باشگاه خبرنگاران جوان - خیلی وقتها آدمهای سوءاستفادهگر، از اول با برچسب «آدم بد» وارد زندگی ما نمیشوند. آنها معمولاً اول آدمهای مهربان، دلسوز، نیازمند یا حتی قربانی به نظر میرسند. اما کمکم نشانههایی ظاهر میشود
«بعضیها میگویند: «چرا من همیشه جذب آدمهای اشتباه میشوم؟» من میگویم سؤال مهمتر این است:
«چرا آدمهای اشتباه، بعد از نشاندادن نشانهها، هنوز در زندگی من میمانند؟» نسرین قاسمی، با مدرک تسهیلگری ایتالیا و کارشناس علوم قرآن و حدیث، جواب این سؤال را بهخوبی در این گزارش میدهد.
مرزهایی که شوخی میگیرند!
قاسمی اول هشدار میدهد: «خیلی وقتها آدمهای سوءاستفادهگر، از اول با برچسب «آدم بد» وارد زندگی ما نمیشوند. آنها معمولاً اول آدمهای مهربان، دلسوز، نیازمند یا حتی قربانی به نظر میرسند. اما کمکم نشانههایی ظاهر میشود:
وقتی «نه» میگویید، ناراحت میشوند یا احساس گناه به تو میدهند.
مدام طلبکارند ولی مسئولیت اشتباهاتشان را نمیپذیرند.
از مهربانی شما توقع میسازند.
همیشه مشکلاتشان فوری و اضطراری است، اما مشکلات شما اولویت ندارد.
مرزهایتان را شوخی میگیرند...
شاید آدمهای سالم، نه گفتن شما را دوست نداشته باشند، اما به آن احترام میگذارند.»
چراغ سبز بیمرزی...
نسرین قاسمی ادامه میدهد: «اما مسئله فقط طرف مقابل نیست؛ گاهی ما هم ناخواسته سیگنالهایی میفرستیم. بعضی از ما با رفتارمان به دیگران پیام میدهیم:
«من از ناراحت شدن دیگران بیشتر از ناراحت شدن خودم میترسم.»
«اگر اصرار کنی، کوتاه میآیم.»
«اگر ناراحت شوی، احساس گناه میکنم.»
«آرامش رابطه را به قیمت آرامش خودم حفظ میکنم.»
«نه گفتن برایم سخت است.»
و آدمهای سوءاستفادهگر، آگاهانه یا ناآگاهانه، این سیگنالها را خیلی سریع تشخیص میدهند.
یک راه تشخیص ساده
ببینید بعد از ملاقات با بعضی آدمها چه حسی دارید. اگر مرتب احساس میکنید:
خستهاید، بدهکارید، عذاب وجدان دارید.
باید خودتان را توضیح بدهید، همیشه مقصرید، شاید مسئله فقط مهربانی نباشد؛ شاید مرزهای رابطه مشکل دارند.
جملهای که خیلی دوست دارم این است:
«آدمهای سوءاستفادهگر لزوماً به دنبال آدمهای ضعیف نمیگردند؛ بیشتر دنبال آدمهای خوبِ بدون مرز میگردند.»
و یک نکته مهم دیگر:
بعضیها میگویند: «چرا من همیشه جذب آدمهای اشتباه میشوم؟»
من میگویم سؤال مهمتر این است:
«چرا آدمهای اشتباه، بعد از نشاندادن نشانهها، هنوز در زندگی من میمانند؟». چون مسئله فقط انتخاب اولیه نیست، بلکه ناتوانی در قطع چرخههای ناسالم است. اینجاست که مرزگذاری درست اهمیت پیدا میکند.»
ده بار گفتن فایده ندارد!
خیلیها فکر میکنند مرزگذاری یعنی یکبار چیزی را بگوییم و طرف مقابل فوراً رفتارش را اصلاح کند؛ درحالیکه همیشه اینگونه نیست. گاهی تصور میکنیم، چون چند بار محترمانه خواستهایم، پس طرف مقابل حتماً باید تغییر کند؛ اما مرزگذاری برای کنترل دیگران نیست، بلکه برای مشخصکردن رفتار خود ماست. برای مثال، مادری را تصور کنید که بارها به فرزند نوجوانش گفته است:
«لطفاً قبل از برداشتن وسایل من، اجازه بگیر.». اما فرزندش همچنان بدون اجازه وسایل را برمیدارد. اگر فقط حرف خود را تکرار کنیم، اما هیچ پیامدی وجود نداشته باشد، طرف مقابل یاد میگیرد که حرفهای ما جدی نیست. مرزگذاری یعنی علاوه بر بیان خواسته، پیامد آن را نیز مشخص کنیم.
مثلاً بگوییم:
«اگر بدون اجازه وسایلم را برداری، دیگر آن وسیله را در اختیارت نمیگذارم.»
(مرز بدون پیامد، بیشتر شبیه چراغقرمزی است که هیچ جریمهای ندارد و کسی آن را جدی نمیگیرد.)
چراغ قرمز را روشن کنید!
البته منظور از پیامد، تنبیهکردن یا قهر طولانیمدت نیست؛ پیامد یعنی رفتار من هم باید متناسب با حرفم تغییر کند. مرزگذاری قرار نیست فقط جملهای باشد که بارها تکرار میکنیم؛ مرزگذاری یعنی دیگران بفهمند رفتارهایشان بر کیفیت رابطه و رفتار ما اثر میگذارد. اگر ده بار یک حرف را تکرار کردهایم و هیچچیز تغییر نکرده است، شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای بلندتر گفتن، جور دیگری عمل کنیم.
گول مظلوم نمایی آدمها را نخورید
نکته مهم دیگر این است که بعضی افراد با ناراحت شدن، قهرکردن، مظلومنمایی یا عصبانی شدن، سعی میکنند مرزهای ما را امتحان کنند. برای مثال دوستی که وقتی نمیتوانید هر روز به او سر بزنید، میگوید: «پس من دیگر برای تو ارزشی ندارم.»
اگر هر بار به دلیل احساس گناه کوتاه بیاییم، طرف مقابل میآموزد که با ایجاد ناراحتی و فشار عاطفی، میتواند مرزهای ما را جابهجا کند. یکی از نشانههای افراد سالم این نیست که از «نه» شنیدن خوششان میآید، بلکه این است که به آن احترام میگذارند.
لطفاً خودتان را ارزشمند بدانید. اما اگر کسی بارهاوبارها مرزهای ما را زیر پا میگذارد، حرفمان را بیاهمیت میشمارد و از احساس گناه، تحقیر، تهدید یا قهر استفاده میکند، شاید مسئله این نباشد که ما مرزگذاری بلد نیستیم؛ بلکه شاید باید در میزان صمیمیت، اعتماد یا حتی ادامهٔ آن رابطه تجدیدنظر کنیم. مرزگذاری، آموزشِ نحوهٔ رفتار با ما به دیگران است؛ اما اگر کسی نخواست این موضوع را بیاموزد، گاهی لازم است بهجای تکرارِ مداومِ خود، فاصلهٔ رابطه را تنظیم کنیم.
در نهایت، پذیرش این حقیقت که قرار نیست همه ما را دوست داشته باشند، آغاز آرامش است.
منبع: فارس