سینما برای شما موضوعی مهم بود. شما هنر را جدی گرفته بودید. شاید برای همین بود که در میان همه مشغله‌ها، برای سینما وقت می‌گذاشتید.

 
باشگاه خبرنگاران جوان - سال‌ها بود که چهره‌های سینما و تلویزیون مثل بسیاری دیگر از اقشار جامعه، می‌آمدند دیدارتان، می‌نشستند و از هنر و سینما می‌گفتند و شما با حوصله گوش می‌دادید. این عکس یکی از همان روزهاست؛ یکی از همان دیدارها... دیداری صمیمی و بدور از تکلف. همه دور تا دور حسینیه نشسته بودند؛ از مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی‌کیا، شهریار بحرانی و مهدی فخیم‌زاده تا فریدون جیرانی، کیانوش عیاری، تهمینه میلانی و محمد نوری‌زاد! کارگردانان کشور در طیف‌ و با عقیده و مسلک‌های مختلف. و شما نیز نه از جایگاهی بالاتر، که مثل یک میزبان عادی، آن وسط روی صندلی‌تان نشسته بودید و با اهالی هنر و سینما صحبت می‌کردید.
 

هنر برای شما جدی بود

حرف‌ها فقط درباره فیلم و فیلم‌سازی نبود. از ضرورت شکل‌گیری یک سینمای ملی و رسیدن به ساختاری بومی گفتند؛ از توجه بیشتر به ارزش‌های فرهنگی و معنوی در سینما، از موضوع خانواده و از اینکه سینمای معناگرا نباید در چند مفهوم محدود خلاصه شود. از امکان پرداختن به مسائل جدی جامعه گفتند و اینکه سینمای ایران باید بتواند حرف خودش را بزند، نه اینکه در ساختار و محتوا چشم به الگوهای بیرونی داشته باشد.
 
شما شنونده این حرف‌ها بودید؛ مثل همیشه با حوصله و صبورانه و بعد از شنیدن‌ها، پدرانه صحبت کردید. از اعتلای سینمای کشور گفتید و اینکه سینما برای کشور یک نیاز و ضرورت است. هنری که آن را «برتر»، «پیچیده، پیشرفته و متعالی» می‌دانستید و به همین دلیل، مسئولیت سینماگران را هم سنگین می‌دیدید. از این گفتید که سینما می‌تواند روح امید، شوق پیشرفت، انگیزه کار و تلاش، اعتمادبه‌نفس و اعتقاد به ارزش‌های اسلامی و ملی را در جامعه زنده کند.رابطه شما با سینما، به همین دیدارها و حرف‌ها ختم نمی‌شد. فیلم می‌دیدید، سریال دنبال می‌کردید و درباره آنچه دیده بودید، صحبت می‌کردید؛ آن‌قدر دقیق که آقای حدادعادل از تماشای «کودک و فرشته» در کنار شما نقل کرده بود که متوجه شده بودید بعضی صحنه‌های فیلم، از کتاب «دا» الهام گرفته است. «به کبودی یاس» را دیده بودید، درباره «درباره الی» تحلیل داشتید و با عوامل «شیار ۱۴۳»، «ماجرای نیمروز» و «یوسف پیامبر» دیدار کرده بودید.
 
سینما برای شما موضوعی برای تعارف و احوالپرسی با اهالی هنر نبود. شما هنر را جدی گرفته بودید. شاید برای همین بود که در میان همه مشغله‌های یک فقیه و رهبر، برای سینما وقت می‌گذاشتید و درباره‌اش با دقت صحبت می‌کردید. چون سینما را فقط یک سرگرمی نمی‌دیدید؛ آن را زبانی می‌دانستید که می‌تواند چیزهایی را بگوید که با هیچ زبان دیگری نمی‌شود گفت.

هنر، یک امر حاشیه‌ای نیست

شما سینما را «هنر برتر» می‌دانستید؛ یک «روایتگر کاملاً مسلط»، هنری «پیچیده و پیشرفته و متعالی». اما اهمیت سینما فقط به تکنیک و جذابیتش برنمی‌گردد؛ مسئله اصلی، قدرتی است که هنر برای رساندن یک معنا دارد؛ قدرتی که گاهی از زبان معمولی ساخته نیست. گفته بودید ارزش‌های معنوی را برای کسیکه در این راه نیست «جز با زبان هنر با هیچ بیانی نمی‌شود بیان کرد.» برای همین بود که میان هنرهای مختلف، برای هنر نمایش جایگاه ویژه‌ای قائل می‌شدید و این نگاه شما، این هنر را از یک سرگرمی صرف به زبانی برای گفتن و ماندگار کردن حقیقت و ارزش‌های معنوی بالا می‌برد.همین نگاه معتقد بود سینمای دینی، فقط ساختن فیلمی درباره نماز و روزه نیست؛ سینمای دینی، ساختن انسان است. «چیزی که اخلاق جوان‌ها، رفتارهای اجتماعی، انضباط اجتماعی، جدیت در کار، ایمان قوی و احساس مسئولیت را در نسل‌های جوان زنده ‌کند» و آدمی مسئول‌تر، نجیب‌تر و امیدوارتر تحویل جامعه بدهد؛سینمایی که ارزش‌های انسانی و دینی را در جانِ مخاطب بنشاند.
 

کلید دست شماست

برای سینماگران، از نسلی گفتید که برای حرکت کردن به امید، شوق، کار، اعتمادبه‌نفس و استقلال نیاز دارد. گفتید سینما می‌تواند در نسل جوان، صبر و امید و انگیزه و سلامت و نجابت ایجاد کند؛ همان‌طور که می‌تواند نومیدی و رکود را هم به جامعه القا کند. مسئولیت سینماگر را همین‌جا می‌دیدید؛ اینکه فیلم فقط چند ساعت روی پرده نباشد و بعد تمام شود، بلکه چیزی از آن با مخاطب بماند و بر نگاه و زندگی او اثر بگذارد. برای همین بود که گفتید: «امروز کلید پیشرفت این کشور، به میزان زیادی دست شماست.»
 
این جمله فقط تعریف از نقش سینما و سینماگر نبود؛ اعتمادی بود که شما به قدرت هنر داشتید. برای دوربین،فیلم، قصه و برای هنرمندی که پشت آن ایستاده نیز نقش قائل بودید؛ چون می‌دانستید جامعه پیش از آنکه با ابزارها ساخته شود، با انسان‌ها ساخته می‌شود و هنر می‌تواند بر ساختن آن انسان اثر بگذارد.
 
به تصویر نگاه می‌کنم؛ همه‌چیز سر جای خودش است؛ سینماگران دور هم نشسته‌اند و شما میانشان. در یک دیدار صمیمی. سال‌ها از آن دیدار گذشته؛ شما و برخی از آدم‌های این تصویر دیگر در میان ما نیستید و حتی حسینیه هم دیگر نیست... فیلم‌ها یکی‌یکی ساخته شده‌اند، آمده‌اند و رفته‌اند؛ اما آن نگاه به هنر همچنان مانده است؛ نگاهی که سینما را جدی می‌دید، چون «انسان» را جدی می‌دید.
 
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha