پیش از نزول عذاب، خداوند قوم لوط را با نابینایی هشدار داد، اما آنان همچنان بر فساد و انکار پافشاری کردند.

باشگاه خبرنگاران جوان - پیش از نزول عذاب، خداوند قوم لوط را با نابینایی هشدار داد، اما آنان همچنان بر فساد و انکار پافشاری کردند. آیات ۲۸ تا ۴۹ سوره قمر، روایت این هشدار و سرنوشت تلخ طغیانگران است.

سوره قمر از آیه ۲۸ تا ۴۹، صفحه ۵۳۰ قرآن، یکی از منسجم‌ترین بخش‌های قرآن درباره سنت‌های تغییرناپذیر الهی در تاریخ است.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را تنها روایت چند حادثه تاریخی نمی‌داند، بلکه آنها را نمایش قانون همیشگی خداوند در برخورد با ایمان و طغیان معرفی می‌کند، قانونی که در هر عصر و جامعه‌ای تکرار می‌شود.

در این بخش، ابتدا داستان قوم ثمود و حضرت صالح (ع) به اوج خود می‌رسد و سپس سرگذشت قوم لوط و در پایان هشدار به مشرکان مکه بیان می‌شود تا روشن گردد که هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر سنت الهی مقاومت کند.

آزمونی که حقیقت دل‌ها را آشکار کرد

ماجرای حضرت صالح (ع) با دستور الهی درباره شتر معجزه‌آسا ادامه پیدا می‌کند. خداوند می‌فرماید که «وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ»؛ آب باید میان مردم و ناقه الهی تقسیم شود و هر کدام در زمان مشخص از آن استفاده می‌کنند.

این تقسیم آب، صرفاً یک برنامه اقتصادی نبود بلکه آزمونی برای سنجش میزان تسلیم مردم در برابر فرمان خدا به شمار می‌رفت. خداوند گاهی انسان‌ها را با احکامی می‌آزماید که ظاهر آنها ساده است، اما پذیرش یا نپذیرفتنشان نشان می‌دهد انسان در برابر حق، اهل تواضع است یا گرفتار تکبر.

قوم ثمود، اما این امتحان را برنتافتند. قرآن می‌گوید که «فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ» آنان خطرناک‌ترین فرد خود را فراخواندند و او شتر الهی را از پای درآورد. المیزان این اقدام را تصمیمی جمعی می‌داند هرچند قاتل یک نفر بود، اما همه قوم در این جنایت شریک بودند، زیرا با رضایت و حمایت خود زمینه آن را فراهم کردند.

سقوط تمدنی که خود را شکست‌ناپذیر می‌دانست

پس از کشتن ناقه، عذاب الهی تنها با یک فرمان فرا می‌رسد «فَکَانُوا کَهَشِیمِ الْمُحْتَظِرِ». قومی که روزی با قدرت و ثروت شناخته می‌شد، همانند شاخه‌های خشک و خردشده از میان رفت.

قرآن عمداً عظمت ظاهری تمدن ثمود را در برابر سرعت نابودی آن قرار می‌دهد تا نشان دهد قدرت‌های مادی هرچند بزرگ باشند، اگر بر ظلم و استکبار بنا شوند، در برابر اراده الهی دوام نخواهند آورد.

پس از پایان این داستان، آیه تکرارشونده سوره دوباره می‌آید «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ». المیزان این تکرار را دعوتی دائمی برای همه نسل‌ها می‌داند، قرآن فهم‌ناپذیر نیست، بلکه مشکل آنجاست که بسیاری حاضر نیستند از تاریخ درس بگیرند.

وقتی پاکی به جرم تبدیل می‌شود

بخش بعدی آیات، سرگذشت قوم لوط (ع) را روایت می‌کند. قرآن می‌فرماید که «کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ». آنان نه تنها پیامبر خود را تکذیب کردند، بلکه همه هشدار‌های الهی را نادیده گرفتند. در ادامه، قرآن از عذاب آنان با تعبیر «حَاصِبًا» یاد می‌کند طوفانی از سنگریزه که بر آنان فرود آمد، در حالی که خاندان لوط (ع) به لطف الهی نجات یافتند: «نَجَّیْنَاهُمْ بِسَحَرٍ».

نجات مؤمنان پیش از نزول عذاب، یکی از سنت‌های ثابت الهی است. خداوند هرگز مؤمنان را همراه با ستمگران نابود نمی‌کند، بلکه ابتدا راه نجات آنان را فراهم می‌سازد و سپس مجازات الهی فرا می‌رسد.

نعمت‌هایی که دیده نشد

قرآن یادآور می‌شود که خداوند پیش از عذاب، نعمت‌ها و هشدار‌های فراوانی در اختیار قوم لوط قرار داده بود «وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ». اما آنان نه تنها هشدار‌ها را جدی نگرفتند، بلکه حتی هنگامی که فرشتگان الهی به خانه لوط آمدند، با گستاخی قصد تعرض به میهمانان او را داشتند.

در این هنگام خداوند می‌فرماید که «فَطَمَسْنَا أَعْیُنَهُمْ» چشمانشان نابینا شد تا نتیجه جسارت خود را ببینند. المیزان این حادثه را نشانه‌ای از آن می‌داند که گاهی انسان پیش از عذاب نهایی، گرفتار کیفر‌هایی می‌شود که خود مقدمه سقوط کامل اوست؛ زیرا وقتی حقیقت آشکار نیز انسان را بیدار نکند، دیگر امیدی به بازگشت باقی نمی‌ماند.

هشدار به همه قدرت‌های مغرور

در پایان این بخش، خطاب قرآن از تاریخ فاصله می‌گیرد و مستقیماً متوجه مشرکان عصر پیامبر (ص) می‌شود «أَکُفَّارُکُمْ خَیْرٌ مِنْ أُولَئِکُمْ». آیا کافران امروز از اقوام گذشته نیرومندترند که انتظار داشته باشند از سنت الهی مستثنا شوند؟

این پرسش، در حقیقت نفی هرگونه استثنا در قوانین الهی است. همان قانونی که قوم نوح، عاد، ثمود و لوط را دربر گرفت، درباره همه ملت‌هایی که راه آنان را ادامه دهند نیز جاری خواهد بود.

آیات پایانی نیز با جمله کوتاه، اما تکان‌دهنده «إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» حقیقت دیگری را بیان می‌کند؛ همه حوادث جهان بر اساس اندازه، حکمت و تقدیر الهی جریان دارد؛ بنابراین پیروزی یا شکست ملت‌ها نیز تصادفی نیست، بلکه نتیجه انتخاب‌ها و رفتار‌های آنان در چارچوب سنت‌های الهی است.

پیام مشترک این آیات از نگاه المیزان روشن است، تمدن‌ها نه با کمبود امکانات، بلکه با سرکشی در برابر حقیقت سقوط می‌کنند. هر جامعه‌ای که هشدار‌های الهی را نادیده بگیرد و غرور را جایگزین حقیقت‌جویی کند، دیر یا زود همان سرنوشتی را خواهد یافت که قرآن بار‌ها در تاریخ به تصویر کشیده است و در مقابل، نجات همواره سهم کسانی است که در سخت‌ترین آزمون‌ها نیز فرمان خدا را بر خواسته‌های خود مقدم می‌دارند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha