باشگاه خبرنگاران جوان - ماجرای کشتی نوح (ع) فقط روایت نجات مؤمنان از طوفانی سهمگین نیست، قرآن این حادثه را «تذکره» و درسی برای آیندگان معرفی میکند، هشداری که پس از قرنها، هنوز انسان امروز را به شنیدن، اندیشیدن و عبرت گرفتن دعوت میکند.
آیات ۹ تا ۳۴ سوره حاقه، صحنهای پیوسته از تاریخ اقوام سرکش، حادثه قیامت و سرانجام دو گروه از انسانها را ترسیم میکند، گویی قرآن از گذشته آغاز میکند تا انسان امروز را به آیندهای ببرد که در آن هیچ حقیقتی پنهان نمیماند.
در نگاه علامه طباطبایی در المیزان، این آیات تنها بیان یک حادثه هولناک نیست، بلکه تأکیدی بر رابطه میان ایمان، عمل و نتیجه نهایی زندگی انسان است، انسان در قیامت با حقیقت اعمال خود روبهرو میشود و آنچه در دنیا پنهان میکرد، آشکار خواهد شد.
سرنوشت کسانی که در برابر پیام خدا ایستادند
آیات با اشاره به فرعون، اقوام پیشین و «المؤتفکات» آغاز میشود، «وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِکَاتُ بِالْخَاطِئَةِ». این اقوام گرفتار «خاطئه» شدند، یعنی راه خطا و گناه را در پیش گرفتند و سپس، به تعبیر آیه، «فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ» از فرستاده پروردگارشان سرپیچی کردند. نتیجه نیز «فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِیَةً» بود، مجازاتی سنگین و فراگیر.
ذکر این نمونههای تاریخی برای سرگرمی یا صرفاً نقل تاریخ نیست، قرآن میخواهد نشان دهد تکذیب حق و سرپیچی از پیام الهی، سرانجامی واقعی دارد و تاریخ اقوام گذشته میتواند برای انسانهای پس از آنان «تذکره» باشد.
یک کشتی، یادگاری برای همه نسلها
پس از یادکرد مجازات اقوام گذشته، قرآن به ماجرای طوفان نوح (ع) میرسد «إِنَّا لَمَّا طَغَا الْمَاءُ حَمَلْنَاکُمْ فِی الْجَارِیَةِ». هنگامی که آب طغیان کرد، خداوند انسانها را در کشتی نجات داد و سپس میفرماید که «لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ»، تا این حادثه برای شما مایه تذکر باشد و گوشهای شنوا آن را دریابد.
در تفسیر المیزان، نکته مهم در این بخش، «گوش شنوا» است. شنیدن حقیقی فقط دریافت صدا نیست، انسان باید حقیقت را بشنود، در آن بیندیشد و آن را در جان خود نگه دارد. بنابراین، ممکن است یک حادثه تاریخی برای عدهای فقط داستان باشد، اما برای «أُذُنٌ وَاعِیَةٌ» هشداری برای زندگی باشد.
قیامت با یک دمیدن آغاز میشود
از آیه ۱۳، فضای آیات ناگهان از تاریخ به قیامت منتقل میشود «فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَةً وَاحِدَةً». یک دمیدن در صور، آغاز دگرگونی عظیم جهان است. زمین و کوهها «دَکَّتَا دَکَّةً وَاحِدَةً» میشوند و آسمان میشکافد «وَانْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وَاهِیَةٌ».
این توصیف نشان میدهد قیامت صرفاً ادامه وضعیت فعلی جهان نیست، نظامی که انسان به آن خو گرفته، دگرگون میشود و حقیقتی تازه آشکار میشود. سپس آیه ۱۸ جملهای تکاندهنده دارد، «یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْکُمْ خَافِیَةٌ» آن روز در معرض حساب قرار میگیرید و هیچ چیز از شما پنهان نمیماند.
روزی که کارنامه انسان را به دستش میدهند
در ادامه، قرآن دو سرنوشت کاملاً متفاوت را مقابل هم قرار میدهد. گروه نخست کسانی هستند که نامه اعمالشان را به دست راست میگیرند و با خوشحالی فریاد میزنند «هَاؤُمُ اقْرَءُوا کِتَابِیَهْ»، بیایید و کتاب مرا بخوانید.
راز این آرامش در جمله بعدی آشکار میشود «إِنِّی ظَنَنتُ أَنِّی مُلَاقٍ حِسَابِیَهْ»؛ من باور داشتم که به حساب خود خواهم رسید. همین باور به حسابرسی، انسان را در دنیا به مراقبت از رفتار خود وامیدارد. کسی که قیامت را جدی بداند، زندگی خود را بیحساب رها نمیکند.
پاداش او نیز «عِیشَةٍ رَاضِیَةٍ» و «جَنَّةٍ عَالِیَةٍ» است؛ زندگیای رضایتبخش در بهشتی بلندمرتبه که نعمتهایش نزدیک و دستیافتنی است.
حسرت بزرگ، وقتی مال و قدرت دیگر کاری از پیش نمیبرند
در مقابل، گروه دوم نامه اعمال را به دست چپ دریافت میکنند و با حسرت میگویند که «یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیَهْ». آنها آرزو میکنندایکاش اصلاً کارنامه خود را نمیدیدند. سپس اعترافی مهمتر مطرح میشود «مَا أَغْنَى عَنِّی مَالِیَهْ، هَلَکَ عَنِّی سُلْطَانِیَهْ» مال من به دادم نرسید و قدرت و سلطهام از میان رفت.
این دو جمله، از مهمترین پیامهای این بخش است، سرمایه، موقعیت اجتماعی و قدرتی که انسان در دنیا به آن تکیه میکند، در برابر حساب الهی استقلالی ندارد. ارزش واقعی انسان در آن روز با اعمال و ایمان او سنجیده میشود، نه با میزان دارایی یا نفوذش.
چرا سقوط این انسان فقط به «بیایمانی» ختم نمیشود؟
آیات ۳۰ تا ۳۴ مجازات این گروه را بیان میکند «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ، ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ» و سپس علت اصلی را توضیح میدهد «إِنَّهُ کَانَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ * وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ».
نکته قابل توجه اینجاست که قرآن در کنار ایمان نداشتن به خدا، بیتفاوتی نسبت به گرسنگی و نیازمندی مردم را نیز قرار میدهد. «لَا یَحُضُّ» تنها به معنای غذا ندادن نیست، حتی تشویق نکردن دیگران به اطعام مسکین را نیز دربرمیگیرد.
از این منظر، آیات پایانی تصویری روشن از ایمان حقیقی ارائه میکنند، ایمان فقط یک باور ذهنی نیست باید در رفتار انسان و نسبت او با محرومان جامعه دیده شود. کسی که خدا را «العظیم» میشناسد، نمیتواند نسبت به انسانهای گرسنه و نیازمند بیتفاوت باشد.
اینجاست که سوره حاقه، پس از ترسیم شکوه قیامت، مخاطب را به یک پرسش جدی درباره زندگی دنیوی بازمیگرداند، اگر روز حساب واقعاً در پیش باشد، امروز با ایمان، مال، قدرت و نسبت خود با محرومان چه میکنیم؟
منبع: فارس