بعد از آنکه زاهدی، خودش را نخست‌وزیر قانونی ایران معرفی کرد و عملاً پیروزی کودتای ۲۸ مرداد را اعلام کرد، در ایران همه چیز تغییر کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان - به‌جای مارش نظامی سرود ملی آمریکا پخش شد. دقایقی بعد از آنکه تانک زاهدی در ۲۸ مرداد به سمت ساختمان رادیو تهران، حرکت کرد، یکی از مأموران آمریکایی همراه زاهدی، صفحه پخشی را که از کتابخانه سفارت آمریکا برداشته بود روی صفحه گرامافون گذاشت. قرار بود مارش نظامی پخش شود و پس از آن «فضل‌الله‌زاهدی» شروع به صحبت کند؛ اما به جای مارش، سرود ملی آمریکا پخش شد، اشتباهی سهوی که ماهیت کودتای آمریکایی علیه دولت ملی ایران را لو می‌داد.

بعد از آنکه زاهدی، خودش را نخست‌وزیر قانونی ایران معرفی کرد و عملاً پیروزی کودتای ۲۸ مرداد را اعلام کرد، در ایران همه چیز تغییر کرد. ایرانیان که پیش از آن از بریتانیایی‌ها متنفر بودند با قدرت استعماری دیگری به نام ایالات متحده آمریکا مواجه شدند که در گام اول ثروت و در نهایت استقلال ملی ایران را نابود کرد و ایران را تبدیل به کشوری کرد که حتی بازیگری‌های سیاسی آن در منطقه نیز می‌بایست در خدمت منافع آمریکا باشد.

کنسرسیوم، بعد از کودتا

بعد از انقلاب مشروطه، دولت ملی مصدق، کورسویی از امید را به وجود آورد که می‌توان قدرت شاه را محدود کرد و خواست مردم را در حکومت دخیل کرد و پای بیگانه را از کشور برید. کودتای ۲۸ مرداد نیز این روزنه را به طور کامل مسدود کرد. با سقوط دولت مصدق، علاوه برانگلیسی‌ها پای آمریکایی‌ها هم به چپاول نفت ایران باز شد و این غارت تنها به نفت و انرژی محدود نماند. آمریکایی‌ها عملاً ایران را تبدیل به قدرت نیابتی خودشان در منطقه کردند که حضور آنها را در منطقه تثبیت می‌کرد. در گام اول پس از سقوط دولت مصدق، باید تکلیف خرید و فروش نفت مشخص می‌شد. آمریکایی‌ها «هربرت هوور» را انتخاب کردند تا با هیئتی بین‌المللی در خصوص چگونگی خرید و فروش نفت تصمیم‌گیری کنند.

این کنسرسیوم بین‌المللی شامل ۵ شرکت آمریکایی بود؛ «استاندارد نیوجرسی»، «استاندارد کالیفرنیا»، «سوگونی واکیوم»، «گلف» و «شرکت نفت تگزاس»، هرکدام ۸ درصد از سهم فروش نفت ایران را به خود اختصاص دادند که در مجموع به ۴۰ درصد می‌رسید. «شرکت نفت بریتانیا» هم ۴۰ درصد از سهم فروش نفت ایران را برداشت و پس از آن شرکت نفت هلند و فرانسه به ترتیب ۱۴ و ۶ درصد از سهام نفت ایران را برداشتند. این سهم در قرارداد کنسرسیومی که در شهریور ۱۳۳۳ به امضای علی امینی، وزیر دارایی وقت و «هوارد پیچ» معاون رئیس هیئت‌مدیره شرکت نفت استاندارد نیوجرسی رسید، درج شده بود. آمریکایی‌ها عملاً نفت ایران را میان اروپایی‌ها و خود تقسیم کردند و ایران و نفتش عملاً تبدیل به محصول تحت قیمومیت آمریکا و کشور‌های اروپایی تبدیل شد. در ماده ۶ این قرار داد آمده بود که شرکت‌های ملی نفت، کلیه موجودی انبار‌ها، مصالح، کلیه ماشین‌ها و دستگاه‌های متحرک و وسایل و حمل و نقل موتوری را به استنثای اقلام مربوط به بخش داخلی، باید به شرکت‌های عامل تحویل دهند. حتی اقلام و تجهیزات موجود در شرکت نفت نیز می‌بایست در هماهنگی کامل با سهامداران نفت ایران باشد.

پیمان بغداد

احمد آرامش، رئیس وقت سازمان برنامه‌وبودجه در مورد پیمان بغداد می‌گفت: «قراردادی که به‌ظاهر برای جلوگیری از تجاوز و نفوذ کمونیسم، اما در واقعیت به ایران تحمیل شد تا انگلیسی‌ها ازیک‌طرف بتوانند نفت ما را به یغما ببرند و به بهانه یکنواخت کردن وسایل حمل‌ونقل و تجهیزات کشور‌های عضو پیمان بغداد، مصنوعات کشور خود را به قیمت‌های گران به دولت ایران بفروشند.» پیمان بغداد، از جمله قرارداد‌هایی بود که در فاصله کوتاهی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، توسط ایران امضا شد. طرف آمریکایی به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم، مقدمات را برای پیوستن ایران به پیمان بغداد فراهم کرد؛ اما در واقعیت نیز این توافق، گامی برای غارت ثروت ایران بود که محمدرضا شاه با فشار انگلیس و آمریکا ناچار به پیوستن به آن شد.

سازمان امنیت آمریکایی علیه ایرانی‌ها

پس از کودتا، آمریکایی‌ها باید اطمینان حاصل می‌کردند که در ایران گروه‌های مختلف از جمله چپ‌ها فرصت ایجاد دردسر برای رژیم پهلوی را پیدا نمی‌کردند. ۴ سال بعد در سال ۱۳۳۶ سازمان ضدخراب‌کاری ساواک تحت حمایت و آموزش آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تأسیس شد تا الگوی امنیتی غرب در ایران نیز پیاده شود. در واقع حتی دستگاه امنیتی در ایران نیز تحت هدایت و کنترل آمریکایی‌ها پیش می‌رفت و در ظاهر آنان به فضای امنیتی ایران کنترل داشتند. در حوزه خرید تجهیزات نظامی نیز ایران وابستگی شدیدی به آمریکایی‌ها پیدا کرد. نگرانی شاه از تکرار اتفاق دولت مصدق و تحولات منطقه موجب شد که او به شکل افراطی به سمت خرید تجهیزات آمریکایی حرکت کند.

رؤیای ایران آمریکایی

مرور برخی از این تحولات تاریخی اثبات‌کننده این واقعیت بود که ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد دیگر نه‌تنها درکی از مفهوم استقلال نداشت، بلکه استعمار این‌بار درهم‌تنیده‌تر و پیچیده‌تر از پیش بر سر ملت ایران و سرمایه اقتصادی و اجتماعی‌اش سایه افکند. انقلاب ۵۷ تمام این طراحی را برهم ریخت؛ اما آمریکایی‌ها همیشه طمع بازگشت دوباره به امپراتوری پیشینشان در خاورمیانه و مخصوصاً ایران را داشتند. فشار‌های مضاعفی که از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شروع شد و اکنون به محاصره و اعمال فشار اقتصادی رسیده با این هدف صورت گرفت که ایران به عقب بازگردانده شود. ثروت، جامعه و حتی اراده‌اش تحت کنترل آمریکا قرار گیرد تا بتوانند قدرت خود را در منطقه تقویت کنند. ترامپ رؤیای بازگشت ایران به پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را دارد؛ زمانی که سرود ملی آمریکا از رادیو تهران پخش شد؛ اما این بار تجربه‌ای تاریخی از تحقیر چنددهه‌ای توسط آمریکا، پیش‌روی ملت ایران قرار دارد و از این باب جنگ در نقطه تاب‌آوری را تا اینجا پیروز شده است.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار