باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - کشاورزی که با کمبود حقآبه رودخانههایی، چون کرخه و کارون دستوپنجه نرم میکند، در واقع در حال انجام یک «ماجراجویی پرخطر» است. او سرمایه خود را در زمینهایی میکارد که تاریخچه قطعیِ آبیاری در آنها در سالهای اخیر تضمین نشده است.
وقتی محصول با سختیِ زیاد و در شرایطِ بحرانیِ آب تولید میشود و سپس در مرحلهی دریافت مطالبات، با پشتگوش انداختنهای اداری مواجه میگردد، کشاورز دچار «بیاعتمادی به سیستم» میشود. این بیاعتمادی، خطرناکترین پیامد است؛ زیرا کشاورز را از الگوی کشتِ سازمانیافته دور کرده و به سمت کشاورزیهای پراکنده و غیرقابل کنترل سوق میدهد.
اگر مسئله مطالبات کشاورزان خوزستان به عنوان یک اولویت راهبردی دیده نشود، هزینهی آن را نه فقط در دفاتر اقتصادی، بلکه در ساختار اجتماعی منطقه خواهیم پرداخت. کشاورزی که نتواند هزینههای زندگی و تولید خود را تأمین کند، ناگزیر از «مهاجرت اجباری» به شهرهاست. مهاجرتِ گستردهی روستاییان از مناطق کشاورزی خوزستان به حاشیهنشینیِ شهرهایی مثل اهواز، خود یک بحران اجتماعی و امنیتی جدید خواهد ساخت.
علاوه بر این، خوزستان یکی از ستونهای اصلی امنیت غذایی کشور است. بیثبات شدنِ تولید در این منطقه، یعنی تزلزل در زنجیره تأمین مواد غذایی در سطح ملی. بنابراین، پرداخت مطالبات کشاورزان، صرفاً یک حرکتِ خیرخواهانه برای حمایت از یک گروه نیست، بلکه یک «سرمایهگذاریِ استراتژیک» برای حفظ ثبات کشور است.
عدم واریز به موقع ۵۰ درصد مطالبات کشاورزان خوزستانی
خدارحم امیریزاده؛ رئیس انجمن صنفی کشاورزان خوزستان نیز بر ضرورت بازسازی اعتماد میان تولیدکنندگان و دولت تأکید کرد.
وی با بیان اینکه کشاورزان نسبت به عدم واریز بهموقع ۵۰ درصد از مطالبات خود گلایهمند هستند، اظهار داشت: امنیت غذایی کشور در گرو آرامش خاطر کشاورزان است و معیشت این قشر نیازمند نگاهی ویژه است.
فراتر از یک بدهی ساده؛ چرا مطالبات پرداخت نمیشوند؟
بسیاری از سیاستگذاران، مطالبات کشاورزان را صرفاً یک «بدهی اداری» یا «کسری بودجه» میبینند. اما واقعیت این است که کشاورز خوزستانی در یک چرخه باطل گرفتار شده است. او هزینه نهادهها (کود، بذر و سم) را با نرخهای روز پرداخت میکند، اما محصول خود را با قیمتهای تعیینشده و گاهی بسیار پایین، به بازارهای سنتی میفروشد. وقتی از «پرداخت مطالبات» سخن میگوییم، در واقع از بازگشتِ ارزشِ واقعیِ زحمات کشاورزی در برابر تورم صحبت میکنیم. عدم پرداخت بهموقع مطالبات، یعنی فلج شدنِ سرمایه کشاورز؛ یعنی او دیگر توانِ خریدِ بذر برای فصل بعد را ندارد و این، در واقع یعنی «مرگ تدریجیِ چرخه تولید».
اگر کشاورز خوزستان احساس کند که زمینش دیگر برای او «سودآور» نیست، نه تنها آن زمین خشک خواهد شد، بلکه امیدِ تولید در این منطقه نیز به خاک خواهد نشست. پرداخت مطالبات، آغازِ بازسازیِ اعتماد است.