جان هالز از آرسنال تا آرمـانی، از چمن تا کت‌واک، از مصدومیت تا موفقیت، یک چیز را ثابت کرده: بعضی رؤیاها را باید دو بار زندگی کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان - بعضی آدم‌ها انگار سهم‌شان از زندگی فقط یک رؤیا نیست؛ دو تاست، سه تاست، انگار دنیا برایشان درِ پشتی دارد. جان هالز از همان جنس آدم‌هاست؛ مردی که یک‌بار با کفش فوتبال روی چمن‌های لندن و پاریس دوید و بار دیگر با کت‌وشلوار آرمـانی روی صحنه‌های میلان و نیویورک قدم زد. انگار زندگی برایش دو بار شروع شد؛ یک‌بار در آرسنال، یک‌بار در دنیای مد.

هالز از آکادمی هیل‌اند بیرون آمد؛ همان جایی که نسل‌های طلایی آرسنال از دلش بیرون می‌آمدند. مدافع جوانی که آن‌قدر خوب بود که پیراهن تیم ملی جوانان انگلیس را پوشید و کنار تیری آنری، پاتریک ویرا و دنیس برگ‌کمپ تمرین کرد. سه بازی برای تیم اول آرسنال انجام داد و بعد راهش افتاد در چهار طبقه فوتبال انگلیس؛ ده باشگاه، ده تجربه، ده فصل از زندگی که با مصدومیت‌ها و سفر‌های بی‌پایان گذشت.

اما فوتبال همیشه بی‌رحم‌تر از رؤیاهاست. مصدومیت آشیل، همان ضربه‌ای که خیلی‌ها را از پا انداخته، در ۳۰ سالگی او را هم بازنشسته کرد. پنج روز بیشتر طول نکشید تا بفهمد زندگی باید از نو تعریف شود. پنج روز گریه، پنج روز خالی شدن، پنج روز نگاه کردن به آخرین فیش حقوقی. بعد، در یک مرکز خرید، سرنوشت دوباره صدایش کرد.

زن جوانی جلو آمد و پرسید: «تو مدل هستی؟» هالز گفت نه، اما انگار دنیا جوابش را داده بود. فردا رفت برای تست‌شوت، چند عکس، چند ژست، چند نگاه. همان‌جا گفتند: «می‌خواهیم امضا کنیم.» شش روز بعد از خداحافظی با فوتبال، مدل شده بود. انگار زندگی برایش یک درِ تازه باز کرده بود؛ درِ آرمـانی، درِ دولچه‌گابانا، درِ کت‌واک‌های بزرگ.

هالز می‌گوید اعتمادبه‌نفس فوتبالی‌ها کمکش کرد. همان اعتمادبه‌نفسی که باعث می‌شود فکر کنند می‌توانند گلف بازی کنند، بسکتبال بازی کنند، تنیس بازی کنند. همان اعتمادبه‌نفسی که باعث می‌شود از هیچ عکاسی نترسند، از هیچ صحنه‌ای جا نخورند. می‌گوید جلوی ۳۰ هزار نفر بازی کردن سخت‌تر است از جلوی ۲۰ نفر با دوربین. بدنش را بلد بود؛ می‌دانست چطور بایستد، چطور شانه بیندازد، چطور زاویه بدهد. بعضی چیز‌ها از فوتبال به مد منتقل می‌شود؛ کنترل بدن، حضور در صحنه، نفس کشیدن وسط نگاه‌ها.

البته همه چیز هم آسان نبود. اولین‌بار که مجبور شد با شورت مدلینگ جلوی ۲۰ نفر بایستد، می‌گوید عجیب بود؛ مخصوصاً وقتی «کاپ» ندهند. اما بدن فوتبالی همیشه آماده است؛ همیشه در فرم است. همین شد که اعتمادبه‌نفسش حفظ شد.

اما دنیای مد، دنیای رقابت است؛ رقابتی که گاهی از فوتبال هم بی‌رحم‌تر است. اولین بار که برای آرمـانی رفت، دید صد‌ها نفر پشت در ایستاده‌اند. در که باز شد، همه دویدند؛ دوی صد متر تا جلو صف. اگر عقب می‌ماندی، سه ساعت دیگر باید منتظر می‌ماندی تا جلوی آرمـانی قدم بزنی. هالز می‌گوید همان‌جا فهمید این دنیا شوخی ندارد. اما وقتی بالاخره انتخاب شد، وقتی برای آرمـانی قدم زد، فهمید به قله رسیده. پانزده سال است که برای همان برند کار می‌کند؛ جایی که در مد، مثل فوتبال، وفاداری کمیاب است.

اما زندگی مدل‌ها همیشه براق نیست. سفر‌های بی‌پایان، تنهایی فرودگاه‌ها، هتل‌های سرد، شهر‌های غریب. هالز می‌گوید سه سال اول، تنهایی مثل دیوار به او خورد. از تیمی که ۳۰ نفره سفر می‌کرد، رسید به زندگی تک‌نفره. می‌گوید افسرده شد، تنها شد، مجبور شد پیش روان‌درمانگر برود. اما کم‌کم یاد گرفت با این تنهایی کنار بیاید؛ یاد گرفت از سفر‌ها لذت ببرد، از کار‌های بزرگ انرژی بگیرد.

درآمد هم مثل فوتبال نیست. فوتبالیست حتی اگر روی نیمکت باشد، پولش را می‌گیرد. مدل اگر کار نکند، هیچ ندارد. می‌گوید همیشه دو هفته با بیکاری فاصله دارد. همیشه منتظر تماس است؛ تماس آژانس، تماس مشتری. می‌گوید مدل کار نکرده، زندگی سختی دارد؛ مدل کار کرده، زندگی رؤیایی.

در مد، مثل فوتبال، همه چیز درجه‌بندی دارد: کار‌های ارزان، کار‌های متوسط، کار‌های بزرگ، کمپین‌ها، کت‌واک‌ها، تبلیغات عطر. تبلیغ عطر همان جایی است که پول واقعی می‌آید؛ همان جایی که مدل‌ها رؤیایش را دارند. هالز هنوز آن کار بزرگ را نگرفته، اما با این مسیر، بعید نیست روزی برسد.

جان هالز از آرسنال تا آرمـانی، از چمن تا کت‌واک، از مصدومیت تا موفقیت، یک چیز را ثابت کرده: بعضی رؤیا‌ها را باید دو بار زندگی کرد.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار