باشگاه خبرنگاران جوان - مدینه تنها یک جغرافیا نیست، بلکه حقیقتی نورانی در درون انسان است. تمدن حقیقی با گام نهادن در شهر علم پیامبر (ص) و تمسک به ولایت امیرالمؤمنین (ع)، جان آدمی را از تاریکیها نجات داده و به نور الهی روشن میکند.
یکی از عنوانهایی که شایسته تأمل است، عنوان «مدینه منوّره» است. هر اجتماع شهری را میتوان «مدینه» نامید، اما شهر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چنان با این عنوان اختصاص یافت که «المدینة» خود نامی برای آن شد و سپس با نور پیوند خورد و «المدینة المنوّرة»؛ شهر نورانی نام گرفت. اینجا پرسشی مهم مطرح میشود: راز این مدینه چیست؟ و این مدینه چه نوع «مدنیّتی» در انسان ایجاد میکند؟
مدینه و ساختن انسان
مدنیّت حقیقی تنها با فراوانی ساختمانها و پیشرفت فناوری سنجیده نمیشود؛ معیار مهمتر، انسانی است که یک مدینه میسازد. ممکن است کسی در پیشرفتهترین شهرهای جهان از نظر مادی زندگی کند، اما همچنان از نور و هدایت فاصله داشته باشد؛ و ممکن است انسانی دور از مظاهر تمدن مادی زندگی کند، اما از اهل «مدینة العلم» باشد. در این نگاه، مدنیّت از درون انسان آغاز میشود؛ از معرفت، ایمان، اطاعت و رابطه او با خداوند متعال.
از همینجا میتوان با نگاهی عمیقتر به سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نگریست: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بَابُهَا» «من شهر علمم و علی دروازه آن است.» رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم علم را به صورت یک شهر معرفی میکند؛ و شهر جایی است که انسان وارد آن میشود، در آن سکونت میکند و به آن تعلق مییابد. پس مطلوب آن است که انسان از اهل مدینة العلم گردد و در فضای معرفت و هدایت آن زندگی کند.
این مدینه دروازه دارد
اما این شهر، دروازهای دارد و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن را معرفی کرده است: امیرالمؤمنین علی علیه السلام. از همینجا میان مدنیّت و ولایت پیوند برقرار میشود. کسی که میخواهد وارد شهر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و فضای علم و هدایت او گردد، از دری وارد میشود که صاحب این شهر تعیین کرده است. در این نگاه، اسلام انسان را وارد عالمی تازه میکند و ولایت، دروازه ورود به ژرفای این عالم است.
از این رو، این مدینه پیش از آنکه تنها یک جغرافیا باشد، میتواند حقیقتی در قلب انسان گردد.
ممکن است انسان از نظر جسمی هزاران کیلومتر از مدینه منوّره فاصله داشته باشد، اما قلب، اندیشه و ولایت او در شهر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سکونت داشته باشد. پس پرسش عمیقتر تنها این نیست که: انسان در کدام شهر زندگی میکند؟
پرسش این است: کدام شهر در وجود انسان زندگی میکند؟ چرا «منوّره»؟ در اینجا معنای «منوّره» نیز جلوه دیگری پیدا میکند.
خداوند متعال میفرماید: ﴿اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ﴾. کار اسلام آن است که انسان را از تاریکیها به سوی نور حرکت دهد. از این منظر میتوان در عنوان «مدینه منوّره» تأمل کرد: شهری که مقصد آن، نورانی ساختن انسان است.
عمران، مکان را میسازد؛ نور الهی، انسان را میسازد. ممکن است شهری در بالاترین مراتب پیشرفت مادی قرار گیرد، اما انسان در آن همچنان گرفتار: ﴿ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ﴾ باشد.
از این رو، یکی از معیارهای اساسی مدنیّت این است: این مدینه چه انسانی میسازد؟
مدنیّت و اصالت
این بحث با آنچه پیشتر درباره «اُمّی بودن و اصالت» بیان شد نیز ارتباط پیدا میکند. خداوند متعال میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ﴾.
بر اساس مبنایی که در آن بحث درباره ارتباط «اُمّی» با اصالت مطرح شد، میتوان میان «انسان اصیل» و «انسان مدنی» نیز پیوندی زیبا مشاهده کرد. اصالت حقیقی با بازگشت به وحی شکل میگیرد و مدنیّت حقیقی با ورود به شهر علم و نور تحقق پیدا میکند. از همین جهت، وصف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در دعا با تعبیر «التِّهَامِیِّ الْمَدَنِیِّ» نیز قابل تأمل است؛ «مدنی» بودن در این نگاه، ما را به شهری میرساند که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن را بر پایه وحی، علم و هدایت بنا کرده است.
راز مدینه منوّره
از اینجا میتوان به راز مدینه منوّره در این تأمل نزدیک شد: مدینه حقیقی، شهری است که انسان را «مدنی» میکند. و مدنی، در این معنا، انسانی است که وارد عالم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شده، به «مدینة العلم» راه یافته و از دروازه آن، یعنی امیرالمؤمنین علی علیه السلام، وارد شده و سپس در نور و هدایت معصومین از اهل بیت علیهم السلام زندگی کرده است.
این معنا با آنچه پیشتر درباره «مدینه اربعین» بیان شد نیز ارتباط پیدا میکند؛ زیرا مدینه در این نگاه، گستردهتر از مرزهای جغرافیایی است. مدینه میتواند یک منطق، یک فرهنگ و یک حقیقت باشد که در قلبها جای میگیرد و هر جا ارتباط با امام علیه السلام حضور داشته باشد، امتداد پیدا میکند.
در نتیجه، زنجیرهای زیبا در برابر ما شکل میگیرد: اُمّی بودن ← اصالت ← اسلام ← مدینة العلم ← امیرالمؤمنین علی علیه السلام، دروازه آن ← نور ← مدنیّت حقیقی
پس مدینه منوّره پیش از آنکه تنها مکانی برای سکونت جسم انسان باشد، راهی را در برابر او میگشاید تا خودِ مدینه در قلب او سکونت کند.
وقتی انسان از دروازه حقیقی وارد مدینة العلم شود، نورانی میگردد؛ و هنگامی که نورانی شد، به مدنیّت حقیقی میرسد. این همان مدنیّتی است که اسلام میسازد: انسان در شهر نور ساکن شود و شهر نور نیز در وجود انسان جای گیرد.
منبع: قدس آنلاین