باشگاه خبرنگاران جوان - واقعه غدیر خم تنها یک رویداد تاریخی در دل بیابان های حجاز نیست، بلکه نقطه عطفی در تاریخ اندیشه اسلامی است که از همان لحظات نخست با ابزار هنر و کلام منظوم پیوندی ناگسستنی برقرار کرد. در واقع، نخستین گزارشگر غدیر نه یک مورخ، بلکه یک شاعر بود. حسان بن ثابت که در میان جمعیت حضور داشت، با اجازه پیامبر اسلام(ص) بر فراز منبری از جهاز شتران رفت و آنچه را که با چشم دیده بود به زیور شعر آراست. این آغاز راهی بود که در آن، شعر به خدمت ولایت درآمد تا حقیقتی را که ممکن بود در پیچ و خم زمان به فراموشی سپرده شود، در کالبد کلمات موزون حفظ کند. ادبیات آیینی در طول قرون متمادی، جدی ترین رسانه برای تبیین مفهوم غدیر بوده است. زمانی که مکاتب کلامی و تاریخی تحت فشارهای سیاسی محدود می شدند، این شعر بود که در قالب قصیده، غزل و مثنوی، پیام ولایت را از شهری به شهر دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل می کرد.
حسان بن ثابت در همان روز غدیر سرود که پیامبر آن ها را در روز غدیر ندا داد، در حالی که در خم، پیام آور الهی به گوش همه می رسید. او در ادامه شعر خود به این نکته اشاره می کند که پیامبر به علی فرمود برخیز که من تو را برای امامت و هدایت پس از خود برگزیدم. این اشعار که با عبارت ینادیهم یوم الغدیر نبیهم آغاز می شود، نخستین سند ادبی غدیر است که نشان می دهد چگونه هنر می تواند در لحظه وقوع یک حادثه، آن را تثبیت کند. پس از حسان، شاعران دیگری در دوران ائمه اطهار(ع) این مسیر را ادامه دادند. کمیت اسدی و دعبل خزاعی از جمله کسانی بودند که با زبان شعر، حقانیت واقعه غدیر را فریاد زدند. برای این شاعران، غدیر نه فقط یک خاطره، بلکه یک موضع گیری سیاسی و اعتقادی در برابر بیداد بود. آن ها می دانستند که شعر به دلیل ویژگی های خاص خود، از جمله ایجاز و موسیقی، به سرعت در میان توده های مردم نفوذ می کند و به راحتی به حافظه ها سپرده می شود.
با ورود اسلام به ایران و گسترش زبان فارسی، غدیر جان تازه ای در کالبد ادبیات پارسی گرفت. شاعران ایرانی که شیفته عدالت و منش امام علی(ع) بودند، غدیر را به عنوان بن مایه اصلی اشعار آیینی خود برگزیدند. کسایی مروزی، از نخستین شاعران بزرگ فارسی سرا، در اشعار خود به وضوح از ولایت علی(ع) سخن می گوید. او در یکی از سروده های خود بر این نکته تاکید می کند که مدحت گوی علی و اهل بیت اوست و راه نجات را در پیروی از آنان می بیند. پس از او، فردوسی بزرگ در شاهنامه، اگرچه به طور مستقیم به واقعه غدیر نمی پردازد، اما در ابیاتی مشهور، پیوند خود را با شهر علم پیامبر و درِ آن یعنی علی(ع) چنین بیان می کند که من شهر علمم، علی ام در است، درست این سخن قول پیغمبر است. این بیت در واقع ترجمان منظوم حدیث نبوی است که ریشه در واقعه غدیر و معرفی علی(ع) به عنوان جانشین علمی و معنوی پیامبر دارد. فردوسی با این سروده، موضع اعتقادی خود را در روزگاری که سخت گیری های مذهبی فراوان بود، به زیباترین شکل ممکن ابراز کرد.
ناصرخسرو قبادیانی نیز از دیگر شاعرانی است که غدیر را محور اندیشه های کلامی و استدلالی خود قرار داد. او که شاعری اندیشه محور و مبلّغ بود، در قصاید خود غدیر را به عنوان عهدی الهی معرفی می کند که نباید شکسته شود. ناصرخسرو به صراحت از روز غدیر و نصب امام سخن می گوید و معتقد است که هدایت امت بدون پذیرش ولایت علی(ع) ممکن نیست. او در ابیاتی می گوید که ای آن که در روز غدیر خم دست علی را گرفتی و او را بر خلق امیر کردی، امروز نیز ولایت او تنها راه نجات است. ادبیات ناصرخسرو نشان می دهد که غدیر چگونه از سطح یک ستایش ساده فراتر رفته و به یک برهان منطقی در شعر تبدیل شده است. در قرون بعدی، شاعران سبک عراقی نیز این مسیر را با ظرافت های ادبی بیشتری ادامه دادند. عطار نیشابوری و سنایی غزنوی در میان ابیات عرفانی خود، بارها به مقام والای علی(ع) و برتری او اشاره کرده اند که ریشه در همان پیام غدیر دارد.
در دوره صفویه، شعر غدیریه به یک قالب رسمی و پررونق تبدیل شد. در این دوران، شاعران با آزادی بیشتری به بیان فضایل امیرالمؤمنین(ع) پرداختند و غدیریه سرایی به یکی از سنت های ثابت ادبی تبدیل شد. قاآنی شیرازی در دوره های بعد، با به کارگیری صور خیال و تشبیهات بدیع، واقعه غدیر را در قصایدی بلند روایت کرد. اما شاید یکی از تاثیرگذارترین و ماندگارترین سروده های معاصر درباره امام علی(ع) که روح غدیر در آن جاری است، شعر شهریار باشد. او با سرودن علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را، توانست پیوندی عاطفی و عمیق میان توده مردم و مفهوم ولایت برقرار کند. اگرچه این شعر به طور مستقیم تمام جزئیات واقعه غدیر را بازگو نمی کند، اما برآمده از همان نگاهی است که علی(ع) را برگزیده خدا و مظهر صفات الهی می داند؛ نگاهی که سنگ بنای آن در غدیر نهاده شد.
ادبیات آیینی در واقع غدیر را از یک بحث صرفا کلامی و کتابخانه ای خارج کرده و به میان مردم آورده است. وقتی شاعر می گوید که فلک در غبطه آن روز است که پیامبر دست علی را بلند کرد، در واقع دارد یک مفهوم انتزاعی را به یک تصویر حسی تبدیل می کند. این تصویرسازی ها باعث می شود که واقعه در ذهن مخاطب بازسازی شود. در اشعار معاصر، غدیر علاوه بر جنبه های تاریخی، جنبه های اجتماعی و عدالت خواهانه نیز پیدا کرده است. شاعران امروز، غدیر را نماد حاکمیت عدالت و نفی تبعیض می دانند. آن ها با بازخوانی این واقعه، به دنبال تطبیق مفاهیم غدیر با نیازهای بشری در جهان امروز هستند. از این منظر، غدیر دیگر فقط مربوط به سال دهم هجری نیست، بلکه پیامی مستمر برای هر عصری است که به دنبال حقیقت می گردد.
یکی دیگر از مصادیق برجسته در ادبیات آیینی، پرداختن به تنهایی علی(ع) پس از غدیر است. بسیاری از شاعران با نگاهی مرثیه گونه به این واقعه نگریسته اند که چگونه عهد غدیر در فاصله ای کوتاه نادیده گرفته شد. این بخش از ادبیات آیینی، جنبه بیدارگرانه دارد و مخاطب را به تامل وا می دارد که چرا و چگونه یک جامعه ممکن است از میثاق بزرگ خود فاصله بگیرد. در واقع شعر غدیر، همزمان هم جشن و سرور است و هم تذکر و تنبه. شاعرانی نظیر امیری فیروزکوهی و الهی قمشه ای در اشعار خود به این ابعاد معرفتی غدیر پرداخته اند. آن ها غدیر را تجلی اکمال دین و اتمام نعمت می دانند و معتقدند که بدون غدیر، بنای اسلام ناتمام می ماند. این نگاه برخاسته از متن قرآن کریم است که شعر با زبان خود آن را شرح و بسط داده است.
در دهه های اخیر، کنگره های شعر غدیر و نشست های ادبی با محوریت ولایت، باعث شده است که نسل جدیدی از شاعران آیینی وارد این عرصه شوند. این شاعران با استفاده از قالب های نو و زبان امروز، مفاهیم غدیر را بازسرایی می کنند. در اشعار آنان، غدیر پیوند دهنده دل ها و محور وحدت امت اسلامی پیرامون شخصیت ممتاز علی بن ابیطالب(ع) است. آن ها بر این باورند که زبان شعر به دلیل نفوذ در لایه های عمیق احساسات بشری، بهترین ابزار برای انتقال پیام محبت و عدالت علوی است. در بسیاری از این سروده ها، به جزئیات واقعه نظیر گرمای هوا، جهاز شتران، بیعت مردم و شادباش عمر بن خطاب به امام علی(ع) اشاره شده است تا جنبه استنادی شعر نیز حفظ شود.
ادبیات آیینی همچنین به غدیر از زاویه ولایت تکوینی و مقام معنوی امام نیز می نگرد. در این نگاه، غدیر تنها نصب یک حاکم نیست، بلکه معرفی انسانی کامل است که واسطه فیض الهی میان آسمان و زمین است. شاعرانی که مشرب عرفانی داشته اند، غدیر را روز پیوند ظاهر و باطن دین توصیف کرده اند. آنان معتقدند که در غدیر، حقیقت محمدی در کالبد علوی تجلی یافت. این مفاهیم بلند که درک آن ها در قالب های رسمی دشوار است، در زبان استعاره و کنایه شعر، برای مخاطب قابل فهم تر می شود. به همین دلیل است که می بینیم حتی در میان مردم عامی که شاید تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی نداشته باشند، مفاهیم غدیر از طریق نوحه ها، سرودها و شعرهای عامیانه کاملا درونی شده است.
بنابراین می توان گفت که ادبیات آیینی، نگهبان صادق تاریخ غدیر بوده است. اگر شعر نبود، شاید بسیاری از ظرافت های این واقعه در لای کتاب های قطور تاریخی مدفون می ماند. اما شاعر با انتخاب واژگان پر تپش و با استفاده از عنصر خیال، غدیر را به یک تابلوی همیشه زنده تبدیل کرده است. هر بار که شعری در مدح علی(ع) و روایت غدیر خوانده می شود، آن واقعه دوباره متولد می شود. این قدرت جادویی کلام است که می تواند زمان را در نوردد و مخاطب قرن پانزدهم هجری را در کنار برکه غدیر بنشاند تا ندای من کنت مولاه فهذا علی مولاه را با تمام وجود بشنود. ادبیات آیینی با پیوند زدن غدیر به عاطفه و هنر، تضمین کرد که این پیام تا ابد در حافظه تاریخ باقی بماند و هیچ غباری از فراموشی بر آن ننشیند.
در پایان باید به این نکته توجه داشت که غدیر در ادبیات آیینی تنها به زبان فارسی و عربی محدود نمی شود. در فرهنگ های مختلف، از اردو و ترکی حتی در برخی زبانهای غیر اسلامی نیز نمونههایی دیده میشود، شاعرانی که با شخصیت علی(ع) آشنا شده اند، قطعاتی سروده اند که نشان دهنده جهانی بودن پیام غدیر است. اما در این میان، ادبیات فارسی به دلیل پیوند دیرینه با فرهنگ تشیع، غنی ترین گنجینه غدیریه ها را در اختیار دارد. این گنجینه، سرمایه ای بزرگ برای تبیین تمدن اسلامی و هویت شیعی است که باید بیش از پیش مورد واکاوی و بهره برداری قرار گیرد. غدیر در آینه شعر، تصویری روشن از اسلام ناب و انسانیت کمال یافته است که همواره می تواند الهام بخش تشنگان حقیقت و عدالت در سراسر جهان باشد.
منبع: خبر آنلاین