باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - خوزستان از مهمترین زیستبومهای عشایری ایران به شمار میرود؛ سرزمینی که هم بهدلیل تنوع اقلیمی، منابع طبیعی، مراتع فصلی و هم بهسبب جایگاه تاریخی و فرهنگی، همواره محل زیست و کوچ طوایف مختلف عشایری بوده است. زندگی عشایری در خوزستان، همچون دیگر مناطق عشایرنشین کشور، بر پایهی پیوند مستقیم با طبیعت، دامداری، کوچ فصلی و اتکا به دانش بومی شکل گرفته است.
با این حال، در دهههای اخیر، این شیوهی زندگی با مجموعهای از چالشهای پیچیده و درهمتنیده روبهرو شده که استمرار آن را دشوارتر کرده است. مشکلات عشایر خوزستان تنها محدود به یک حوزه نیست، بلکه از آب، علوفه و مرتع گرفته تا آموزش، بهداشت، راه، مسکن، بازار و سیاستگذاریهای اداری را دربرمیگیرد.
بحران آب و خشکسالیهای پیدرپی
یکی از جدیترین مشکلات مناطق عشایری خوزستان، کمبود آب است. خشکسالیهای متوالی، کاهش بارشها، افت سطح آبهای زیرزمینی و کاهش روانآبها، زندگی عشایری را بهشدت تحت فشار قرار داده است. عشایر برای تأمین آب شرب دام و خانوار، ناچارند فاصلههای طولانی طی کنند یا به منابعی تکیه کنند که در بسیاری از فصول سال پایدار نیستند.
در خوزستان، جایی که گرما در بسیاری از ماههای سال طاقتفرساست، نبود دسترسی مطمئن به آب، تنها یک مسئلهی رفاهی نیست، بلکه به یک بحران معیشتی تبدیل شده است. دامداری بدون آب عملاً امکانپذیر نیست و کاهش آب، بهصورت مستقیم باعث کاهش تولید شیر، تلفات دامی، افت وزن دام و افزایش هزینههای نگهداری میشود. در نتیجه، خانوادههای عشایری نهتنها با دشواری روزمره روبهرو هستند، بلکه امنیت اقتصادیشان نیز به خطر میافتد.
هزینه بیش از ۴۰ میلیارد تومان برای توسعه و بهبود زیرساختهای برقرسانی مناطق عشایری خوزستان
جمالپور، مدیرکل سازمان عشایر خوزستان در گفتوگو با خبرنگار ما از اجرای طرح برقرسانی به منطقه عشایری تنگ کرد باغملک خبر داد و گفت: در مجموع بیش از ۴۰ میلیارد تومان برای توسعه و بهبود زیرساختهای برقرسانی به عشایر استان خوزستان هزینه شده است.
وی با اشاره به اهمیت تأمین زیرساختهای اساسی برای جامعه عشایری افزود: اجرای طرحهای عمرانی در مناطق عشایری، بهویژه در حوزه برقرسانی، نقش مهمی در ارتقای سطح رفاه، بهبود شرایط زندگی و تسهیل فعالیتهای روزمره عشایر دارد.
مدیرکل سازمان عشایر خوزستان همچنین تأکید کرد که در مراحل بعدی، حوزه آبرسانی بهعنوان یکی از مهمترین نیازهای عشایر در اولویت برنامههای اجرایی قرار خواهد گرفت.
به گفته جمالپور، هدف از این اقدامات، کاهش محرومیت و فراهمسازی خدمات زیربنایی برای خانوارهای عشایری در نقاط مختلف استان است؛ اقدامی که میتواند زمینهساز توسعه پایدار و ماندگاری بیشتر جمعیت عشایری در مناطق خود باشد.
کمبود خدمات بهداشتی و درمانی
دسترسی به خدمات درمانی در مناطق عشایری خوزستان یکی از مسائل مزمن و مهم است. بسیاری از این مناطق از مراکز درمانی فاصله دارند و در مواقع اضطراری، رسیدن به درمانگاه یا بیمارستان زمانبر و گاهی بسیار دشوار است. نبود جادهی مناسب، نبود آمبولانس در دسترس، و کمبود نیروی انسانی درمانی، وضعیت را پیچیدهتر میکند.
زنان باردار، کودکان خردسال و سالمندان بیشترین آسیب را از این کمبودها میبینند. بسیاری از بیماریها بهدلیل تأخیر در تشخیص و درمان، شدت بیشتری پیدا میکنند. همچنین دسترسی محدود به واکسیناسیون، مراقبتهای پیشگیرانه و آموزش سلامت، آسیبپذیری این جوامع را افزایش میدهد.
ضعف آموزش و محرومیت تحصیلی
آموزش، از دیگر حوزههایی است که عشایر خوزستان در آن با دشواریهای جدی مواجهاند. پراکندگی جمعیت، کوچ فصلی، نبود مدارس کافی، کمبود معلم ثابت و مشکلات رفتوآمد، دسترسی کودکان عشایر به آموزش باکیفیت را محدود میکند.
در بسیاری از موارد، کودکان بهدلیل فاصلهی زیاد تا مدرسه یا نیاز خانواده به نیروی کار، از تحصیل بازمیمانند یا روند تحصیلشان ناپیوسته میشود. این موضوع در بلندمدت باعث کاهش فرصتهای شغلی، محدود شدن آگاهی اجتماعی و تداوم چرخهی محرومیت میشود. اگر آموزش عشایر جدی گرفته نشود، نسل آینده با شکاف عمیقتری میان سنت زندگی و نیازهای دنیای جدید روبهرو خواهد شد.
حاشیهنشینی و مهاجرت اجباری
وقتی مشکلات معیشتی و زیستمحیطی انباشته میشوند، نتیجهی طبیعی آن مهاجرت است. بخشی از عشایر خوزستان، بهویژه نسل جوان، ناچار شدهاند از شیوهی زندگی سنتی فاصله بگیرند و به شهرها یا حاشیهی شهرها مهاجرت کنند.
این مهاجرت همیشه انتخابی آزادانه نیست؛ بسیاری از خانوادهها برای بقا، ناچار به ترک کوچنشینی میشوند. اما زندگی شهری نیز برای آنان ساده نیست. حاشیهنشینی، بیکاری، ناپایداری درآمد، گسست فرهنگی و از دست رفتن هویت جمعی از نتایج این روند است. به این ترتیب، هم ساختار زندگی عشایری تضعیف میشود و هم چالشهای اجتماعی جدیدی در شهرها شکل میگیرد.
مشکلات عشایر خوزستان، مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته است که نمیتوان آن را تنها با یک راهحل ساده برطرف کرد. این مسائل از سطح زیستمحیطی تا اقتصادی، آموزشی، درمانی و فرهنگی امتداد دارند. اگر قرار باشد زندگی عشایری در خوزستان همچنان پویا و پایدار باقی بماند، باید نگاه به آن از سطح امدادی و مقطعی فراتر برود و به سمت سیاستگذاری بلندمدت، توسعهی زیرساختها، حفاظت از مرتع، مدیریت آب، تقویت خدمات عمومی و حمایت واقعی از معیشت عشایر حرکت کند.
عشایر خوزستان بخشی از هویت تاریخی و اقتصادی این سرزمیناند. حفظ آنان، فقط حمایت از یک گروه اجتماعی نیست، بلکه پاسداری از تنوع فرهنگی، امنیت غذایی، دانش بومی و تعادل زیستمحیطی کشور است. بیتوجهی به مشکلات آنان، در واقع بیتوجهی به بخشی از آیندهی خوزستان و ایران است.