تحولات میدانی در نوار غزه طی ماه‌های پس از جنگ، تصویر روشنی از شکست پروژه صهیونیستی در مهندسی فروپاشی اجتماعی و سیاسی این منطقه ارائه می‌دهد.

باشگاه خبرنگاران جوان - با گذشت بیش از دو سال و نیم از جنگ ویرانگر در نوار غزه و علی‌رغم اعلام آتش‌بس در اکتبر ۲۰۲۵، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی نه‌تنها به هدف اعلامی خود یعنی برچیدن حاکمیت جنبش مقاومت اسلامی حماس نرسیده، بلکه ساختار اداری، امنیتی و خدماتی این جنبش در شرایطی پیچیده‌تر از جنگ نیز به فعالیت خود ادامه داده و تثبیت شده است.

تحولات میدانی در نوار غزه طی ماه‌های پس از جنگ، تصویر روشنی از شکست پروژه صهیونیستی در مهندسی فروپاشی اجتماعی و سیاسی این منطقه ارائه می‌دهد. با وجود بمباران‌های گسترده، تخریب زیرساخت‌ها، سیاست ترور‌ها و اشغال بخش‌های وسیعی از غزه، ساختار حکمرانی مقاومت همچنان پابرجا مانده و توانسته خود را با شرایط جنگی و پساجنگی تطبیق دهد.

براساس داده‌های میدانی، رژیم صهیونیستی در تحقق یکی از اصلی‌ترین اهداف خود یعنی حذف کامل حاکمیت مقاومت در غزه ناکام مانده است؛ امری که اکنون حتی در تحلیل‌های امنیتی و رسانه‌ای داخلی این رژیم نیز مورد پذیرش قرار گرفته و به آن اذعان شده است.

تداوم حکمرانی در دل جنگ؛ الگوی مدیریت بحران مقاومت

در طول جنگ، جنبش مقاومت اسلامی حماس با طراحی یک الگوی مدیریتی انعطاف‌پذیر تحت عنوان «کمیته‌های اضطراری»، توانست حداقل‌های خدمات عمومی را در شرایط بمباران مستمر حفظ کند. این ساختار بعد‌ها پس از آتش‌بس به یک چارچوب شبه‌دولتی برای اداره امور تبدیل شد.

این مدل حکمرانی بر سه محور اصلی استوار بود:

- استمرار خدمات عمومی در سطح حداقلی

- حفظ انسجام نهاد‌های اجرایی

- انطباق ساختار مدیریتی با شرایط جنگی و امنیتی

در واقع، به جای فروپاشی، یک بازآرایی نهادی رخ داد که امکان ادامه کار دولت در شرایط غیرعادی را فراهم ساخت.

ساختار امنیتی؛ بازدارندگی در شرایط اشغال

در حوزه امنیتی، ساختار‌های انتظامی و اطلاعاتی مقاومت شامل پلیس شهری، پلیس قضایی، پلیس راهنمایی و نیرو‌های امنیت داخلی همچنان فعال هستند. نیرو‌های پلیس با پوشش غیرنظامی در سطح مناطق مسکونی مستقر شده و مأموریت‌های خود را در حوزه کنترل جرم، مدیریت ترافیک و تأمین امنیت اجرا می‌کنند. همچنین شبکه‌ای از کمیته‌های مردمی و عشایری شکل گرفته که نقش مکمل در تأمین امنیت اجتماعی، حفاظت از کمک‌های انسانی و مدیریت اردوگاه‌های آوارگان ایفا می‌کنند. این ساختار، یک لایه اجتماعی-امنیتی ایجاد کرده که خلأ ناشی از تخریب گسترده زیرساخت‌ها را تا حد زیادی جبران کرده است.

اقتصاد جنگی و مدیریت منابع محدود

با فروپاشی نظام بانکی در نتیجه جنگ، اداره مالی در غزه به شکل غیرمتمرکز و مبتنی بر شبکه‌های صرافی محلی و سازوکار‌های غیررسمی ادامه یافته است. وزارت دارایی در غزه، با اتکا به نظام مالی جایگزین، پرداخت حقوق کارکنان و بازنشستگان را ادامه داده است. براساس گزارش‌های داخلی، تأمین منابع مالی عمدتاً از طریق اخذ مالیات از فعالیت‌های تجاری غیرضروری و کالا‌های غیراساسی، عوارض خدماتی در نهاد‌های داخلی و مدیریت محدود جریان نقدی در بازار صورت می‌گیرد. این مدل اقتصادی، نمونه‌ای از اقتصاد مقاومت در شرایط محاصره و جنگ تلقی می‌شود.

احیای نظام قضایی در بستر ویرانی

پس از تخریب گسترده ساختمان‌های قضایی، ساختار قضایی مقاومت در قالب مراکز موقت در مناطق مختلف از جمله دیرالبلح و خان‌یونس بازسازی شد. این مراکز ابتدا به رسیدگی به پرونده‌های فوری مانند اختلافات مدنی، سرقت و ثبت احوال محدود بودند، اما به‌تدریج دامنه فعالیت آنها به کلیه حوزه‌های قضایی گسترش یافت. در همین زمینه، گزارش‌های حقوقی نشان می‌دهد که بازگشت نظام قضایی نقش مهمی در کاهش جرایم و بازدارندگی اجتماعی داشته است. بسیاری از پرونده‌های کیفری و خانوادگی که در دوران جنگ بدون رسیدگی باقی مانده بودند، اکنون در مسیر رسیدگی قضایی قرار گرفته‌اند.

به گفته کارشناسان حقوقی، احیای قوه قضاییه توسط مقاومت موجب بازگشت تدریجی ثبات اجتماعی و مهار پدیده‌های جرم سازمان‌یافته در دوره جنگ شده است.

خدمات عمومی؛ استمرار دولت در شرایط غیرعادی

نهاد‌های خدماتی مقاومت در غزه، با وجود تخریب زیرساخت‌ها، همچنان فعال هستند:

- وزارت بهداشت: مدیریت بیمارستان‌های نیمه‌فعال و درمان مجروحان

- شهرداری‌ها: جمع‌آوری آوار، بازگشایی مسیر‌ها و مدیریت آب

- وزارت اقتصاد: کنترل بازار و مقابله با احتکار

- وزارت آموزش و پرورش: ادامه آموزش در مدارس تخریب‌شده و اردوگاه‌ها

- وزارت اوقاف و امور اجتماعی: مدیریت خدمات دینی و اجتماعی

این تداوم عملکرد نشان می‌دهد که ساختار حکمرانی نه‌تنها فرو نپاشیده بلکه خود را با شرایط جنگی بازتعریف کرده است.

اعترافات درون‌صهیونیستی به شکست راهبردی

در سطح تحلیل‌های داخلی رژیم صهیونیستی نیز نشانه‌های آشکار شکست راهبردی مشاهده می‌شود. بر اساس گزارش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در مه ۲۰۲۶، نهاد‌های امنیتی این رژیم اذعان کرده‌اند که حماس همچنان توان اداره نوار غزه را حفظ کرده است. همچنین شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل گزارش داده که حماس همچنان قدرتمندترین بازیگر داخلی در مدیریت امور غزه محسوب می‌شود. علاوه بر این، نظرسنجی‌های منتشرشده توسط مؤسسه مؤسسه سیاست مردم یهود نشان می‌دهد اکثریت جامعه صهیونیستی معتقدند که جنگ نتوانسته ساختار حکمرانی مقاومت را حذف کند.

چرا پروژه حذف مقاومت شکست خورد؟

تحلیل‌گران معتقدند شکست رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف خود در غزه به چند عامل کلیدی بازمی‌گردد:

- ریشه‌دار بودن مقاومت در بافت اجتماعی غزه

- وجود ساختار موازی حکمرانی حتی در شرایط زیرساختی صفر

- انعطاف‌پذیری سازمانی و امنیتی حماس

- ناکارآمدی پروژه‌های جایگزین‌سازی قدرت

در واقع، مقاومت توانسته با تبدیل ساختار خود از یک مدل کلاسیک حکومتی به یک شبکه مدیریتی میدانی، بقای سیاسی خود را تضمین کند.

نتیجه‌گیری

آنچه در غزه امروز مشاهده می‌شود، نه فروپاشی حاکمیت، بلکه بازتولید قدرت در شرایط جنگی است. علی‌رغم حجم گسترده تخریب و فشار نظامی، ساختار مقاومت نه‌تنها از بین نرفته بلکه در قالبی تطبیقی و منعطف به فعالیت خود ادامه می‌دهد. این واقعیت نشان می‌دهد راهبرد نظامی رژیم صهیونیستی برای حذف حاکمیت مقاومت در غزه با شکست کامل مواجه شده و معادلات میدانی به سمت تثبیت یک واقعیت جدید سیاسی-امنیتی در حال حرکت است؛ واقعیتی که محور آن استمرار حضور مقاومت در قلب ساختار اجتماعی و اداری غزه است.

در نهایت، تجربه غزه بار دیگر نشان داد اراده سیاسی مبتنی بر مقاومت، حتی در شدیدترین شرایط محاصره و جنگ، قادر است ساختار حکمرانی خود را بازتولید کرده و در برابر پروژه‌های حذف سیستماتیک ایستادگی کند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار