باشگاه خبرنگاران جوان - خاندان رشیدیان، بهویژه برادران اسدالله، قدرتالله و سیفالله از تأثیرگذارترین مهرههای سیاسی و اطلاعاتی ایران در دهههای ۲۰ و ۳۰ خورشیدی بودند. فعالیتهای آنها که پیوندی عمیق با سفارت بریتانیا و دربار پهلوی داشت، مسیر تحولات سیاسی کشور، بهویژه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را تغییر داد.
ریشههای خانوادگی و ارتباط با سفارت بریتانیا
پایههای نفوذ این خاندان توسط پدرشان، حبیبالله، در اواخر دوره قاجار گذاشته شد. او مستخدم و درشکهچی ساده سفارت بریتانیا در تهران بود و با انجام مأموریتهای غیررسمی مانند رساندن پیامهای محرمانه خارج از مجاری اداری سفارت، اعتماد دیپلماتهای انگلیسی را جلب کرد. حبیبالله پیش از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، سید ضیاءالدین طباطبایی را به بریتانیاییها معرفی کرد. با بهقدرترسیدن رضاشاه، وی به دلیل سوءظن شاه به ارتباطات خارجیاش و آگاهی از جزئیات صعود رضاخان، بازداشت شد و ۱۱ سال در زندان قصر ماند. او به فرزندانش آموخت ارتباط با قدرت خارجی میتواند زمینهساز صعود یا سقوط کامل فرد شود. پس از شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاشاه، پسران حبیبالله وارد فعالیتهای اقتصادی و سیاسی شدند.
اسدالله رشیدیان؛ سازماندهنده شبکههای شهری و خیابانی
با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، برادران رشیدیان از طریق واسطهگری در خریدهای ارتش بریتانیا، انحصار واردات پارچه انگلیسی (قماش) و فروش آنها در بازار سیاه به ثروت کلانی رسیدند. آنها همچنین سینماهای معروف «رکس» و «همای» را خریدند. در این میان، سیفالله و قدرتالله بر تجارت تمرکز کردند؛ اما اسدالله مسئولیت تبدیل این ثروت به یک شبکه نفوذ سیاسی و اجتماعی را بر عهده گرفت.
اسدالله رشیدیان با استفاده از درآمدهای بازار سیاه، شبکهای گسترده از اقشار مختلف ایجاد کرد. این شبکه شامل افسران ارشد ارتش و شهربانی، نمایندگان مجلس، روزنامهنگاران و اراذلواوباش جنوب شهر تهران (مانند شعبان جعفری، رمضون یخی و...) بود. او با اسکان سید ضیاءالدین طباطبایی در خانهای مجلل در محله فیشرآباد - که هزینههای آن مستقیماً توسط سفارت بریتانیا تأمین میشد - و عضویت در «حزب وطن»، فعالیتهای خود را توسعه داد.
روش اسدالله برای جلب همکاری رجل سیاسی، ترکیبی از ارعاب و پرداخت پول بود. اوباش تحت امر او در خیابانها به مخالفان و اعضای حزب توده حمله میکردند و روز بعد، اسدالله با پرداخت مبالغ نقدی، نمایندگان مجلس یا فعالان سیاسی مردد را با خود همراه میکرد. او همچنین رابط اصلی مأموران اطلاعاتی بریتانیا (مانند رابرت زینر و نورمن داربیشایر) با چهرههای سیاسی ایران از جمله قوامالسلطنه و آیتالله کاشانی بود و گزارش ملاقاتهای خصوصی آنها را به سفارت ارائه میداد. شهربانی تهران در گزارشهای خود، اسدالله را رسماً یکی از عوامل اصلی بریتانیا در ایران معرفی کرد.
نقشآفرینی در کودتا و غائله ۹ اسفند
در دوران ملیشدن صنعت نفت، بریتانیاییها که از ایران اخراج شده بودند، برادران رشیدیان را با پرداخت ماهیانه ۱۰ هزار پوند برای اجرای طرح براندازی به کار گرفتند. دکتر مصدق در ۳۰ مهر ۱۳۳۱ دستور بازداشت حبیبالله، اسدالله و قدرتالله را صادر و تجارتخانه آنها را پلمب کرد، اما شبکه آنها به فعالیت خود ادامه داد.
در غائله ۹ اسفند ۱۳۳۱، هنگامی که شاه قصد خروج از کشور را داشت، شبکه رشیدیان اوباش جنوب شهر، ورزشکاران باشگاه تاج و احزاب راستگرا را جلوی کاخ مرمر همراه کرد تا مانع سفر شاه شوند. این جمعیت سپس به خانه مصدق حمله کرد. هرچند این غائله با دخالت شهربانی مهار شد، بهعنوان تمرینی عملی برای کودتای ۲۸ مرداد مورداستفاده طراحان انگلیسی و آمریکایی قرار گرفت. در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، پس از شکست طرح اولیه کودتا و فرار شاه، اسدالله رشیدیان با هماهنگی تلفنی شبانگاهی، نیروهای خیابانی خود را همراه کرد که به سقوط دولت مصدق در ۲۸ مرداد منجر شد.
دوران پس از کودتا؛ ورشکستگی و مرگ در غربت
پس از کودتا، اسدالله رشیدیان نشان درجهیک رستاخیز را دریافت کرد، بهعنوان نماینده تهران وارد مجلس بیستم شد و مجوز تأسیس بانک اصناف را گرفت. او رابطه بسیار نزدیکی با محمدرضا شاه داشت، بهطوری که شاه ارتباط حساس با ایندیرا گاندی را بهجای وزارت خارجه به او سپرد. برادران او نیز انحصار واردات فیلم از کمپانیهای هالیوودی را به دست آوردند.
بااینحال، نفوذ آنها همیشگی نبود. در دهه ۴۰، علی امینی برادران رشیدیان را موقتاً بازداشت کرد. بزرگترین ضربه به آنها از طرف بانک اصناف وارد شد که به دلیل سوءمدیریت و وامهای رانتی در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. اسدالله برای دریافت وام دولتی تلاش کرد با نشان دادن عکسهای خصوصی خود با مایو کنار شاه به جلیل شرکاء (مدیرعامل وقت بانک ملی) نفوذ خود را ثابت کند؛ اما درخواست او رد شد و بانک با دستور محمد یگانه تعطیل شد.
با مرگ سیفالله و قدرتالله در اوایل دهه ۵۰، اسدالله منزوی شد. در آستانه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، او داراییهای قابل انتقال خود را به پوند و دلار تبدیل کرد و از ایران گریخت. اموال باقیمانده آنها مصادره شد و اسدالله رشیدیان سرانجام در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰ میلادی) در لندن بر اثر سکته قلبی در تنهایی طعم مرگ را چشید.
منبع: فرهیختگان