باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم رضایی - امروز دهم محرم؛ امروز خورشید در آسمان شیراز، گویی شرمسار از تابیدن بر پیکرهای بیسر در گودال قتلگاه، رنگ باخته بود. اینجا در شیراز، در میان عطر نارنجهایی که امروز بوی سیب کربلا میدادند، حماسهای از اشک و آه برپا گشت.
همزمان با فرارسیدن عاشورای حسینی، طنین سوزناک “یا حسین (ع) ” چنان در رواقها و صحنهای آستان مقدس حضرت شاهچراغ (ع) پیچید که گویی ستونهای حرم نیز پا به پای زائران در این سوگ عظیم، قامت خم کردهاند.
قیام اشک در شبستان امام خمینی (ره)
از نخستین ساعات صبح، وقتی هنوز سپیده بر شهر سایه نینداخته بود، دستههای عزاداری همچون رودهای خروشان از جایجای شهر به سمت حرم مطهر سرازیر شدند. از ساعت ۹ صبح، شبستان امام خمینی (ره) شاهد صحنههایی بود که قلم از توصیف سنگینی غمش عاجز است.
حجتالاسلام والمسلمین استوار میمندی با قرائت زیارت عاشورا، شعله بر خرمن دلهای سوخته زد. آنگاه که نوای سیدمصطفی موسوینژاد و حاج سعید خائفپناه در فضای شبستان طنینانداز شد و از وداع تلخ زینب (س) و گلوی خشکیده اصغر (ع) خواندند، بغضهای فروخورده ترکید. پیر و جوان، سر بر شانهی یکدیگر، برای امامی گریستند که نماز آخرش را در میان باران تیر و در عطش مطلق به جای آورد.
مردم متدین شیراز امروز تنها نیامده بودند تا عزاداری کنند؛ آنها آمده بودند تا با پیروی از سیره سالار کربلا، بار دیگر بیعت خونین خود را با مکتب سرخ عاشورا امضا کنند.
هیئات مذهبی با پرچمهای سیاه و سبز، با زنجیرهایی که بر شانهها فرود میآمد و سینههایی که در غم “ذبیح بالقفا” کوفته میشد، نشان دادند که پس از گذشت قرنها، هنوز هم فریاد «هیهات منا الذله» در رگهای این سرزمین میجوشد.
تعزیهخوانان در گوشه و کنار صحن، گوشههایی از مظلومیت اهلبیت را بازسازی میکردند و صدای شیون زنانی که به یاد اسارت زینب (س) مویه میکردند، دل سنگ را میگداخت. هر گوشه از این آستان مقدّس، حکایتی از یک داغ داشت؛ یکی به یاد عباس (ع) مشک آبی به دست گرفته بود و دیگری به یاد رقیه (س) پای برهنه بر سنگفرشهای داغ قدم میزد.
اذانی به وقت دلتنگی و نماز ظهر عاشورا
لحظات ملکوت اذان ظهر، اوج این تراژدی باشکوه بود. عزاداران حسینی به تاسی از پیشوای مظلومشان، صفوف نماز را بستند تا ثابت کنند پیام اصلی عاشورا، بندگی در سختترین شرایط است. اما پس از نماز، گویی غمی سنگینتر بر شهر سایه افکند؛ غمی که خبر از عصر غربت و غارت میداد.
در انتظار غروب خونین و شام غریبان
حالا با نزدیک شدن به غروب آفتاب، شیراز خود را برای غمبارترین لحظات سال آماده میکند. پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، مراسم “شام غریبان” در میان شعلههای لرزان شمعها برگزار خواهد شد.
قرار است خادمان حرم مطهر حضرت احمد بن موسی الکاظم (ع) با آیین سنتی “لالهگردانی”، در حالی که لالههای فروزان در دست دارند، بر گرد حرم بچرخند و در سکوتی که تنها با صدای هقهق گریه میشکند، به تسلای خاطر حضرت ولیعصر (عج) بروند.
امشب، شیراز بیدار میماند. امشب در جوار شاهچراغ، کسی را یارای خوابیدن نیست؛ چرا که خیمهها سوختهاند، کودکان در بیابان آوارهاند و سری بر نیزه، همسفر کاروان اسرا گشته است… یا حسین! امروز شیراز نه یک شهر، که پارهای از کربلا بود.