باشگاه خبرنگاران جوان - «برای مراسم تشییع آقای خامنهای به ایران آمدهام.» اولین جملهای بود که گفت. مردی که از هزاران کیلومتر آنسوتر، در استرالیا زندگی میکند. نه فارسی میداند، نه مسلمان است و نه تا چند هفته پیش حتی ایران را از نزدیک دیده بود.
با این حال، چمدانش را بست و راهی تهران شد برای حضور در آخرین وداع با مردی که میگوید شناخت او، نگاهش را به ایران، فلسطین و حتی مذهب شیعه تغییر داده است.
نامش تروی علمالدین است. مسیحی و اهل استرالیا. اما ریشه خانوادهاش به فلسطین میرسد و روستایی به نام «زیتون».
او از خاطرات مادربزرگش میگوید. از روزی که نیروهای رژیم صهیونیستی به روستایشان حمله کردند، یکی از اعضای خانواده به شهادت رسید و آنان ناچار شدند خانه، زمین و درختان زیتون خود را رها کنند و به استرالیا مهاجرت کنند. اما به گفته تروی، مهاجرت هرگز نتوانست لحظهای یاد فلسطین را از حافظه خانوادهشان پاک کند. «مادربزرگم همیشه میگفت ما فقط از سرزمینمان دور شدیم، امید داریم روزی دوباره به کشورمان برگردیم.» همین علاقه به وطن و داستانهای خانواده باعث شد که به دنبال حقیقت فلسطین برود و به آنچه رسانهها درباره فلسطین میگویند، اکتفا نکند.
تروی تعریف میکند که تا پیش از عملیات طوفان الاقصی چندان درگیر مسئله فلسطین نبود، اما جنگ غزه، نگاه بسیاری از مردم استرالیا را تغییر داد. «بعد از هفتم اکتبر، خیلیها شروع کردند دوباره سؤال پرسیدن. دیگر روایتهای رسانههای بزرگ برای همه قانعکننده نبود و اصلا مردم استرالیا هم پیگیر مسائل فلسطین شدند هر چند که رسانهها و دولت چندان تمایلی نداشت..»
او معتقد است بخش بزرگی از مردم کشورش با سیاستهای دولتشان همنظر نیستند. «حدود ۸۵ درصد مردم استرالیا از اسرائیل متنفرند، اما رسانههای بزرگ و فضای سیاسی، اجازه نمیدهد این صدا آنطور که باید شنیده شود.»
سه سال است که تقریباً در همه راهپیماییهای حمایت از مردم غزه شرکت میکند. از محدودیتها هم میگوید از اینکه حتی حمل بعضی پرچمها در استرالیا ممنوع است و فعالان حامی فلسطین گاهی با فشار و برخورد پلیس روبهرو میشوند.
بعد مکث میکند و میگوید: «هرچه بیشتر درباره فلسطین مطالعه میکردم، بیشتر نام ایران را میدیدم.» همین مسیر، او را به سخنرانیها و مواضع رهبر شهید ایران رساند.
«ابتدا فقط میخواستم بدانم چرا اینهمه درباره آقای خامنهای صحبت میشود، اما هرچه بیشتر خواندم و شنیدم، تصویر دیگری از ایران و رهبرش پیش چشمم شکل گرفت که هیچ شباهتی به آنچه سالها در رسانههای غربی دیده بودم، نداشت.»
حالا همان جستوجو، او را به تهران رسانده است. وقتی از دلیل حضورش در مراسم تشییع رهبر شهید میپرسم، چند لحظه سکوت میکند و بعد آرام میگوید: «کاش میتوانستم در زمان حیاتش او را ببینم. اما حالا دیر رسیدم.»
بعد ادامه میدهد. «اگر کسی عمرش را صرف دفاع از مظلومان کرده باشد، آخرین بدرقهاش فقط متعلق به مردم کشورش نیست. من هم دوست داشتم برای ادای احترام اینجا باشم.»
او مدتی است در ایران است و حتی در عزاداری محرم هم شرکت کرده است. با اینکه مسیحی است، نام امام حسین (ع) را با احترام ویژهای بر زبان میآورد. «شاید بعضیها فکر کنند محبت به امام حسین فقط مخصوص شیعیان است، اما آزادگی، دین و مذهب نمیشناسد. همانطور که حضرت مسیح برای حقیقت ایستاد، امام حسین هم برای حقیقت ایستاد. هر دو به انسان یاد دادند کنار مظلوم باید ایستاد.»
میگوید پیش از این، مسلمانانی که در استرالیا میشناخت بیشتر اهل سنت بودند و شناخت دقیقی از تشیع نداشت.
«برایم سؤال بود که چرا کشوری با اکثریت شیعه، اینگونه از مردم فلسطین که بیشترشان اهل سنت هستند حمایت میکند. همین سؤال مرا وادار کرد درباره شیعه و رهبر ایران مطالعه کنم. هرچه بیشتر خواندم، بیشتر فهمیدم محور این حمایت، مذهب نیست و دفاع از مظلوم است.»
تروی از واکنش مردم ایران هم شگفتزده شده است. میگوید: «تصور نمیکردم این همه آدم، با این حجم از احساس، خودشان را مسئول مردم فلسطین بدانند. این چیزی نبود که در رسانههای غربی دیده باشم.»
در روزهای حضورش در ایران، فقط منتظر مراسم تشییع نمانده است. از موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، موزه مرکزی شهدا و چند مرکز فرهنگی بازدید کرده و ساعتها با مردم عادی حرف زده است. «میخواهم ایران را از زبان مردمش بشناسم، نه از زبان کسانی که هزاران کیلومتر دورتر برایش روایت مینویسند.»
از زمانی که پا به ایران گذاشته، تقریباً هر شب در تجمعات ضد آمریکایی و صهیونیستی ایرانیان شرکت میکند و وقتی پرچم حزبالله را در میدان میچرخاند، احساس میکند به معنای واقعی در مسیر مقاومت ایستاده است. میگوید: «در کشورهای غربی نگرش مردم با سیاستهای حاکمانشان متفاوت است. در کاروان صمود که هدفش ایجاد مسیر انسانی برای ارسال غذا و دارو به غزه بدون هماهنگی با اسرائیل بود، فعالان استرالیایی هم حضور داشتند، اما پس از بازگشت، حتی پلیس استرالیا با آنها برخورد مناسبی نداشت.»
در میان خاطراتش از استرالیا و سختیهای سفر برای رسیدن به ایران، نام شهید حاج قاسم سلیمانی را هم میآورد. میگوید: «سالها تصویر دیگری از او برای ما ساخته بودند. اما وقتی بیشتر مطالعه کردم، فهمیدم چه شخصیت بزرگی بوده است. از اینکه حقیقت را دیر فهمیدم، احساس گناه میکنم.»
حالا تروی پرچمی در دست دارد و خودش را برای حضور در مراسم وداع و تشییع با رهبر شهید آماده میکند. میگوید: «درست است که برای تشییع آمدهام، اما هدفم این است که ایران را بشناسم. حالا که اینجا هستم، میفهمم خیلی چیزها با آنچه سالها درباره این کشور شنیده بودم، فرق دارد.» چند دقیقه بعد، میان جمعیتی گم میشود که از گوشهوکنار ایران برای آخرین وداع آمدهاند.
شاید سفر او از استرالیا، در ۱۲ هزار کیلومتری ایران، آغاز شده باشد، اما آنچه او را به این سفر کشاند، فقط رسیدن به تهران نبود. آمده بود مردمی را از نزدیک بشناسد که به باورش، دفاع از مظلوم را در مرزهای مذهب و جغرافیا محصور نمیکنند.
منبع: فارس