمی از شهرهای مختلف کشور در آبادان حضور داشتند. برخی آب و غذا میان امدادگران توزیع میکردند و برخی دیگر برای اهدای خون صف کشیدند. حضور چهرههای ورزشی، هنری و اجتماعی در کنار مردم آبادان نیز بازتاب گستردهای داشت و پیامهای همدردی از سراسر کشور مخابره میشد.
حادثه متروپل اگرچه با جانباختن ۴۳ نفر و مصدومیت دهها شهروند، یکی از تلخترین حوادث سالهای اخیر کشور را رقم زد، اما در همان حال تصویری کمنظیر از همبستگی ملی را نیز به نمایش گذاشت. از حضور شبانهروزی نیروهای امدادی و خبرنگاران در میدان حادثه گرفته تا همراهی مردم از شهرهای مختلف، حضور مسئولان عالیرتبه کشور، گروههای جهادی، چهرههای ورزشی و داوطلبانی که برای کمک به آبادان آمدند، همگی بخشی از روایتی شدند که متروپل را فراتر از یک حادثه ساختمانی، به نمادی از اتحاد و همدلی ایرانیان در روزهای سخت تبدیل کرد.
اکنون با گذشت چهارسال پس از حادثه، موضوع ایمنی ساختمانها و نظارت بر ساختوسازها به یکی از مهمترین مطالبات مردم این شهر و کشور تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش برنامههایی برای شناسایی ساختمانهای نا ایمن، مقاومسازی و استحکامبخشی سازهها در آبادان در دستور کار قرار گرفته تا دیگر هیچ خانوادهای داغی شبیه متروپل را تجربه نکند؛ مطالبهای که همچنان در ذهن و قلب مردم این شهر زنده مانده است.
برجهای دوقلوی متروپل یک طرح ساختمان سازی از هلدینگ عبدالباقی واقع در خیابان امیری آبادان بود که این برجها براساس نقشه اولیه با ۲ پل شیشهای در طبقات سوم و ششم به یکدیگر متصل میشدند.
برج شماره یک متروپل یک برج تجاری، پزشکی و اداری در ۱۰ طبقه با بیش از ۶ هزار مترمربع زیربنا در خیابان امیری آبادان در بهمن ماه ۱۳۹۸ با حضور اسماعیل زمانی مدیرعامل سازمان منطقه آزاد اروند و علی شریعتی استاندار وقت خوزستان افتتاح شد.
پس از افتتاح برج اول ساخت برج دوم در ۱۱ طبقه بدون احتساب طبقه منفی یک و بام با زیربنای ۴۵ هزار مترمربع با سه بر در خیابان امیری، خیابان سعدی و فرعی ۱۳، به عنوان یک مجموعه تجاری، تفریحی، فرهنگی و پارکینگ طبقاتی سرعت بیشتری به خود گرفت و بخشی از طبقه همکف این ساختمان در خیابان سعدی در سال ۱۴۰۰ به خریداران واگذار و افتتاح شد.
منبع: ایرنا