اینکه سینماگر بتواند درباره جایی که در آن زندگی می‌کند حرف بزند، حتی اگر نگاهش با دیگری متفاوت باشد، اتفاق مهمی است.

باشگاه خبرنگاران جوان - اینکه سینمای ایران در شرایط امروز چقدر می‌تواند به اتفاقات جامعه واکنش نشان دهد، به نظرم جواب قطعی و از پیش تعیین‌شده‌ای ندارد. نمی‌توان برایش یک نسخه یا فرمول پیچید که اگر فلان نهاد یا فلان شخص فلان کار را انجام بدهد، حتماً سینماگر هم به سراغ اتفاقات کشورش می‌رود. اما چیزی که خودم به آن باور دارم این است که ساختن فیلم برای وطن، در درجه اول یک موهبت است؛ موهبتی که شاید نصیب سینماگری شود که ایران برایش فقط یک موضوع برای فیلم ساختن نیست و قرار نیست همه‌چیز را با فروش گیشه یا جایزه‌ای که ممکن است از یک جشنواره جهانی بگیرد، اندازه بگیرد. اینکه یک سینماگر نسبت به اتفاقات اطرافش بی‌تفاوت نباشد و چیزی را که در جامعه می‌بیند وارد فیلمش کند، خودش یک جور هنر است. طبیعتاً این واکنش همیشه هم بی‌هزینه نیست و می‌تواند موافق و مخالف داشته باشد، اما شاید بخشی از هنرمند بودن همین باشد که از این واکنش‌ها نترسد. اینکه سینماگر بتواند درباره جایی که در آن زندگی می‌کند حرف بزند، حتی اگر نگاهش با دیگری متفاوت باشد، اتفاق مهمی است.

البته برای شکل گرفتن چنین سینمایی، فقط از خود سینماگر نمی‌شود انتظار داشت. شاید بتوان از نهاد‌های قانون‌گذار و نظارتی هم انتظار داشت کمی بیشتر به تفاوت نگاه‌ها فرصت بدهند. نه به این معنا که قانون کنار گذاشته شود؛ طبیعتاً هر جامعه‌ای چهارچوب‌ها و خطوط قرمز خودش را دارد و سینما هم نمی‌تواند از آنها جدا باشد. اما در همین چهارچوب‌ها می‌شود فضای بیشتری برای دیده شدن نگاه‌های مختلف ایجاد کرد؛ فیلم‌هایی ساخته شوند که لزوماً همه یک حرف را نزنند و حتی به هم پاسخ بدهند. فکر می‌کنم گفت‌وگوی واقعی میان فیلم‌ها، خیلی وقت‌ها می‌تواند از یک صدای واحد برای سینما مفیدتر باشد.

اگر قرار باشد نمونه‌ای از اتفاقات مهمی را که سینمای ایران نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت بماند نام ببریم، جنگ یکی از جدی‌ترین آنهاست. ایران کشوری است که دامنه اتفاقاتش وسیع و زیاد است؛ از زیبایی‌ها و لحظه‌های خوش گرفته تا اتفاقات تلخ و غم‌انگیزی که در همین سرزمین رخ می‌دهد. همین گستردگی اتفاقات، ایران را به کشوری خاص و متفاوت تبدیل کرده و شاید خاص‌ترین اتفاق چند دهه اخیر هم جنگ بوده باشد؛ اتفاقی که تا همین دو سال پیش خیلی دور از ذهن به نظر می‌رسید، اما ما در یک سال و نیم اخیر دو بار آن را تجربه کرده‌ایم.

هنرِ کار کردن و ساختن یک اثر ماندگار در سینمای ایران، دقیقاً همین‌جاست؛ اینکه نه چشممان را روی زیبایی‌های این کشور ببندیم و نه برای تلخی‌هایش ذره‌بین برداریم. کار سختی است، اما اصلاً نشدنی نیست. اتفاقات یک سال و نیم اخیر، به‌خصوص جنگ، دست‌کم یک چیز را با خودش آورده و آن هم سوژه‌های زیادی است که در اختیار اهالی این حرفه قرار گرفته. آدم‌هایی که هرکدام داستانی دارند و بعضی از این داستان‌ها، اگر درست روایت شوند، می‌توانند تبدیل به فیلم‌هایی شوند که سال‌ها بعد هم حرفی برای گفتن داشته باشند. البته ساختن چنین آثاری ساده نیست. تا امروز سینمای ایران نشان داده که تولیدات بزرگ، مخصوصاً وقتی پای بازیگران شناخته‌شده وسط باشد، بیشتر مورد استقبال قرار می‌گیرند. اما همین تجربه جنگ یک نکته دیگر را هم نشان داد؛ اینکه اگر فیلمساز بخواهد و قصه درستی داشته باشد، لزوماً برای ساختن یک اثر قابل‌قبول و ماندگار همیشه به زمان و امکانات عجیب‌وغریب نیاز ندارد. شاید یکی از تفاوت‌های سینمای امروز با گذشته همین باشد که از دل همین اتفاقات، با امکانات موجود، سراغ قصه‌هایی برویم که واقعاً حرفی برای گفتن دارند؛ نه اینکه صرفاً بخواهیم یک اتفاق مهم را به فیلم تبدیل کنیم.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha