باشگاه خبرنگاران جوان- نوع تحولات میدانی نشان میدهد که دشمن فعلاً به حملات محدود و آزمایشی روی آورده است. رژیم صهیونیستی نیز در سایه آتشبس شکننده، تلاش میکند ضربات و حملات خود را ادامه دهد که ترور فرماندهان حزبالله بخشی از این دسیسهچینی محسوب میشود.
تجربه نشان داده است که رژیم صهیونیستی هیچگاه خود را متعهد و متوقف به آتشبس ندانسته و از هر فرصتی برای پیشبرد اهداف خود سوءاستفاده کرده است.
هر زمان که در محور مقاومت تصور پایبندی به آتشبس شکل گرفته، این رژیم با حملات محدود، اما مستمر، اهداف خود را دنبال کرده است. تداوم این روند در بلندمدت موجب شده رژیم صهیونیستی و آمریکا به این تصور برسند که میتوانند بدون دریافت پاسخ مؤثر، اقدامات خود را ادامه دهند؛ تصوری که به تضعیف بازدارندگی و حتی سوق یافتن منطقه به سمت جنگ منجر شده است.
از این رو به نظر میرسد بخشی از رفتارهای رژیم صهیونیستی و آمریکا در راستای تضعیف بازدارندگی و آزمودن طرف مقابل تعریف شده باشد.
در برخی موارد نیز آمریکا همزمان با افزایش فشار بر رژیم صهیونیستی، طرح آتشبس را مطرح کرده تا به نوعی نقش ضربهگیر را در برابر پاسخهای متقابل ایفا کند.
رژیم صهیونیستی در حملات خود به سوریه و آمریکا در اقداماتش علیه مقاومت و ایران، به این تصور رسیده بودند که میتوانند گام به گام پیشروی کنند، بیآنکه پاسخ متناسبی دریافت کنند.
این روند تا جایی ادامه یافت که آمریکا دست به ترور «شهید حاج قاسم سلیمانی» زد. اگرچه ایران با حمله به پایگاه آمریکا در عراق به این اقدام پاسخ داد، اما برخی کارشناسان با استناد به اظهارات ترامپ که همچنان این ترور را از افتخارات خود میداند، معتقدند اگر در مراحل پیشین، پاسخها شدیدتر و بازدارندهتر بود، شاید کار به ترور شهید سلیمانی نمیرسید و بازدارندگی ایران دچار خدشه نمیشد.
کار به جایی رسید که پس از جنگ ۱۲ روزه، آمریکا و رژیم صهیونیستی مدعی تضعیف ایران شدند و به اشتباه تصور کردند که توان ایران کاهش یافته است. از همین رو آمریکا نیز وارد میدان شد.
اگر به اظهارات ترامپ و نتانیاهو در آن مقطع زمانی نگاه کنیم، ادعاهای متعددی درباره نابودی توان موشکی و نظامی ایران مطرح میشد.
این در حالی است که آمریکاییها معمولاً وارد جنگی نمیشوند که احتمال شکست در آن را بالا بدانند.
از یک سو، دولت آمریکا تحت تأثیر تبلیغات صهیونیستی قرار گرفت و از سوی دیگر، برداشت نادرست از سطح بازدارندگی ایران باعث شد چنین تصور غلطی در میان تصمیمگیران آمریکایی شکل بگیرد.
در همین راستا، با ورود ایران به منازعه، یمن نیز با قدرت بیشتری وارد میدان شد و در بابالمندب نقشآفرینی خود را به نمایش گذاشت.
پس از تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه لبنان و پاسخ تهدیدآمیز ایران که به عقبنشینی این رژیم منجر شد، روحیه محور مقاومت نیز تقویت شد.
یمن که پیش از این نیز نشان داده در این حوزه با جسارت عمل میکند، درباره حضور و اقدامات خود در تنگه بابالمندب مواضع صریحی اتخاذ کرد.
این موضوع نشان میدهد که ایران میتواند هم قدرت محور مقاومت را تقویت کند و هم سطح بازدارندگی جمعی این محور را افزایش دهد.
این یکپارچگی زمانی میتواند عمیقتر و مؤثرتر شود که حضور میدانی ایران با قدرت و صلابت همراه باشد. تجربه نیز نشان داده است که دشمن با سنجش واکنش محور مقاومت، بهویژه ایران، درباره گامهای بعدی خود تصمیمگیری میکند. از سوی دیگر، پاسخ و حضور میدانی ایران در بسیاری از موارد موجب عقبنشینی دشمن شده است؛ بنابراین پاسخ مناسب در زمان مناسب، نه تنها میتواند مانع حملات بعدی شود و بازدارندگی ایجاد کند، بلکه در واقع این حملات محدود نوعی آزمون برای سنجش اراده و توان بازدارندگی ایران و محور مقاومت به شمار میرود.
دشمن تا زمانی پیشروی میکند که هزینهای احساس نکند، اما هرگاه با قدرت و اراده جدی مواجه شود، ناچار به عقبنشینی خواهد شد.
قطعاً موضوع حمله به لبنان با هماهنگی، برنامهریزی و چراغ سبز واشنگتن به تلآویو همراه بوده است و با حضور ترامپ این مسئله بیش از گذشته رنگوبوی تقسیم کار سیاسی به خود گرفته است.
در چنین شرایطی، ایران برای تثبیت بازدارندگی خود بیش از آنکه به تهدیدات لفظی تکیه کند، نیازمند نمایش عملی توان پاسخگویی است تا این بازدارندگی به شکلی واقعی و ملموس در محاسبات دشمن جای گیرد.
آنچه امروز در صحنه منطقه مشاهده میشود صرفاً مجموعهای از حملات محدود یا اقدامات پراکنده نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد فرسایشی برای سنجش اراده و میزان واکنش جبهه مقابل است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده هرجا دشمن با پاسخ قاطع، بهموقع و متناسب مواجه شده، ناچار به عقبنشینی و تجدید محاسبات خود شده است.
از این رو، حفظ و تقویت بازدارندگی نه با اتکا به تهدیدات لفظی، بلکه با نمایش عملی توان پاسخگویی و اراده اقدام محقق میشود.
در چنین شرایطی، هرگونه برداشت از ضعف یا تردید میتواند طرف مقابل را به برداشتن گامهای خطرناکتر ترغیب کند؛ اما بازدارندگی مؤثر، دشمن را از ادامه مسیر بازمیدارد و هزینه ماجراجویی را برای او به شکل محسوسی افزایش میدهد؛ بنابراین معادله امنیت منطقه بیش از هر زمان دیگری به نحوه حفظ این بازدارندگی و جلوگیری از تبدیل حملات محدود به بحرانهای گستردهتر گره خورده است.
منبع: فارس