یک زندانی مخالف روحانیت، پس از ماه‌ها هم‌نشینی و مشاهده رفتار اخلاقی رهبر شهید هنگام آزادی با گریه گفت: تو با من چه کردی که به روحانیت و اخلاق تو علاقه‌مند شدم؟

باشگاه خبرنگاران جوان - حجت‌الاسلام ناصر رفیعی خاطره‌ای از رهبر شهید در زندان روایت می‌کند که در آن، یک زندانی کمونیست و مخالف روحانیت، پس از ماه‌ها هم‌نشینی و مشاهده رفتار اخلاقی رهبر شهید هنگام آزادی با گریه گفت: تو با من چه کردی که به روحانیت و اخلاق تو علاقه‌مند شدم؟

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی سخنران مذهبی در مسجد امام خمینی(ره) بازار تهران با بیان خاطره ای به نقل از رهبر شهید انقلاب، از مواجهه ایشان با یک زندانی کمونیست و بی‌اعتقاد به دین گفت، فردی که به گفته آقا در نهایت تحت تأثیر رفتار و اخلاقشان قرار گرفت و هنگام آزادی از زندان، با گریه از تأثیر این برخورد بر خود سخن گفت.رفیعی در بیان این روایت گفت آقا فرمودند من زندان بودم. یک روز در زندان را باز کردند و آقایی را داخل زندان هل دادند. او حدود دو متر قد داشت و معلوم بود حسابی کتکش زده‌اند. او را گوشه زندان انداختند و رفتند.زندان هم تاریک بود. ما رفتیم یواش‌یواش کنارش نشستیم. دیدیم خیلی اذیت شده، هم گرسنه است و هم کتک خورده. از قیافه‌ام فهمید که آخوندم و گفت: برو، من از ملا خوشم نمی‌آید.

پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

گفتم خب خوشت نیاد؛ اما از مربا که خوشت می‌آید! این را بخور. مربا را خورد و من شروع کردم او را ماساژ دادن، چون دیدم کتک خورده است.به گفته وی، همین رفتار ساده زمینه‌ای برای شکل‌گیری ارتباط میان دو زندانی شد، ارتباطی که بدون بحث اعتقادی و تلاش برای تغییر عقیده طرف مقابل شکل گرفت.همین‌طور که ماساژش می‌دادم، برگشت و گفت: ببین آقای آخوند، نخوای من را نمازخوان کنی‌ها! من به هیچ‌چیز اعتقاد ندارم.

نه به خدا، نه به پیغمبر و نه به دین اعتقاد ندارم

طرف کمونیست بوده و می‌گفته که نه به خدا، نه به پیغمبر، نه به دین، نه به قرآن و نه به هیچ‌چیز اعتقاد ندارم. می‌گفت من با شما هم مبارزه می‌کنم. به او گفتم که من کاری به اعتقاداتت ندارم. تو هم زندانی مثل ما هستی. ما یک مدل زندانی هستیم و تو هم یک مدل زندانی.رفیعی تأکید کرد که آقا در این برخورد، به جای ورود به بحث‌های اعتقادی، تلاش کرده است با او مانند یک انسان و هم‌بندی رفتار کند.

وساطت برای دیدار با همسر زندانی

متوجه شدم خانمش هم زندانی است. رفتم واسطه شدم و یک ملاقاتی بین این دو گذاشتم. این رفتارها در طول مدت حضور آن فرد در زندان ادامه داشت و رابطه‌ خوبی میان ما شکل گرفت.دو ماه پیش ما در زندان بود. روزی که داشت می‌رفت، اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد و می‌گفت: تو با من چه کردی؟ با من چه کردی که من علاقه‌مند شدم به روحانیت و به این اخلاقی که تو با من داشتی؟ من این همه به تو توهین کردم و تو به من خوبی کردی.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار