باشگاه خبرنگاران جوان - با برکناری اسدا... علم و روی کار آمدن حسنعلی منصور، در اوایل دهه ۱۳۴۰، نسل جدیدی از سیاستمداران، قدرت را به دست گرفتند که در حوزه سیاست خارجی، برخلاف پیشینیان خود، بیش از انگلیس، موافق و همسو باسیاستهای آمریکا و خواهان مراودات دیپلماتیک و تجاری بیشتر با این کشور بودند.
این دیدگاه، در ادامه، سبب افزایش واردات کالاهای آمریکایی و به ویژه باعث خرید تسلیحات نظامی از آمریکا و وابستگی فزاینده تجاری و نظامی کشور شد و روزبهروز، بر میزان حضور مستشاران آمریکایی در ایران افزود. گرایش به فرهنگ غرب، در بین نخبگان سیاسی جدید و اجرای سیاستگذاریهای فرهنگی و اجتماعی در این راستا، همچون افزایش کلوپهای شبانه در تهران، باعث تضعیف هویت ملی و ایجاد پدیده ازخودبیگانگی فرهنگی در جامعه شد.
در این زمان، اندیشمندان و روشنفکران دانشگاهی و حوزوی، در برابر مسخ فرهنگ و ارزشهای جامعه ایرانی ایستادند و برای احیای هویت و بازگشت به خویشتن، تلاشهای فرهنگی گستردهای کردند؛ که همین امر، سبب تضاد میان رژیم پهلوی و روشنفکران حکومتی و در ادامه، برخورد با دانشگاهیان و اندیشمندان حوزوی شد.
این برخوردها و زندانی و تبعید کردنهای هر یک از روحانیان، دانشمندان، استادان دانشگاه و نویسندگان که از سال ۱۳۵۰ شدت بیشتری پیدا کرد، اثر تبلیغی منفی شدیدی برای رژیم پهلوی در پی داشت و شرایط را برای اوج گیری انقلاب اسلامی فراهم کرد. این طیف از نخبگان سیاسی جدید و جوانِ تازه به قدرت رسیده، در ادامه دوران پهلوی دوم، کارگزار اصلی جریان به اصطلاح نوسازی شدند؛ طیفی که وابسته به اندیشههای و الگوهای غربی بودند و بهجای بهرهگیری از عناصر پویا و سازنده اندیشه غرب در امر نوسازی، تنها نقش دلال انتقال عقاید و نظام ارزشی و هنجارهای غیربومی و بیگانه را ایفا میکردند و خود را تافته جدا بافته از ملت میدانستند.
درمجموع، نخبگان سیاسی که پس از دولت حسنعلی منصور سرکارآمدند، به دلیل داشتن روحیات غربی و ناآگاهی از دغدغهها و مشکلات مردم ایران، در بسیاری از مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ناکام ماندند و همچنین، با اجرای سیاستگذاریهای اشتباه و تقلیدگونه از غرب، سقوط رژیم پهلوی را تسریع کردند.
منبع: قدس آنلاین